دیدنی های استانبول

 

دیدنی‌های استانبول به تنهایی می‌توانند یکی از دلایل اصلی سفر به این شهر پرجاذبه باشند. برای یک سفر کوتاه و نسبتا کم‌هزینه یا حتی زمینی، هیچ‌جا بهتر از استانبول نیست؛ شهری میان آسیا و اروپا و پر از دیدنی‌ها و تفریحات رنگارنگ؛ از قصر‌ها و مسجد‌های عثمانی تا کلیسا‌های رومی و از جنگل و جزیره و دریا تا حمام‌های تاریخی. محبوب‌ترین دیدنی‌های استانبول برای مسافران، کاخ‌ها، مسجدها، کلیساها و قصرهایی است که قدمت آن‌ها به امپراطوری رومی‌ها، بیزانس و دوره‌ی عثمانی‌ها می‌رسد. یکی از مشهورترین دیدنی‌های استانبول مسجد سلطان احمد است که با معماری زیبا و شش مناره‌ی آبی رنگش به مسجد آبی معروف شده. روبروی مسجد سلطان‌احمد، موزه‌ تماشایی ایا صوفیه قرار گرفته که سرسرای وسیعش، دنیایی از فرهنگ و هنر اسلامی ترکیه را در خودش دارد. در بالای منطقه‌ی سلطان‌احمد و نزدیک به شاخ‌طلایی، مدخلی که بخش قدیمی و جدید استانبول را از هم جدا می‌کند، کاخ توپکاپی است که نزدیک به چهارصد سال مرکز سلاطین عثمانی بوده و امروز با کلکسیونی از چینی‌ها، جواهرات، لباس‌ها و تخت‌های طلاکوب عثمانی یکی از دیدنی‌های استانبول شده و چشم‌انداز زیبایی هم به تنگه‌ی بسفر دارد؛ تنگه‌ بسفر همان تنگه‌ای است که دریای سیاه و مرمره را به هم وصل می‌کند و استانبول را بین آسیا و اروپا تقسیم کرده. کاخ دولما باغچه نیز در ساحل تنگه‌ بسفر قرار گرفته.در مورد تور ترکیه بیشتر بدانید.

کاخ دولما باغچه استانبول – Dolmabahçe Palace ، ترکیه :

 

کاخ دولما باغچه استانبول که در نزدیکی ساحل تنگه بسفر قرار گرفته الهام گر بسیاری از معماران و هنرمندان می باشد، این کاخ که توسط سلطان عبدالمجید اول در اواسط قرن 19 میلادی ساخته شده ودر دوره آخرین سلاطین عثمانی محل اقامت اولیه و کرسی حکومتی بوده. با بازدید از نما و معماری این کاخ زیبا می توان تلفیقی از طراحی های عربی و اروپایی را مشاهده کرد. این مسجد دارای سه بخش مختلف می باشد، the Selâmlık، حرم و  . Veliaht Dairesi درست در خارج از دروازه مسجد دولما باغچه مسجد Muallim Naci Caddesi ساخته شده است.

ساعات بازدید از کاخ :

 

همه روز به جز روز های دو شنبه و پنج شنبه از ساعت 9 صبح الی 16 قادر خواهید بود تا از تماشای این کاخ لذت ببرید.

آدرس کاخ دولما باغچه استانبول :

 

ترکیه، Vişnezade Mh., 34357 Beşiktaş

چگونه به کاخ دولما باغچه استانبول – Dolmabahçe Palace برویم :

 

برای بازدید از این کاخ زیبا بهترین راه استفاده از قطار زیرزمینی و یا تراموا است، به سمت ایستگاه کاباتاش حرکت کنید، با پیاده شدن در این ایستگاه قطار زیرزمینی کاباتاش با تابلو های راهنمایی که شما را به کاخ هدایت می کنند بر خواهید خورد.برای مطالعه مطالب بیشتر در مورد تور ارمنستان و همچنین تور تایلند به سایت سفر باتو مراجعه کنید.

مسجد جامع سلیمانیه

 

6 این مکان دیدنی را می پسندم

این مکان دیدنی را به اشتراک بگذارید

 

نام مرکز دیدنی

Süleymaniye Mosque Complex

کشور

ترکیه

شهر

استانبول

منطقه

فاتیح (Fatih)

زمان پیشنهادی برای گذراندن

کمتر از 1 ساعت

نرخ قیمت

رایگان

آدرس

Sinan Aga Mah. Zeyrek Cad. No:4 | Zeyrek, Fatih, Istanbul

 

مسجد جامع سلیمانیه که بزرگترین مسجد استانبول است به دستور سلطان سلیمان اول و به دست معمار سینان در سال‌های ۱۵۵۰ تا ۱۵۵۷ ساخته شده است. این مسجد در شمال دانشگاه استانبول واقع شده است و چشم انداز گلدن هورن را دارد. ارتفاع گنبد این مسجد ۵۳ متر و قطر گنبد 27.5 متر است. همچنین این بنا به سنت عثمانی چهار گل‌ دسته دارد که نشان از این می باشد که این مسجد به دستور یک پادشاه ساخته ‌شده. سبک معماری آن نیز مانند دیگر کارهای معمار سنان و معماران عثمانی ترکیبی از سبک معماری بیزانسی و اسلامی است. بر پایه رسم آن دوره این مسجد دارای ساختمان‌های جانبی نظیر حوزه علمیه، حمام، کتابخانه، کاروانسرا، بیمارستان و آشپزخانه عمومی نیز ‌است. اگرچه این مسجد کمتر از ایاصوفیه مزین شده است ولی هنوز تشابهات زیادی بین آن دو می توان یافت چرا که به دست یک معار ساخته شده اند. در باغ پشت سلیمانیه به جز آرامگاه‌های سلطان سلیمان اول، همسر و دخترش، آرامگاه‌های سلطان سلیمان دوم و سلطان احمد دوم قرار دارد. پس از گذشت سه سال ترمیم گسترده توسط معماران و خوشنویسان و تحت نظر مورخان تاریخ و همچنین هزینه شش میلیون و سیصد هزار یورو در عید قربان سال 2010 این مسجد دوباره بازگشایی شد.مطالب مفید و خواندنی در مورد تور کیش در سایت سفر باتو موجود است.

 

 

 

 باسیلیکا سیسترن | Basilica Cistern

Sergey Dzyuba

Joshua Davenport

 

Address : Alemdar Mh., Yerebatan Cd. 1/3, 34410 Fatih/Istanbul, Turkey

آدرس : استانبول، منطقه فاتح، محله علمدار، خیابان یرباتان ۱/۳

ساعت دسترسی : ۹:۰۰ – ۱۷:۳۰

تلفن : +90 212 522 12 59

هزینه ورود : ۲۰ لیر لیر ترکیه (معادل ۳۶,۲۲۰ تومان)

وب سایت : کلیک کنید

امتیاز گوگل : ۴.۵

امتیاز Trip Advisor : ۴.۵

 

وضعیت نگهداری

 

خوب

 

ارزش تاریخی

 

متوسط

 

با یکی از غیر منتظره ترین و البته متفاوت ترین جاذبه های استانبول طرف هستید. باسیلیکا سیسترن را می توان جایی مخلوط از تاریخ و داستان های رومانتیک دانست و برای بازدیدش لحظه شماری کرد. باسیلیکا سیسترن در واقع سرداب کلیسایی است که در قرن ششم میلادی ساخته شده و آب شهر قسطنطنیه را تأمین می کرده است. البته که جذابیت باسیلیکا تنها به این موضوع بر نمی گردد و وقتی پا به درون این سردابه هزار و پانصد ساله بگذارید، با ۳۳۶ ستون غول پیکر رو به رو می شوید که سقف سرداب را از ریزش حفظ کرده اند.بیشتر ببینید و بخوانید: تور تفلیس

 

درون این زیرزمین تاریخی گردش کنید و عجیب ترین ستون را بیابید: ستونی با کله بر عکس مدوسا! خوب است بدانید که مدوسا یکی از شخصیت های اساطیری روم باستان است که وجود آن در این سرداب، هویت سازندگانِ بیزانسی باسیلیکا سیسترن را تائید می کند.

بانک زبان : آموزش زبان انگلیسی

بانک زبان با هدف آموزش هرچه ساده تر علاقه مندان به زبان انگلیسی و با هدف در دسترس قرار دادن بهترین منابع آموزش زبان انگلیسی از تابستان ۱۳۹۶ شکل گرفت. بانک زبان یکی از مجموعه های گروه تکنویاب که جزء بزرگ ترین و قوی ترین وبسایت های خبری در حوزه معرفی اخبار تکنولوژی می باشد بنا شده است

شما در بانک زبان می توانید هر عنوان آموزش انگلیسی را با هر میزان حجم فایل، صرفا با پرداخت هزینه بسیار پایین، دانلود و استفاده نمایید. همچنین امکان تهیه ی پستی کلیه محصولات آموزشی با هزینه مناسب برای همگان مقدور و ارسال کلیه محصولات آموزش زبان انگلیسی کاملا رایگان می باشد

لازم به توضیح می باشد بانک زبان با هدف ارتقای سطح روابط مردم ایران با عرضه برترین محصولات آموزش زبان انگلیسی دنیا، قصد آموزش زبان انگلیسی را همانند زبان مادری به شما دارد. با ما جهت ارتقاء مهارت های خود همراه باشید

دو-، افسردگي، افسردگی، آزادی سطح، دار آماره، آزادی، 05/0، جدول، نوزاد، افسردگي ارزش درجه

وجود دارد.
جدول 1- وضعيت خواسته يا ناخواسته بودن بارداري

خواسته
ناخواسته
مجموع
افسردگی
دارد
9
69
78

ندارد
253
69
322
مجموع
262
138
400
مشاهده مي شود در مجموع 78 نفري كه افسردگي دارند، 69 نفر آنها ناخواسته باردار شده اند.

جدول 2- آزمون كاي دو – رابطه بين خواسته يا ناخواسته بودن بارداري با افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
124.855a
1
.000
تعداد
400

مشاهده می شود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه وضعيت باروري و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.

فرضيه 1-2 ) بين سابقه سقط و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 3- وضعيت سابقه سقط و افسردگي

با سابقه
بدون سابقه
مجموع
افسردگی
دارد
51
27
78

ندارد
33
289
322
مجموع
84
316
400

مشاهده مي شود بيشتر افرادي كه افسردگي دارند سابقه سقط جنين داشته اند.

جدول 4- آزمون كاي دو- رابطه بين سقط و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
115.058a
1
.000
تعداد
400

مشاهده می شود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه سقط جنين و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.

فرضيه 1-3 ) بين وضعيت سابقه نازايي و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 5- وضعيت سابقه نازايي و افسردگي

داشته
نداشته
مجموع
افسردگی
دارد
30
48
78

ندارد
66
256
322
مجموع
96
304
400

مشاهده مي شود بيشتر زناني كه افسردگي دارند سابقه نازايي نداشته اند.

جدول 6- آزمون كاي دو- رابطه بين وضعيت سابقه نازايي و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
11.110a
1
.001
تعداد
400
مشاهده می شود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه سابقه نازايي و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.

فرضيه 1-4 ) بين مرده زايي و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 7- وضعيت مرده زايي و افسردگي

داشته
نداشته
مجموع
افسردگی
دارد
51
27
78

ندارد
18
304
322
مجموع
69
331
400

جدول 8- آزمون كاي دو- رابطه بين مرده زايي و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
157.274a
1
.000
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه مرده زايي و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 1-5) بين بيماري جسماني مادر ،داشتن عارضه طی بارداری و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 9- وضعيت افسردگي و بيماري جسماني و..

داشته
نداشته
مجموع
افسردگی
دارد
78
0
78

ندارد
15
307
322
مجموع
93
307
400

جدول 10- آزمون كاي دو- رابطه بین افسردگي و بيماري جسماني

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
319.856a
1
.000
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه بيماري جسماني و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 1-6) بين نوع زايمان و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 11- وضعيت افسردگي و نوع زايمان

طبيعي
سزارين
سزارين اورژانسي
مجموع
افسردگی
دارد
0
33
45
78

ندارد
163
135
24
322
مجموع
163
168
69
400

جدول 12- آزمون كاي دو- رابطه بين نوع زايمان و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
131.358a
2
.000
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 2 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه نوع زايمان و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 1-7) بين نوبت زايمان و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 13- وضعيت نوبت زايمان و افسردگي

اول
دوم
سوم
بالاتر از سوم
مجموع
افسردگی
دارد
0
36
30
12
78

ندارد
131
149
21
21
322
مجموع
131
185
51
33
400

جدول 14- آزمون كاي دو- رابطه بين نوبت زايمان و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
87.951a
3
.000
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 3 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه نوبت زايمان و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 1-8) بين تعداد فرزند و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 15- وضعيت تعداد فرزند و افسردگي

يک
دو
سه
بيش از سه
مجموع
افسردگی
دارد
0
36
30
12
78

ندارد
131
149
21
21
322
مجموع
131
185
51
33
400

جدول 16- آزمون كاي دو- رابطه بين تعداد فرزند و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
87.951a
3
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 3 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه تعداد فرزند و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 2-1 ) بين جنس نوزاد فعلي و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 17 – وضعيت جنس نوزاد فعلي و افسردگي

پسر
دختر
دوقلو
مجموع
افسردگی
دارد
30
48
0
78

ندارد
127
186
9
322
مجموع
157
234
9
400

جدول 18- آزمون كاي دو- رابطه بين وضعيت جنس نوزاد فعلي و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
2.348a
2
.309
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 2 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه جنس نوزاد فعلي و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 2-2) بين بیماری نوزاد و افسردگی رابطه وجود دارد.
جدول 19- وضعيت بیماری نوزاد و افسردگي

بيمار
سالم
مجموع
افسردگی
دارد
26
52
78

ندارد
272
50
322
مجموع
298
102
400

جدول 20- آزمون كاي دو –رابطه بين وضعيت نوزداد و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
86.436a
1
.000
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه وضعيت نوزاد فعلي و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 2-3) بين تغذيه نوزاد و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 21- وضعيت تغذيه نوزاد و افسردگي

شيرمادر
ساير
مجموع
افسردگی
دارد
22
56
78

ندارد
287
35
322
مجموع
309
91
400

جدول 22- آزمون كاي دو –رابطه تغذيه نوزاد و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
132.619a
1
.000
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه تغذيه نوزاد و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 2-4) بين بستري شدن نوزاد و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول23- وضعيت بستري شدن نوزاد و افسردگي

بله
خير
مجموع
افسردگی
دارد
39
39
78

ندارد
44
278
322
مجموع
83
317
400

جدول 24- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت بستري شدن نوزاد و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
50.412a
1
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه بستري شدن نوزاد و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضیه 3 -1) بین سن و افسردگی پس از زایمان رابطه وجود دارد.
جدول 25 – وضعیت سن و افسردگی

20 سال و کمتر
21 تا 25 سال
26تا 31 سال
بالاتراز 30 سال
مجموع
افسردگی
دارد
27
15
21
15
78

ندارد
16
126
152
28
322
مجموع
43
141
173
43
400
مشاهده می شود در جدول فوق افسردگی در زنان 20 سال و کمتر ، بیشتر است.

جدول 26- آزمون کای دو- رابطه بین سن و افسردگی زنان پس از زایمان

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
84/70
3
000/0
تعداد
400
مشاهده می شود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 3 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه سن و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.

فرضیه 3-2 ) بین تحصیلات و افسردگی پس از زایمان رابطه وجود دارد.
جدول 27 – وضعیت تحصیلات و افسردگی

بی سواد
دبستان
راهنمایی
دبیرستان
دانشگاهی
مجموع
افسردگی
دارد
30
48
0
0
0
78

ندارد
0
78
130
46
68
322
مجموع
30
126
130
46
68
400

جدول 27 – وضعيت تحصيلات و افسردگي را نشان مي دهد، مشاهده مي شود در مجموع 78 نفري كه افسردگي دارند، 30 نفر بي سواد و 48 نفر تحصيلات ابتدايي داشته اند.

جدول 28- آزمون کای دو- رابطه بین تحصیلات و افسردگی زنان پس از زایمان

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
7/210
4
000/0
تعداد
400
مشاهده می شود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 4 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه تحصيلات و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.

فرضیه 3-3) بین اشتغال و افسردگی پس از زایمان رابطه وجود دارد.

جدول 29 – وضعیت اشتغال و افسردگی

شاغل
غیر شاغل
مجموع
افسردگی
دارد
0
78
78

ندارد
175
147
322
مجموع
175
225
400
جدول 29– وضعيت اشتغال و افسردگي را نشان مي دهد، مشاهده مي شود در مجموع 78 نفري كه افسردگي دارند، همه آنها در گروه غير شاغل قرار دارند.

جدول 30- آزمون کای دو- رابطه بین اشتغال و افسردگی زنان پس از زایمان

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
75.362a
1
.000
تعداد
400

مشاهده می شود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه اشتغال و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.

فرضيه 3-4 ) بین مجرد، متاهل ، بیوه ، مطلقه بودن با افسردگی پس از زایمان رابطه وجود دارد.
جدول 31- وضعيت تاهل و افسردگي

مجرد
متاهل
بیوه
مطلقه
مجموع
افسردگی
دارد
2
25
33
18
78

ندارد
0
289
33
0
322
مجموع
2
314
66
18
400

جدول 31– وضعيت تاهل و افسردگي را نشان مي دهد، مشاهده مي شود در مجموع 78 نفري كه افسردگي دارند، بیشتر آنها در گروه بيوه يا مطلقه قرار دارند.
جدول 32 – آزمون كاي دو- رابطه بين وضعيت ازدواج و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
286.128a
3
.000
تعداد
400
مشاهده می شود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 3 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه وضعيت ازدواج و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.

فرضيه 3-5 ) بين وضعيت اشتغال همسر و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 33- وضعيت اشتغال همسر

بيکار
کارگر
کارمند
آزاد
مجموع
افسردگی
دارد
36
24
18
0
78

ندارد
0
45
123
154
322
مجموع
36
69
141
154
400
جدول 33– وضعيت ازدواج و اشتغال همسر را نشان مي دهد، مشاهده مي شود در مجموع 78 نفري كه افسردگي دارند، همسران آنها جزء افراد بيكار، كارگر و كارمند بودند.

جدول 34- آزمون كاي دو- رابطه بين وضعيت اشتغال همسر و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
200.259a
3
.000
تعداد
400
مشاهده می شود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 3 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه وضعيت اشتغال همسر و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.

فرضيه 4-1) بين علاقه به همسر و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 35- وضعيت علاقه به همسر و افسردگي

دارد
ندارد
مجموع
افسردگی
دارد
49
29
78

ندارد
316
6
322
مجموع
365
35
400

جدول 36- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت علاقه به همسر و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
98.083a
1
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه علاقه به همسر و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-2) بين روابط با همسر و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 37- وضعيت روابط با همسر و افسردگي

مطلوب
نامطلوب
مجموع
افسردگی
دارد
71
7
78

ندارد
322
0
322
مجموع
393
7
400

جدول 38- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت روابط با همسر و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو-

افسردگی، زایمان، 05/0، آزادی، دو-، دار آماره، افسردگي، آزادی سطح، افسردگي ارزش درجه، نوزاد

پیرسون
29.412a
1
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه روابط با همسر و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-3) بين رضايت زناشويي و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 39- وضعيت رضايت زناشويي و افسردگي

دارد
ندارد
مجموع
افسردگی
دارد
38
40
78

ندارد
302
20
322
مجموع
340
60
400

جدول 40- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت رضايت زناشويي و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
100.040a
1
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه رضايت زناشويي و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-4) بين رابطه با مادر و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 41- وضعيت رابطه با مادر و افسردگي

دارد
ندارد
مجموع
افسردگی
دارد
9
69
78

ندارد
322
0
322
مجموع
331
69
400

جدول 42- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت رابطه با مادر و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
344.225a
1
.000
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه افسردگی و رابطه با مادر رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-5) بين رابطه با خانواده همسر و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 43- وضعيت رابطه با خانواده همسر و افسردگي

دارد
ندارد
مجموع
افسردگی
دارد
30
48
78

ندارد
298
24
322
مجموع
328
72
400

جدول 44- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت رابطه با خانواده همسر و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
124.440a
1
.000
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه افسردگی و رابطه با خانواده همسر رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-6 ) بين حمايت خانوادگي و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 45- وضعيت حمايت خانوادگي و افسردگي

دارد
ندارد
مجموع
افسردگی
دارد
21
57
78

ندارد
307
15
322
مجموع
328
72
400

جدول 46- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت حمايت خانوادگي و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
199.137a
1
.000
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه حمايت خانواده و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-7) بين نوع زندگي و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 47- وضعيت نوع زندگي و افسردگي

مستقل
با بستگان
مجموع
افسردگی
دارد
40
38
78

ندارد
225
97
322
مجموع
265
135
400

جدول 48- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت نوع زندگي و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
9.709a
1
.002
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه نوع زندگي و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-8 ) بين درآمد خانواده و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 49-وضعيت درآمد خانواده و افسردگي

زير يک ميليون
بين 1 – 1.5 ميليون
بين 2-3 ميليون
مجموع
افسردگی
دارد
78
0
0
78

ندارد
69
204
49
322
مجموع
147
204
49
400

جدول 50 – آزمون كاي دو –رابطه وضعيت درآمد خانواده و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
166.764a
2
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 2 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه در آمد خانواده و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-9) بين رضايت از وضع اقتصادي و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 51- وضعيت رضايت از وضع اقتصادي و افسردگي

دارد
ندارد
مجموع
افسردگی
دارد
0
78
78

ندارد
142
180
322
مجموع
142
258
400

جدول 52- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت از وضع اقتصادي و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
53.329a
1
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه رضايت از وضع اقتصادي و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-10) بين محل سكونت و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 53- وضعيت محل سكونت و افسردگي

شهر
روستا
مجموع
افسردگی
دارد
21
57
78

ندارد
304
18
322
مجموع
325
75
400

جدول 54- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت محل سكونت و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
187.717a
1
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر رابطه محل سكونت و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-11) بين تجربه رويداد تنش زا و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 55- وضعيت تجربه رويداد تنش زا و افسردگي

0-1
2-3
4-5
بيش از 5 بار
مجموع
افسردگی
دارد
0
12
15
51
78

ندارد
222
78
22
0
322
مجموع
222
90
37
51
400

جدول 56- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت تجربه رويداد تنش زا و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
276.930a
3
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 3 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه تجربه رويداد تنش زا و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-12) بين سابقه بيماري عصبي و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 57- وضعيت سابقه بيماري عصبي و افسردگي

دارد
ندارد
مجموع
افسردگی
دارد
66
12
78

ندارد
18
304
322
مجموع
84
316
400

جدول 58- آزمون كاي دو –رابطه بين سابقه بيماري عصبي و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
236.361a
1
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه سابقه بيماري عصبي و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فصل پنجم
نتیجه گیری

هدف از مطالعه حاضر بررسی عوامل مستعد کننده افسردگی پس از زایمان بود که یافته های این مطالعه در قالب چهار فرضیه جامع بیان شده که در زیر به بحث و تفسیر هر یک از نتایج پرداخته ایم.
– فرضیه اول: عوامل مامایی مادر (تعدادحاملگی ها ، نوع زایمان ، ایجاد عارضه در طی بارداری و وضع حمل ، سابقه سقط ، سابقه نازایی، خواسته بودن و یا ناخواسته بودن حاملگی ، مشروع بودن بارداری و…) با افسرگی پس از زایمان رابطه دارد.
– نوع زایمان:
نتایج تجزیه وتحلیل نشان داد که ارتباط معنی دار آماری بین زایمان به شیوه سزارین ،سزارین اورژانسی و زایمان به روش طبیعی وجو دارد.بطوریکه 8 درصد و11 درصد از زنانی که سزارین الکتیو و یا اورژانسی داشته اند به افسردگی پس از زایمان مبتلا شده اند.نتایج حاصل از این پژوهش با پژوهش های دولتیان وهمکاران ، فرزاد وهمکاران ،رحمانی وهمکاران هم خوانی دارد بطوریکه بروز افسردگی در گروه سزارینی بمراتب بالاتر بوده که این امر می تواند با توجه به تنش ناشی از جراحی و یا عدم آگاهی کافی مادر برای سزارین احتمال افسردگی پس از زایمان قابل توجیه باشد علاوه بر این با توجه به شیوع استفاده از روش های بی درد در زایمان طبیعی این کاهش چشمگیر باشد!این امر درحالی است که در مطالعه پاتل وهمکاران ارتباط معنی داری بین نوع زایمان و افسردگی پس از زایمان وجود نداشت همچنین در مطالعه شریفی وهمکارانش میانگین نمره افسردگی در دو گروه زایمان طبیعی و سزارین اختلاف آماری معنی داری دیده نشد!
– خواسته یا ناخواسته بودن بارداری:
در مطالعه حاضر 3/19 درصد از 5/34 درصد افرادی که حاملگی آنها ناخواسته بوده به افسردگی پس از زایمان مبتلا شده اند . حاملگی نا خواسته واقعه ای غیر منتظره ای است که مسئولیت های خارج از توان و استرس زیادی را به زنان تحمیل می کند. در پژوهش یافته ها حاکی از آنست که نا خواسته بودن بارداری یکی از عوامل مهم وپیشگو در بروز افسردگی پس از زایمان می باشد . نتایج حاصل با یافته های ملکوتی، شهیدی ،صحتی شقایی ،حسن زهرایی ،حسینی،غفاری نژاد ،خرمی راد ،لشکری پور وهمکاران همسو می باشد.
– تفکر خود وهمسر درباره جنسیت فرزند:
در مطالعه حاضر بین تشابه تفکر و علایق همسر و افسردگی پس از زایمان ارتباط آماری معنی داری وجود دارد بطوریکه به نظر می رسد که همسرانی که از کیفیت ارتباطی و تفاهم خوبی برخوردارند رفتارهای یکدیگر را به گونه ای مثبت می پذیرند و سبب افزایش شادمانی ، وضعیت تندرستی بهتر و رضایت از زناشویی می شود دراین مطالعه ارتباط آماری میان رضایت مادر از جنس نوزاد با بروز افسردگی پس از زایمان وجود داشت بطوریکه میزان بروز افسردگی در زنانی که از جنس نوزاد خود ناراضی بودند صد درصد بود که با مطالعه صدر و همچنین مطالعه لی و همکاران هم راستا بوده ، اما در پژوهش حاضر ارتباطی میان رضایت همسر و افسردگی پس از زایمان در زنان معنادار نبود . نتایج این مطالعه با مطالعه چی به نقل از صدر متفاوت است . در مطالعه شهیدی دیده شده که زنانی که همسرانشان از حاملگی اخیر رضایت نداشتند به مراتب افسرده تر بودند که عکس پژوهش حاضر می باشد.
– سابقه سقط ، اقدام به سقط در حاملگی اخیر:
در پژوهش حسن زهرایی وهمکاران بین سابقه سقط ومرده زایی و افسردگی پس از زایمان ارتباط معنی داری دیده نشده است که عنوان کرده ممکن است به خاطر ارتباط وتک عاملی نبودن آن در بروز افسردگی باشد همچنین لشکری پور مثل حسن زهرایی این ارتباط را معنی دار ندانسته است! اما این ارتباط در مطالعه غفاری نژاد و صدر دیده شده که با مطالعه حاضر همسو می باشد. در این پژوهش مشابه پژوهش جوزفسون به نقل از صدر رابطه معناداری میان سابقه سقط و اقدام به سقط در بروز افسردگی پس از زایمان وجود دارد که به نظر می رسد مادرانی که سابقه سقط را داشته اند احساس شکست ، نا امیدی و بی کفایتی بیشتری می کنند.
– تعداد زایمان و نوبت زایمان:
در مطالعه بک و وردوکس به نقل از صحتی شقایی ارتباطی بین افسردگی با تعداد زایمان یافت نکرده است اما مطالعه آبادیان ،صحتی شقایی ، رحمانی در مورد ارتباط تعدداد زایمان ونوبت زایمان با افسردگی با مطالعه حاضر همسو است بطوریکه افزایش تعداد فرزندان منجر به افزایش مسئولیت مادران شده در نتیجه زمان کمتری برای پرداختن به استراحت دارند و آنان را مستعد ابتلا به افسردگی می کنند این درحالی است که در مطالعه شهیدی ، لشکری پور ارتباط معنی داری میان تعداد فرزندان با افسردگی پیدا نکرده اند.

– فرضیه دوم: عوامل نوزادی (جنس نوزاد ، نوع تغذیه نوزاد ، بیماری نوزاد ، مرگ کودک و…) با افسرگی پس از زایمان رابطه دارد.
– جنس نوزاد:
شقایی و همکاران ارتباطی میان جنس نوزاد در بارداری با افسردگی ندیده است شاید این امر بدلیل این باشد که اکثر مادران در مطالعه شقایی نخست زا بوده اند و در اولین زایمان بیشتر از جنسیت به سلامت نوزاد فکر می کنند و جنسیت تحت الشعاع شادی ناشی از اولین تجربه پدر ومادر شدن قرار می گیرند اما درمطالعه حاضر دیده شد که مادرانی که نوزاد دختر بدنیا می آورند افسردگی خفیفی را نشان داده اند که می تواند ناشی از عوامل فرهنگی جامعه مورد مطالعه باشد . لشکری پور نیز دلخواه نبودن جنسیت مورد انتظار را از عوامل مرتبط با بروز افسردگی دانست!
– نوع تغذیه نوزاد:
در مطالعه حاضر بین نوع تغذیه نوزاد با افسردگی پس از زایمان ارتباط آماری معنی داری وجود داشت بطوریکه میزان شیردهی از پستان در مادران غیر افسرده به مراتب بیشتر بود واین از نظر آماری معنادار بود. به نظر می رسد که شیردهی نقش مهمی در بهبود عاطفی و سازگارشدن با نقش مادری دارد بنابراین مادران احساس رضایت بیشتر و استرس کمتری را تجربه می کنند و در نتیجه کمتر افسرده می شوند که یافته های این پژوهش با یافته های خدیو زاده و همکاران ، صحتی شقایی و همکاران ، حسن زهرایی ، غفاری نژاد ،کاپلان و سادوک مرتبط و هم نظر است. در پژوهش یاسمی نیز ارتباط معنی داری میان نحوه شیردهی با افسردگی پس از زایمان دیده شده است که این ارتباط در پژوهش لشکری پور وهمکارانش معنی دار نبوده است.
– بستری شدن ، بیماری و مرگ نوزاد:
در مطالعه رحمانی و همکاران بستری شدن نوزاد می تواند در بروز افسردگی پس از زایمان دخیل باشد در مطالعه حاضر نیز یافته ها حاکی از آن است که مادرانی که نوزادشان بستری شده و یا در حال حاضر به بیماری هایی از قبیل زردی ، تب ، مشکلات شنوایی و یا جسمی بوده اند بخاطر داشتن حس گناه و یا تاخیر در برقراری عاطفی بین مادر وکودک در معرض ابتلای بالا به افسردگی می باشند.همچنین مطالعه حاضر نشان داد مادرانی که پس از طی دوران بارداری نوزادان مرده بدنیا آورند و یا درکمترازیک ماه بنا به دلایلی فوت نمودند میزان ابتلا به افسردگی پس از زایمان را در سطح بالاتری و با شدت بیشتری از خود نشان

افسردگی، زایمان، زنان، تحصیلات، همسر، مادران، خدیو، بهداشتی، صحتی، شقایی

دادند که این امر می تواند بخاطر داشتن حس گناه در بروز بیماری نوزاد واز هم گسستگی پیوند عاطفی میان آنها باشد.

– فرضیه سوم: عوامل مادری (سن مادر ، تحصیلات ، شغل ، تحصیلات همسر ، شغل همسر،،وضعیت تاهل ، بیماری مادر ، آمادگی مادر برای نقش پذیری جدید و… ) با افسرگی پس از زایمان رابطه دارد.
– سن مادر:
در این مطالعه 22 درصد از زنان در گروه پرخطر سن کمتر از 20 سال و بالای 30 سال قرار داشتند بطوریکه 10 درصد سن کمتر از 20 و12 درصد سن بیشتر از 30 را داشتند.و اکثریت زنان در رده سنی 30-21 سال بودند و میانگین سن زنان 8/3±7/24 بوده است. در پژوهش های نیک پور وهمکاران ، رحمانی و همکاران میان سن در دو گروه از زنانی که افسردگی داشتند و یا نداشتند اختلاف آماری معنی داری دیده شد این درحالی بود که در پژوهش خدیو زاده و همکاران ارتباط آماری بین سن مادر و افسردگی پس از زایمان وجود نداشت. یافته های مطالعه حاضر نشان داد که بین سن وبروز افسردگی پس از زایمان رابطه معنی داری وجود دارد بطوریکه هرچه سن افرادکمتر باشد مستعد ابتلا به افسردگی بدنبال زایمان می باشند که با پژوهش ستوده در سال1379 مطابق بوده ، همچنین لازم بذکر است صحتی شقایی و همکارانش عکس این امر را عنوان کرده اند که با افزایش سن افسردگی نیز افزایش می یابد.
– اشتغال خود و همسر ، سطح تحصیلات خود و همسر:
در پژوهش کیانی میان تحصیلات مادر و افسردگی پس از زایمان ارتباط معنی دار یافت شد همچنین سباهات وهمکاران گزارش کردند که بین سطح تحصیلات پایین و افسردگی پس از زایمان رابطه وجود دارد این در حالی است که این ارتباط در میان شغل مادر و افسردگی پس از زایمان دیده نشد . در مطالعات صدر وهمکاران ، ستوده ، ایرفان و ملاباقری به این نتیجه رسیدند میزان بروز افسردگی در زنانی که خانه دار هستند بیشتر است که این نتیجه با مطالعه حاضر همخوانی دارد. در مطالعه رحمانی بین سطح تحصیلات مادر و افسردگی رابطه معنی دار دیده شد ، اما در مطالعه آبادیان نشان داد که سطح تحصیلات فرد با افسردگی ارتباط معنی داری وجود ندارد که با مطالعه صحتی شقایی همخوانی ندارد.در مطالعه شهیدی آمده است که افسردگی در زنان شاغل بیشتر از زنان خانه دار دیده شده که نتیجه پژهش وی عکس مطالعه حاضر بوده است.
در مطالعه حاضر می توان ارتباط بین تحصیلات و افسردگی پس از زایمان را ناشی از افزایش آگاهی مادر نسبت به حقوق اجتماعی و نیاز های فردی و همچنین وجود تفاهم و افزایش متقابل تحصیلات همسر وآگاهی بالای آنان در زمینه دانست. علاوه براین خدیو زاده و همکاران در مطالعه خود نشان دادند که ارتباط آماری معنی داری میان سطح تحصیلات مادر ، اشتغال آنان و همچنین شغل همسر وجود ندارد . اما افسردگی با تحصیلات همسر در بروز این عارضه رابطه مستقیم دارد.این در حالی است که در مطالعه آنتون به نقل از خدیو زاده ارتباط ضعیف گزارش شده است.
در مطالعه حاضر ارتباط آماری معنی داری میان شغل همسر و بروز افسردگی پس از زایمان در زنان دیده نشد . در مطالعه صحتی شقایی ،خمسه رضایت از شغل در بروز افسردگی پس از زایمان بی تاثیر ذکر شده اما شفیع آبادی هیچ چیز را به اندازه داشتن یک شغل خوب خوشایند نداسته است !
– وضعیت تاهل:
دنیس معقد است که مادران تنها، بیوه و یا مطلقه با استرس جدیدی روبرو می شوند که در نتیجه آنان را مستعد ابتلا به افسردگی می کند در مطالعه رحمانی و همکاران بین وضعیت تاهل با افسردگی پس از زایمان ارتباط آماری معنی داری دیده شد که عکس مطالعه حاضر می باشد بطوریکه در مطالعه حاضر تفاوت آماری در میان افسردگی با وضعیت تاهل معنادار نبود.

– فرضیه چهارم : عوامل خانوادگی( حمایت اقتصادی، حمایت اجتماعی ، رضایت از زندگی با همسر، محل سکونت ، رابطه باهمسر، حمایت همسر و…) با بروز افسرگی پس از زایمان رابطه دارد.
– حمایت اجتماعی(رابطه با همسر، رابطه باخانواده مادر خودوهمسر ، رضایت از زندگی )
یافته های پژوهش حاضر نشان داد که بین حمایت اجتماعی با افسردگی پس از زایمان ارتباط معنی وجود دارد بطوریکه مادران مبتلا به افسردگی از حمایت اجتماعی ضعیف تری برخوردارند . در پژوهش کورنلیا به نقل از خدیو زاده گزارش کرده است که افسردگی پس از زایمان با حمایت اجتماعی نا کافی در ارتباط است. همچنین بک اشاره کرده که حمایت اجتماعی از جمله عواملی است که می تواند افسردگی پس از زایمان را پیش گویی کند. علاوه بر این دامبروکسی معتقد است که شرایط سخت اجتماعی و روان شناختی همانند حمایت اجتماعی ناکافی می تواند مرحله انتقال مادر شدن را در برخی از زنان پر تنش کند و باعث افزایش غم و افسردگی پس از زایمان باشد. این در حالی است که بین حمایت اجتماعی با افسردگی پس از زایمان در پژوهش خدیو زاده وهمکاران رابطه معنادار دیده نشده است. در پژوهش حاضر82 درصد از زنان از حمایت مطلوبی برخوردار بودند و از حمایت خانواده هایشان راضی بودند ، فقدان حمایت اجتماعی از عوامل خطر ساز افسردگی پس از زایمان است چنانکه نتایج پژوهش نشان داد که بین میزان برخورداری مادر از حمایت اجتماعی وافسردگی ارتباط آماری معنی داری وجود داشت بطوریکه هر چقدر حمایت اجتماعی از سوی خانواده ودیگران بیشتر باشد می تواند افسردگی پس از زایمان را کاهش دهد که این نتیجه با پژوهش های زنگنه و همکاران ، فرزاد و همکاران ،نیک پور وهمکاران و صحتی شقایی و همکاران همسو می باشد. در پژوهش صدر بین متغیر های عزت نفس ،حمایت اجتماعی و کیفیت ارتباط با همسر ارتباط آماری معنی دار دیده نشده است در حالیکه مطالعه صدر عکس مطالعه مذکور بوده است.
– حمایت اقتصادی
یافته ها نشان داد افرادی که از درامد بالاتری برخوردارند میزان کمتری از افسردگی بعد از زایمان را از خود نشان دادند.

– نحوه زندگی:
در پژوهش نیک پور و همکاران نوع مسکن و نحوه زندگی با سایرین و … با بروز افسردگی پس از زایمان مرتبط است.در پژوهش حاضر بین نحوه زندگی ونوع مسکن و محل سکونت ارتباط اماری معناداری با بروز افسردگی پس از زایمان دیده نشد.
– حوادث تنش زا:
یافته ها حاکی از آن است که هرچه تعداد وقایع تنش زا در زندگی بیشتر باشد فرد مستعد ابتلا به افسردگی وقتی افراد برای مدت طولانی در وضعیتی قرار می گیرند که هیچ قدرتی روی آن ندارند و نمی توانند از آن فرار کنند مستعد ابتلا به افسردگی می شوند به نظر می رسد در برخورد با حوادث تنش زا ،نحوه واکنش افراد به حوادث استرس زا متفاوت است و نکته مهم در تعدد استرس است نه شدت آن!

محدودیت های پژوهش:
1- مطالعه حاضر بصورت مقطعی بر روی مادرانی که تقریبا 5 هفته از زایمانشان گذشته است صورت گرفته است بنابراین خلا تاثیر برخی متغیر های مورد مطالعه مثل حمایت اجتماعی در فازهای قبل از زایمان و تا یکسال بعداز زایمان احساس می شود.
2- این پژوهش بر پایه اظهارات شرکت کنندگان در پژوهش انجام شده است لذا احتمال دارد شرکت کنندگان تحت تاثیر عواملی مانند حالات روحی و روانی خود،اعتقادات و باورهایشان در مورد پنهان ماندن اسرار خانوادگی و عدم تمایل به فاش سازی نحوه روابط درون خانواده از انعکاس احساسات واقعی و واقعیت های زندگیشان خودداری کرده باشند.
3- این مطالعه بطور عمده بر روی زنان شهری مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمانشاه صورت گرفت با توجه به عوامل فرهنگی وتنش در محیطی که زنان روستایی تحمل می کنند میزان افسردگی میتواند متفاوت تر باشد.
پیشنهاد های پژوهشی:
1- پیشنهاد می شود که مطالعات بعدی بصورت طولی ویا کوهورت نیز انجام شود.
2- باتوجه به شیوع بالای افسردگی پس از زایمان ، غربالگری و شناسایی و ارزیابی این اختلال مهم است .آموزش زنان در دوران بارداری در رابطه با این اختلال توسط مراقبان بهداشتی باید مدنظر قراربگیرد.
3- یافته های این پژوهش می تواند مورد استفاده در خدمات پرستاری ومامایی باشد که نقش مراقبتی در حمایت از مادران باردار و زایمان کرده را دارند بنابراین بایستی پرسنل بهداشتی در زمینه عوامل خطر ساز افسردگی آگاهی کافی داشته و در صورت شناسایی ویا شک به افسردگی پس از زایمان در مادران آموزش های لازم را در مورد مقابله با آن داده ویا آنها را ارجاع دهند در این مورد نه تنها مادران بلکه همراهانشان نیز بایستی آموزش های مربوطه را دریافت کنند بنابراین پیشنهاد می شود پژوهشی مشابه در زمینه تاثیر آموزش به افسردگی پس از زایمان به همسران ومقایسه شیوع آن باافسردگی مادران صورت بپذیرد.
پیشنهاد های کاربردی:
1- با توجه به پیامد های نامطلوب افسردگی پس از زایمان ،آموزش مهارت حل مسئله و تطابق با شرایط موجود کمک به فرآیند های تصمیم گیری در مورد درمان ،حل مشکلات مرتبط با افسردگی بدنبال زایمان توسط روانشناسان بالینی در مراکز تشخیص و درمان صورت بگیرد.
2- آموزش، بالا بردن آگاهی زنان باردار جهت بهبود کیفیت زندگی آنان با مراجعه و همکاری با روانشناسان بالینی.
3- حضور روان شناسان بالینی در تیم درمان افسردگی پس از زایمان برای بررسی و تشخیص زود هنگام مشکلات و پیامد های روان شناختی ناشی از بارداری و پس از آن.
4- زنان باردار ویا زایمان کرده مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی در طول مدت دوران مراقبتی خود ویا نوزادشان از لحاظ وجود ویا عدم وجود اختلالات روانی به ویژه افسردگی غربالگری شوند و مورد بررسی بیشتر و درمان قرار گیرند.

زایمان، افسردگی، تحصیلات، نوزاد، زنان، همسر، حاملگی، افسردگي، زناشویی، بارداری

بودن حاملگی و نوع زایمان ارتباطی مشاهده نکرد .
در پژوهش سالاری و همکاران درسال1388 با عنوان بررسی ارتباط خستگی مادر با افسردگی پس از زایمان ، رابطه معنی داری میان سن مادر ، تحصیلات همسر ، وضع مسکن ، داشتن مرخصی استعلاجی و استراحت در منزل طی حاملگی ، اختلال خواب در سه ماهه آخر حاملگی ، نگرانی در مورد بهم خوردن تناسب اندام ، نوع زایمان(طبیعی و سزارین) فشار شدید از روی شکم حین زایمان، برش میان دوراه ، رفتارنوزاد آرام، معمولی و بی قرار با افسردگی پس از زایمان مشاهده شد .اما این رابطه با تحصیلات مادر ، شغل مادر و همسر ، میزان درآمد ماهانه ی خانواده ، تعداد حاملگی ، سابقه ملال پیش از قاعدگی ، بی خوابی طی زایمان ، طول مدت زایمان و جنس نوزاد معنی دار نبود .همچنین بین متغیر های عزت نفس ، حمایت اجتماعی و کیفیت روابط با همسر با افسردگی پس از زایمان رابطه آماری معنی داری وجود نداشت.
کبری لشکری پور و همکاران درمقاله پژوهشی خود با عنوان بررسی افسردگی پس از زایمان و عوامل مرتبط با آن: ارزیابی 4.5 ماهه درسال1390 به نتایجی دست یافته اند که نشان میدهد بین متغیر های متعددی مثل سن مادر ، تحصیلات مادر، نوع زایمان ، جنسیت نوزاد از دید پدر و مادر، سابقه ی افسردگی و سابقه ی مصرف داروهای روانپزشکی و افسردگی، ارتباط معنی دار مشاهده گردید .همچنین در این مطالعه متغیر های دیگری مثل خواسته یا نا خواسته بودن حاملگی، سابقه ی مرگ قبلی نوزاد ، شغل مادر، تعداد فرزندان ، سابقه ی سقط و نخست زا یا چند زا بودن مادر و نوع تغذیه ی نوزاد نیز مورد ارزیابی قرار گرفت و بین شیوع افسردگی با متغیرهای ذکر شده ارتباط معنی داری مشاهده نشده است.
لاله حسینی شهیدی و همکاران درگناباد که به مقایسه افسردگی در حاملگی های خواسته و ناخواسته پرداخته اند به این نتیجه دست یافتند که میانگین نمره افسردگی زنانی که اصلا قصد حاملگی نداشته اند بیشتر از زمانی بوده است که فعلا تمایلی به حاملگی نداشته اند. همچنین میانگین نمره افسردگی زنانی که همسران آنان از حاملگی اخیر رضایت نداشته اند بیشتر از زنانی بوده که حاملگی آنها با رضایت همسران آنها همراه بوده است. مقایسه میانگین نمره افسردگی در دو گروه با وضعیت شغلی نشان داد که زنان شاغل میزان افسردگی بیشتری را نسبت به زنان خانه دار تجربه نموده اند این در حالی است که میانگین نمره افسردگی با مواردی نظیر طبقه اجتماعی، تحصیلات مادر ، تعداد فرزندان زنده و زیر5 سال ، فاصله بین حاملگی قبلی و فعلی در دو گروه اختلاف آماری معنی داری را نشان نداد.
کیانی وهمکاران(1387) در مطالعهای با عنوان تاثیر متغیرهای دموگرافیک بر رضایت زناشویی و افسردگی پس از زایمان در زنان شهرستان آستارا به نتایجی دست یافت ، یافته ها در پژوهش او نشان داد که بین میزان تحصیلات ومیانگین نمره افسردگی پس از زایمان ارتباط معنی داری وجود نداردو هرچه تحصیلات بالاتر باشد نمره رضایت زناشویی فرد افزایش می یابد.علاوه براین دیده شد که هرچه سن فرد افزایش می یابد نمره رضایت زناشویی کاهش می یابد. همچنین در این پژوهش بین وضعیت اشتغال همسران مورد مطالعه با میانگین نمره رضایت از زناشویی و میانگین نمره افسردگی ارتباط معنی داری وجود دارد اما این درمورد اشتغال خود زنان صادق نبود و ارتباط معنی داری وجود نداشت. دراین پژوهش آمده است که بین میانگین نمره رضایت زناشویی و افسردگی پس از زایمان با وضعیت درآمد فرد ارتباط معنی داری وجود دارد همچنین بین میانگین نمره رضایت زناشویی با تحصیلات همسر رابطه معنی داری وجود دارد که این رابطه بین میانگین نمره افسردگی پس از زایمان وجود نداشت.
مطالعه فریده اخلاقی و همکاران ، با عنوان رابطه ی افسردگی ، اضطراب ، عزت نفس ، رضایت زناشویی و عوامل جمعیت شناختی با ترس از زایمان در زنان نخست زا در تابستان 89 ارتباط معنی داری را بین افسردگی و سطح تحصیلات همسر ، عدم رضایت از ازدواج و عدم برخورداری از حمایت اجتماعی نشان داد ولی بین افسردگی و سن بیمار ، سن ازدواج ، وضعیت اشتغال زنان ، سطح تحصیلات زنان ، نوع زایمان ، تعداد حاملگی ، جنس نوزاد ، وضعیت اقتصادی اجتماعی ارتباط معنی داری وجود نداشت .
حمیده عظیمی لولتی وهمکارانش در سال1380 به بررسی افسردگی پس از زایمان در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر ساری پرداختند که در این پژوهش بین میانگین نمره های افسردگی پس از زایمان با برخی از خرده مقیاس های سلامت عمومی مانند شکایت جسمانی، اضطراب ، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی در سه ماهه سوم بارداری و8-6 هفته بعد از زایمان ارتباط معنی داری نشان داد. یافته ها همچنین نشان داد اگرچه میانگین نمره های افسردگی پس از زایمان در مادران بی سواد ، خانه دار، با وضعیت اقتصادی بد ، دارای زایمان طبیعی و دارای نوزادی با وزن کمتراز 2500 گرم ، نسبت به مادرانی که تحصیلات بالا داشته ، شاغل بوده ،و ضعیت اقتصادی خوب داشته ، زایمان به روش سزارین داشته و وزن نوزادشان بیشتر از 2500 گرم بوده است ، بالاتر بود ، اما از نظر آماری تفاوت معنی داری نداشتند . نتایج این پژوهش ارتباط معنی داری را میان افسردگی پس از زایمان با اضطراب ، تجربه رویدادهای فشار زای زندگی و سلامت روان پیش از زایمان و پس از ان نشان داد. در ادامه بیان نمودند که میانگین نمره های افسردگی پس از زایمان در افرادی که سابقه ی بیماری عصبی – روانی را در خود وخانواده گزارش نمودند بالاتر از گروه دیگر است ، اماتفاوت معنی داری دیده نشد . در این پژوهش رابطه ای بین افسردگی پس از زایمان و رتبه زایمان ، نوع زایمان نیز دیده نشد .
نتایج مطالعه دولتیان وهمکاران با عنوان رابطه نوع زایمان با افسردگی پس از زایمان نشان داد که بین نوع زایمان و افسردگی پس از زایمان رابطه معنی داری وجود دارد بطوریکه خطر افسردگی بدنبال زایمان سزارین دو برابر زایمان طبیعی ذکر شد.
مطالعه هادیزاده طلاساز وهمکاران در گناباد با عنوان مقایسه میزان افسردگی پس از زایمان طبیعی وسزارین اورژانسی در خانم های نخست باردار مراجعه کننده به بیمارستان 22 بهمن شهرستان گناباد(1382) حاکی از آن است که میانگین نمره افسردگی پس از زایمان در گروه سزارین اورژانسی نسبت به زایمان طبیعی افزایش داشته و براساس آزمون آماری تی ،دوگروه از این نظر اختلاف معنا داری داشتند همچنین بین نمره افسردگی پس از زایمان و کیفیت روابط زناشویی و سلامت روان رابطه معناداری وجود داشته است.
در مطالعه ای با عنوان شیوع افسردگی پس از زایمان و ارتباط آن با رویدادهای استرس زای زندگی در کرمانشاه که توسط مهشید جعفرپور وهمکاران صورت گرفت یافته ها حاکی از آن بود که از بین رویداد های استرس زا، تغییر قابل ملاحظه تعداد بگو مگو با همسر ، مشکلات با خانواده همسر ، آغاز با پایان یک دوره تحصیلی ، تغییر محل سکونت ، جدایی زوجین ، از دست دادن ملکی که در گرو بوده است و تغییر ساعت خواب بیشترین ارتباط را با افسردگی پس از زایمان داشتند . همچنین در این مطالعه بین تعداد و شدت رویدادهای استرس زای زندگی و افسردگی پس از زایمان ارتباط معنادار یافت شد .
در مطالعه شبیری و همکاران عوامل موثر نظیر سن ، تعدادزایمان ، میزان تحصیلات مادر ، شغل مادر ، میزان تحصیلات و شغل همسر ، دشواری نگهداری از فرزند با افسردگی بعد از زایمان ارتباط معنی داری را بین متغیر ها با افسردگی بعد از زایمان نشان داده است.
در مطالعه کیومرث نجفی وهمکاران با عنوان شیوع افسردگی بعد از زایمان در بیمارستان الزهرای شهر رشت در سال 1383 به این نتیجه دست یافتند که در آنالیز های آماری تفاوت معنی داری بین افسردگی پس از زایمان با اشتغال ، سابقه سقط و بچه مرده داشتن دیده شد که این ارتباط بین محل سکونت(شهر یا روستا) ، جنس نوزاد ، سن مادر ، تحصیلات مادر ، نگرش متفاوت به پسر و دختر، ناخواسته بودن بارداری با افسردگی پس از زایمان دیده نشد .

ب) مطالعات خارجی :
ونگ58 معتقد است تقریباً تمام زوج های نابارور، به علت تفکر غیر منطقی در خصوص نابودی نسل خود درجاتی از تنیدگی و افسردگی را تجربه خواهند کرد. در مراجعات زوجهای نابارور به کلینیک درمان نازایی مشاهده شده که تقریبا، تمامی آنها به درجاتی از تنیدگی و افسردگی دچار شدهاند.‬‬‬‬‬‬ همچنین وی در پژوهشی دیگر بیان کرده که افسردگی بعد از زایمان با تحصیلات مادر ومیزان استرس وی ارتباط معنی دار دارد و با جنس نوزاد ، نوع زایمان رابطه معنا داری پیدا نکرد.
در مطالعه Dennis و همکارانش، افسردگی بعد از زایمان با عدم آمادگی مادر برای پذیرش مسئولیت ، سترس مادر ، خواسته یا ناخواسته بودن بارداری ، وضعیت اقتصادی مادر رابطه ی معناداری یافتند که این رابطه با تحصیلات ، جنس نوزاد و شغل مادر دیده نشد.
در مطالعه Verdoux وهمکاران رابطه ی معناداری بین تحصیلات مادر ، بیماری مادر در طی حاملگی از قبیل دیابت ، فشارخون حاملگی ، درکل حاملگی های پرخطر با افسردگی پس از زایمان وجود داشته است.
در مطالعهBeck بین تاهل مادر ، عدم آمادگی مادر برای پذیرش مسئولیت ، سن مادر ، وضعیت اقتصادی مادر با افسردگی پس از زایمان رابطه معناداری وجود دارد .
درمطالعه اي ديگر ميانگين نمره افسردگي بر اساس آزمون افسردگي بك براي زنان نابارور 31/8 و براي زنان بارور 5/10 به دست آمد (بهرامي ، 2007). بيشتر مطالعات گزارش كرد ه اند كه در اغلب زنان تحت درمان ناباروري ، پاسخ منفي تست بارداري ، علايم افسردگي را در آنان تشديد مي نمايد(ولگستن، 2010) .
احساس افسردگي و نوميدي باعث كاهش رضايت مندي زنان نابارور از زندگي گذشته ، حال و آينده مي گردد ؛ ولي برخورداري از حمايت همسر و نيز منزلت اجتماعي شغلي وي رابطه مثبت با رضايت مندي اين گروه از زندگي كنوني و همچنين مجموع ادوار زندگي دارد ( صيف ، 2001 )

فصل سوم

روش پژوهش

روش شناسی تحقیق:
الف- شرح كامل روش تحقیق:
پژوهش حاضر از نوع کاربردی مي باشد كه شیوه اجرای آن از نوع همبستگی می باشد .

متغيرهاي پژوهش

متغیر پیش بین : افسردگی پس از زایمان
متغير كنترل : عوامل مامایی مادر ( تعدادحاملگی ها ، نوع زایمان ، ایجادعارضه در طی بارداری و وضع حمل ، سابقه سقط، سابقه نازایی ، خواسته بودن و یا ناخواسته بودن حاملگی، مشروع بودن بارداری و …) عوامل نوزادی (جنس نوزاد ، وزن نوزاد ، نوع تغذیه نوزاد ، بیماری نوزاد ، مرگ کودک و…) سن مادر ، تحصیلات ، شغل ، استرس داشتن ، خستگی مادر ، بیماری مادر ، آمادگی مادر برای نقش پذیری جدید و…) عوامل خانوادگی(حمایت اقتصادی ، حمایت اجتماعی ، تحصیلات همسر، شغل همسر ، رضایت از زندگی با همسر، محل سکونت ، علاقه وحمایت همسر و…

ابزار پژوهش و روش گردآوری
روش گردآوري اطلاعات در اين پژوهش عمدتا به صورت ميداني بوده و از طريق ابزار پرسشنامه صورت گرفته اما براي تكميل اطلاعات از منابع كتابخانه اي و سايت هاي معتبر اينترنت نيز استفاده شده است.
پرسشنامه هايي كه در اين پژوهش مورد استفاده قرار گرفت همراه با توضيحات مربوط به آن در زير آمده است:
1-پرسشنامه دموگرافیک و مامایی :
این پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات مامایی از قبیل عوامل مربوط به مادر که شامل : تعداد زایمان ها ، سابقه سقط ، تعدادحاملگی ها ، نوع زایمان ، ایجاد عارضه در طی بارداری و وضع حمل ، سابقه نازایی ، خواسته بودن و یا ناخواسته بودن حاملگی ، مشروع بودن بارداری و سن مادر ، تحصیلات ، شغل، استرس داشتن ، خستگی مادر ، بیماری مادر ، آمادگی مادر برای نقش پذیری جدید و…) عوامل خانوادگی (حمایت اقتصادی ، حمایت اجتماعی ، مذهب ، تحصیلات همسر ، شغل همسر ، رضایت از زندگی با همسر ، محل سکونت ، علاقه و حمایت همسر و…) ، عوامل نوزادی(جنس نوزاد ، وزن نوزاد ، نوع تغذیه نوزاد ، بیماری نوزاد ، مرگ کودک و…) می باشدکه روایی و پایایی آن توسط متخصصین زنان و اعضا هیئت علمی گروه مامایی به تایید رسیده شده است .

2-مقياس افسردگي بك :
در اين پژوهش از ابزار پرسشنامه افسردگي بك( 1961 ) براي سنجش سطح افسردگي آزمودني ها استفاده شد. پرسشنامه در ابتدا توسط آرون تي بك در دهة 1960 (BDI) افسردگي بك و به منظور سنجش و ارزيابي بود يا نبود افسردگي و نيز شدت آن در نوجوانان و بزرگسالان تهيه شده است و در سال( 1971) مورد تجديد نظر و در سال( 1978 ) انتشار يافت. اين پرسشنامه داراي 21 عبارت سوال است كه هر پرسش آن چهار گزينه(3-2-1-0 ) دارد. آزمودني ها با كشيدن دايره دور شماره اي كه با احساسشان در آن هفته متناسب تر است ، به سؤال ها پاسخ ميدهند. پانزده عبارت پرسشنامه مربوط به علايم روانشناختي و شش عبارت ديگر آن مربوط به علايم جسماني است . نمره كل افسردگي از طريق جمع نمرات به دست آمده از تمام عبارت ها محاسبه مي شود و دامنه آن بين 0 تا 63 متغير مي باشد . در اين پرسشنامه، نمره( 0تا 9) نشانه نبودن افسردگي، نمره( 10 تا 16 ) نشانه افسردگي ضعيف ، نمره( 17 تا 29 ) نشانه افسردگي متوسط و نمرات بالاتر از 30 گوياي افسردگي شديد مي باشد.
اعتبار و روايي اين پرسشنامه در سال هاي 1979 ، 1985 و 1986 به ترتيب توسط مارك، مندلسون و وارباف مورد بررسي قرار گرفت. اخيراً در مطالعه اي در دانشگاه علوم پزشكي تهران، بيمارستان روزبه ، براي اين آزمون روايي 70/0 و پايايي 77/0 به دست آمده است (كاوياني ، 2009).
با توجه به نمره گذاري اين پرسشنامه ، نمره بالاتر از 30 جهت شناسايي زنان افسرده و نمرات پايين از 10 براي شناسايي زنان غيرافسرده در نظر گرفته شد.

جامعه آماري، روش نمونه‏گيري و حجم نمونه

جامعه آماري در اين پژوهش کلیه زنان باردار شهر كرمانشاه بوده که در تابستان 1392زایمان کرده اند و جهت انجام مراقبت های بهداشتی به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمانشاه مراجعه نموده اند روش نمونه گیری مراکز ابتدا بصورت خوشه ای و سپس از هر خوشه چند درمانگاه بصورت تصادفی انتخاب شده است پس از آن نمونه ها بصورت دردسترس انتخاب شدند.

روش‌ها و ابزار تجزيه و تحليل داده‏ها

تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار spss19 و شاخص هاي آمار توصيفي ( فراواني ، ميانگين و انحراف معيار) و استنباطي ( ضريب همبستگي پيرسون و آزمون T گروه هاي مستقل ) انجام ميگردد.

فصل چهارم
تجزیه وتحلیل داده ها

یافته های توصیفی و استنباطی
فرضيه 1-1) بين خواسته يا ناخواسته بودن بارداري و افسردگي رابطه

افسردگی، زایمان، زناشویی، ازدواج، نوزاد، زوجین، بارداری، (هالفورد،، حاملگی، سقط

خود وهمسر، داشتن حمایت های خانوادگی مناسب از عوام پیش گوی افسردگی در زنان می باشد این درحالی است که در برخی از مطالعات رابطه آماری معنی داری میان عوامل مذکور با بروزاختلالات خلقی از جمله افسردگی را ذکر نکرده اند!
6- رضایت شغلی :
به نظر میرسد افرادی که از شغل خود راضی هستند در انجام وظایف خود موفق تر هستند و در نتیجه اعتماد به نفس بالاتری دارند شفیع آبادی به نقل از صحتی شقایی معتقد است هیچ چیز به اندازه شغلی که درست انتخاب شده باشد برای انسان لذت آور و رضایت بخش نیست به نظر می رسد افراد شاغل بدلیل تماس های اجتماعی بیشتر و تماس با همکاران از حمایت بیشتری برخوردار هستند و وجود حمایت اجتماعی تحمل تنش را راحتتر می کند به علاوه معمولا این افراد از سطح تحصیلات بالایی برخوردارند که خود عاملی است که منجر به کاهش بروز افسردگی میشود و درآمد حاصله نیز در رفع تنش کمک بسزایی می کند.

– ارتباط عوامل مادری-نوزادی با افسردگی پس از زایمان
7- خوشایند بودن تجربه زایمان ،خواسته بودن حاملگی اخیر،اقدام به سقط در حاملگی اخیر، نوع زایمان اخیر
با توجه به اینکه زایمان طبیعی یک روش ایمن محسوب می شود اما متاسفانه در کشور ما در بیشتر موارد زایمان طبیعی با دور نمایی ازتحمل درد شدید همراه است که سبب ترس و اضطراب مادر شده واحتمالا در بروز افسردگی بعد از زایمان نقش دارد از طرف دیگر نیز ممکن است مادران سزارینی حمایت بیشتری نبست به کسانیکه زایمان طبیعی شده اند دریافت می کنند . با وجود این در برخی از پژوهش ها افسردگی در زنانی که سزارین کرده اند نیز دیده شده مثلا در مطالعه شریفی و همکاران ، خمسه ، ادواردز54 به نقل از صحتی شقایی و همکاران ، نقهبان بنابی به نقل از خمسه ، آکپونگ 55و اولابی 56 به نقل از شریفی وهمکاران و هادی زاده ، دولتیان و همکاران به نقل از نیک پور.
در مطالعات متعدد دیگر یافته ها حاکی از آن است که زنانی که تجربه ناخوشایند از بارداری خود دارند ویا دوران بارداری وزایمان را به سختی پشت سر گذاشته اند مستعد ابتلا به اختلالات خلقی می باشند واین اختلال همچنین می تواند به دنبال دلخواه نبودن جنس نوزاد از سوی والدین، نا خواسته بودن بارداری ، بیماری مادر در دوران قبل و پعد از زایمان نیز ظهور یابد .همچنین در برخی از مطالعات دیگر برخی از این یافته ها را در بروز اختلالات بی تاثیر دانسته اند.
8- سقط، بیماری نوزاد،مرگ نوزاد:
بیماری نوزاد بدلیل درگیری عاطفی مادر ، تاخیر در تشکیل رابطه دلبستگی عاطفی میان مادر و نوزاد، مسئول دانستن و بوجود آمدن حس گناه در مادر بخاطر بیماری ایجاد شده در نوزاد و همچنین افزایش بار مالی در مراقبت از نوزاد از عوامل موثر و مداخله کننده و همچنین پیش گو در بروز افسردگی پس از زایمان در مادر باشد این در حالی است که عکس آن در پژوهش هایی دیده شده است. مثلا در مطالعات بیماری نوزاد در زمان تولد وپس از آن (حسن زهرایی و همکاران) سابقه سقط ، مرگ کودک (لشکری پور و همکاران) ارتباطی با افسردگی بعد از زایمان نداشته اند که بیماری نوزاد و سقط کودک به ترتیب در مطالعات رحمانی وهمکاران ، غفاری نژاد نتایجی خلاف نظریات فوق در پی داشته و بروز افسردگی را با بیماری نوزاد در زمان تولد ،سابقه سقط یا مرگ کودک بی تاثیر ندانسته است!
9- نوع تغذیه نوزاد ومشکلات شیردهی:
داشتن مشکل در تغذیه نوزاد موجب افزایش استرس ونگرانی مادر از تغذیه موثر ومناسب فرزندش شده که می تواند بیش از نحوه تغذیه در احتمال بروز افسردگی مادر دخیل باشد که دراین رابطه حسن زهرایی و Deenis به نقل از صحتی شقایی ارتباط آماری معنی داری بین رضایت از روش تغذیه ونداشتن مشکل در شیردهی با افسردگی بعداز زایمان راپیداکرده اند.ولی از نظر صحتی شقایی وهمکاران،کاپلان وسادوک نحوه تغذیه نوزاد نقشی در افسردگی پس از زایمان ندارد.
10- وضعیت تاهل:
ارتباط میان ناراحتی روان شناختی و عدم رضایت زناشویی در بیماران متأهّلی که طیف وسیعی از مشکلات روان شناختی را تجربه می کنند به اثبات رسیده است در میان اختلالات روان شناختی عمده ، افسردگی به طور وسیع تری مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده شده است که ارتباطی قوی با آشفتگی زناشویی دارد (میرزولاندزبرگر، 2002) پژوهش گران همچنین ارتباطی قوی میان اختلالات اضطرابی و آشفتگی زناشویی اثبات کرده اند. علاوه بر اختلالات روانی، مشکلات ارتباطی با بیماری های جسمانی نیز همبستگی دارد. افرادی که روابط رضایت بخش و حمایت کننده دارند، احتمال کمی وجود دارد که مبتلا به بیماری سختی شوند و اگر هم بیمار شوند سریع تر بهبود می یابند (هالفورد، 1384)
11- سن
لارسون و هلمن1 (1994) پس از مرور ادبیات موجود در زمینه افسردگی بدنبال زایمان نتیجه گرفتند که قوی ترین عامل پیش بینی کننده افسردگی بعد از زایمان ، سن کم به هنگام بارداری می باشد. هم چنین کرو و ریدلی (1384) اشاره می کنند که یافته ای که در تمام تحقیقات یکسان بوده است تاکید بر این موضوع دارد که امکان شکست ازدواج در سن پایین، زیاد است.
نتایج پژوهش های کلیک2 (1957) و کارتر3 (1971) نشان داده اند که ازدواج هایی که قبل از سن 18 سالگی واقع می شوند سه برابر ازدواج هایی که بعد از 18 سالگی روی می دهند، احتمال طلاق دارند و ازدواج هایی که قبل از رسیدن به سن 20 سالگی صورت می گیرند دو برابر ازدواج هایی که بعد از 20 سالگی رخ می دهند احتمال طلاق دارند.این در حالی است که ممکن است زنان در آن شرایط دوران بارداری را سپری کرده باشند وحتی صاحب فرزند نیز شده باشند.
به بیان دیگر ، هر چه سن ازدواج پایین تر باشد احتمال از هم گسیختگی خانواده بیشتر می شود ، زیرا در سنین پایین ، افراد از قابلیت های لازم برای ایفای نقش همسری بی بهره اند. در عین حال، ازدواج در سنین بسیار بالا نیز خطر طلاق را افزایش می دهد (میر احمدی زاده و همکاران ، 1382).
علاوه بر این سن کم در هنگام ازدواج بدلیل بی تجربگی زوجین ، اطلاعات نا کافی و بعضا غلط آنان از مشاورات قبل از ازدواج و روش های تنظیم خانواده منجر به تولد نوزادی شده که در بیشتر موارد ناخواسته بوده است و این خود عاملی تاثیر گذار در بوجود آمدن علائم افسردگی در زن شده زیرا که او هنوز در بکارگیری نقش همسری خود تکامل نیافته و در این امر نیز بایستی نقشی جدید و متفاوت تری را در قالب وظیفه مادری تبیین کند ازاین رو دچار سردرگمی نقشی شده و متعاقب آن شرایط کنونی را نامطلوب ارزیابی کرده و همین امر منجر به نا سازگاری میان زوجین گشته و زمینه ابتلا به افسردگی بعد از زایمان را در زنان فراهم سازد.
12- درآمد و شغل
درآمد کم و نا امنی شغلی با رضایتمندی زناشویی پایین همراه است. هنگامی که زوجین دائماً درباره پول نگرانی داشته باشند، رضایتمندی زناشویی پایین خواهد بود (ساپینگتون، 1382). به همین منوال، هر قدر در سطوح قشربندی اجتماعی پایین تر بیاییم ، میزان افسردگی بعد از زایمان رو به افزایش می گذارد ولی بالعکس، میزان بروز افسردگی وطلاق که ناشی از تبعات آن است در بین گروه های دارای منزلت حرفه ای و فنّی، کمتر می باشد. (بنی جمالی و همکاران، 1383). از طرف دیگر بیکاری نیز یکی از عوامل پیش بینی کننده طلاق است (کرو و ریدلی، 1384). در عین حال، رضایتمندی شغلی به ویژه برای شوهرها، با خشنودی زناشویی رابطه دارد (ساپینگتون، 1382) و بنابراین شغل تاثیر بسزایی در غنی سازی رابطه دارد. ولیکن در عین حال ملزومات شغلی گاهی اوقات می تواند با نقش زوجین رقابت کند (هالفورد، 1384) .
13- فرزندان
در زمینه نقش فرزند یا فرزندان در ازدواج از دو منظر می توان نگریست: یکی اثر فرزند بر کیفیت روابط زناشویی والدین و دیگر تاثیر روابط والدین بر فرزندان. مرور تحلیلی توانگ، کمپبل و فاستر3 (2003) نشان داد که والدین رضایت زناشویی پایین تری را در مقایسه با غیر والدها گزارش
می دهند. هم چنین ارتباط منفی معناداری بین رضایت زناشویی و تعداد فرزندان وجود دارد. تفاوت در افسردگی پس از زایمان در میان مادرانی که کودک نوزاد داشتند مشهود ترین میزان را داشت. برای مردان این اثرپذیری به طور مشابه از سنّ فرزندان صورت می گرفت. اثر والد بودن بر رضایت زناشویی در میان گروه های اجتماعی- اقتصادی بالا منفی تر است. این داده ها مبین آن هستند که بعد از تولّد فرزندان ، به دلیل تعارضات مربوط به نقش و محدود شدن آزادی ، رضایت زناشویی کاهش می یابد. با این وجود مثال های بسیاری وجود دارند که کودکان ، رضایت را بهبود یا افزایش می دهند یا حداقل اثر منفی ندارند (توانگ و دیگران، 2003). به عنوان مثال ، پژوهش کاردک4 (1995) نشان می دهد که حضور فرزندان به طور مثبتی با رضایت زناشویی مرتبط می باشد.از همین رو متناقض بودن تاثیر فرزند در بروز افسردگی بعد اززایمان چشمگیر است وپژوهشگران بتایج یکسانی دست نیافته اند .در کل تعداد فرزندان با تاثیر در رضایت زناشویی می تواند بطور مستقیم ویا غیر مستقیم در بروز افسردگی پس از زایمان تاثیر بگذارد.
14- حمایت خانوادگی و اجتماعی
نتایج پژوهش دمیر و فیسیلوگلو (1999) نشان داد که تنهایی به طور معنی دار و منفی با سازگاری افسردگی مرتبط است. آنها هم چنین بر طبق نظر باربور1 (1993) می گویند اگر چه معلوم شده است که داشتن همسر یک عامل مثبت تغییر دهنده احساس تنهایی می باشد، کیفیت روابط خانوادگی نیز باید مدّنظر قرار گیرد. هالفورد (1384) معتقد است، میزان حمایت های عاطفی (مانند گوش دادن همدلانه به درد و دل های همسر) و عملی (مانند کمک کردن به دیگران) که زوجین به یکدیگر ابراز می کنند به طور قابل توجّهی رضایتمندی از رابطه را در عرض سال های اولیه ازدواج پیش بینی
می کند.افزایش رضایتمندی بطور معنی داری در کاهش بروز افسردگی پس از زایمان دخیل می باشد.
رابطه معنی داری بین عدم پذیرش زوجین از سوی خانواده های یکدیگر و توفیق یا عدم توفیق در زندگی وجود دارد، همچنین میزان دخالت بستگان در زندگی مشترک در خانواده های ناموفّق بیشتر است. به علاوه ، خانواده های زوج های موفق بیشتر در جریان آشنایی های قبل از ازدواج فرزندان خود با یکدیگر بوده اند، بنابراین آگاهی والدین و هدایت صحیح آنها می تواند در موقعیّت زندگی فرزندان شان موثر باشد (بنی جمالی و همکاران، 1383).

15- عوامل فرهنگی
ازدواج و روابط مشابه با آنان در داخل یک بافت فرهنگی رخ می دهد که این بافت چگونگی ازدواج را تعیین می کند (هالفورد، 1384). در فرهنگ های مختلف ، زایمان الگوهای فرهنگی خاص خود را دارد. برای مثال زایمان برای زوج ها از طبقه اجتماعی بالا در مرحله اول، درگیر شدن در یک رابطه صمیمانه، در میان گذاشتن احساسات به طور آشکار و انجام فعالیت ها به طور مشترک است. علاوه بر این فراهم کردن بهترین خدمات بهداشتی حداقل در حد قابل قبول می باشد بر عکس در طبقه اجتماعی پایین هزینه کم نقش موثری در روند زایمانی آنان دارد بطوریکه در مناطق روستایی یا در مناطقی که امکانات بهداشتی محدود می باشد زایمان در منزل صورت می گیرد وخدمات بهداشتی ومراقبتی مطلوبی دریافت نمی کنند. اصولاً ازدواج به جای پیوند میان دو نفر به عنوان پیوند دو خانواده و سنّت های مربوط به آنها مفهوم پردازی می گردد (کار، 2000). زوجینی که از نظر زمینه فرهنگی، قومی و نژادی با هم تفاوت دارند، انتظارات و باورهای شان در مورد روابط زناشویی نیز متفاوت است. این تفاوت ها در پیش فرض ها، مفروضات و باورهای زوجین می تواند منبع قدرت یک رابطه باشد، در صورتی که زوجین بتوانند عاقلانه نقاط قوّت و تفاوت فرهنگی شان را در نظر بگیرند علاوه براین فرآیند زایمان ، تولد ، تربیت فرزندان در فرهنگ های مختلف از تفاوت های بی شمار دیگری نیز برخوردار است.

16- رویدادهای زندگی
رویدادهای زندگی به تحوّلات رشدی و تغییر یافتن موقعیّت هایی که زوجین با هم و یا به صورت فردی با آن مواجه می شوند اشاره می کند. به احتمال زیاد در دورانی که نرخ تغییر و حوادث استرس آور زندگی زیاد می شود، مشکلات ارتباطی نیز بیشتر می شود. (هالفورد، 1384). مثلاً در آغاز دوره زناشویی؛ بارداری و فرزند پروری؛ موارد مشکل و مورد اختلاف در فرزند پروری؛ بیماری شدید یا مرگ فرزند یا خویشاوندان؛ دوره نوجوانی فرزندان؛ ترک کردن خانه توسط فرزندان. خیانت و جدایی (سادوک و سادوک، 2005). بازنشستگی نیز یک انتقال عمده دیگر برای زوجین است که با آشفتگی در رابطه همراه است (هالفورد، 1384).
17- ایفای نقش و مسئولیت پذیری
ایفای نقش به انجام وظایف اصلی اشاره می کند که برای تداوم زندگی زناشویی لازم است (هالفورد، 1384). افراد از لحاظ نگرش در مورد نقش هایی که برای جنسیت آنها مناسب هستند متفاوتند. در کل نقش های جنسی می توانند به سنّتی (که زن در خانه می ماند و مسئول کارهای خانه و مراقبت از فرزند می باشد) یا مدرن (که هر دو همسر تکالیف شغلی و خانگی مساوی دارند) طبقه بندی می شوند (آماتو و بوث، 1995 به نقل از مک گاورن و میرز2، 2002). نقش هایی که مسئولیت بیشتری را بر دوش یکی از همسران قرار می دهد، خطر مشکلات ارتباطی را افزایش می دهد. نقش زیاده از حد و باری که روی دوش همسران و به ویژه زنان می گذارد، با استرس، آشفتگی و افسردگی همراه است؛ استرس و افسردگی نیز به نوبه ی خود مشکلات ارتباطی را تداوم بخشیده و افزایش می دهد (هالفورد57، 1384).

مروری بر سوابق پژوهش
الف) مطالعات داخلی
در مطالعه سلملیان و همکاران بین سن زن ، شغل و تحصیلات همسر ، رتبه حاملگی ، کفایت درآمد خانواده ، نگرانی پرداخت هزینه زایمان ، سابقه سقط جنین ، واکنش نسبت به حاملگی ، عارضه و نتیجه حاملگی با افسردگی بعد از زایمان رابطه معنی داری وجود داشت همچنین بین نحوه زایمان ، عوارض بعد از زایمان و منافات داشتن نوزاد با منافع مادر با افسردگی بعد از زایمان رابطه معنی داری دیده شد ولی بین شغل زن ، محل سکونت مادر رابطه معنی داری مشهود نبود.
خدیجه شریفی و همکاران(1387)، در مطالعه ای با عنوان بررسی رابطه نوع زایمان و افسردگی پس از زایمان نشان داد که سن در بروز افسردگی پس از زایمان موثر نیست اما ارتباط آماری معنی داری بین علامت افسردگی پس از زایمان و شغل همسر مشاهده شد و در زنان با همسر کارگر بیشترین میزان علامت افسردگی بویژه نوع شدید مشاهده شد .همچنین بین علائم و ناخواسته

افسردگی، زایمان، اختلال، افسرده، نوزاد، همسر، کودک، بارداری، زنان، افسرگی

گزارش شده است .
افسردگی بعد از زایمان اثرات زیان بخش در روابط مادر و کودک تاثیر گذاشته و کیفیت ارتباط عاطفی مادر و کودک را تغییر می دهد (تالبوت 20 2001، صحتی شفایی 1379) همچنین روابط درون خانواده ، بهداشت روان خانواده و جنبه های مختلف رابطه ی با همسر را تحت تاثیر قرار داده و مشکلات متعددی را بوجود می آورد که از جمله می توان به افزایش درگیری های خانوادگی از دست دادن یا کاهش منبع درآمد خانواده ، سپردن مراقبت کودک به فردی غیر از مادر که بر تکامل کودک اثر سو خواهد گذاشت و همچنین بروز افسردگی در همسرانشان و اختلال در ارتباط با همسر اشاره نمود (ویستنر 2002،ویلیامز 1385،خمسه 1379)که در صورت عدم درمان گاه منجر به آسیب و خفه کردن نوزادان،خودکشی زنان ،طلاق و جدایی شود (زهرایی 2003) .
ازاین رو شناسایی عوامل مستعد کننده افسردگی بعد از زایمان از قبیل نوع و تعدد زایمان ، نوع جنس نوزاد و نحوه تغذیه وی ، وضعیت اقتصادی و حمایت اجتماعی ، شغل و تحصیلات مادر و همسر ، سابقه بیماری یا اختلال ، بروز عارضه در طی بارداری – زایمان یاپس از آن ، آمادگی مادر برای پذیرش نوزاد ، خواسته یا ناخواسته بودن بارداری و… در مطالعات متعددی مورد بررسی قرار گرفته است اما تا کنون به نتایج یکسانی دست نیافته اند بطوریکه در برخی از پژوهش ها میان جنس نوزاد ، نوع زایمان و تعداد آن با بروز افسردگی پس از زایمان ارتباط معنی دار وجود داشته است (رحمانی وهمکاران ، لشکری پور وهمکاران ) و در پژوهش های دیگر این ارتباط معنی دار یافت نشده است (وانگ21،زنگنه).
علاوه بر این در برخی از پژوهش ها فقط به بررسی یک عامل خاص در بروز افسردگی پرداخته اند مثلا در پژوهش بوزوکی 22 احساس خستگی مادر در هفته های اول ، وردوکس 23 نوع بیماری و مشکلات دوران بارداری و در پژوهش محمدی احساس همسر در حاملگی اخیر ،کیفیت خواب در بروز افسردگی و… را بررسی کرده اند .
لازم به ذکر است اغلب زنانی که از این اختلال رنج می برند درمانی دریافت نمی کنند ممکن است برای بیش از یکسال افسرده بمانند و این وضعیت می تواند بر ارتباط با همسر تاثیر منفی بگذارد و بصورت جدی ارتباط مادر – کودک را تحت تاثیر قرار دهد و منجر به تاخیر شناختی ، هیجانی و حتی غفلت از کودک شود و در مجموع تاثیر گسترده ای بر سلامت و رفاه کودک ، خانواده و جامعه داشته باشد.
بامطالعه پژوهش های مختلف و اهمیت شناسایی افسردگی بعد از زایمان و شیوع بالای آن در ایران و جهان ، چند عاملی بودن عوامل موثر در بروز افسردگی بعد از زایمان و ضد و نقیض بودن برخی از پژوهش ها در عوامل مداخله کننده بروز افسردگی بعداززایمان ، اهمیت انجام پژوهش با توجه به پیشینه اجتماعی، موقعیت فرهنگی و شرایط کنونی و قبلی بیماری ، وجود تنش های محیطی نظیر حوادث جنگ در استان کرمانشاه و اینکه تا کنون پژوهشی مشابه در این استان انجام نشده است لذا بر آن شدیم تا با شناسایی برخی از عوامل موثر در افسردگی بعد از زایمان اقدامی موثر در بهبود سلامت زنان ، مادران ، خانواده و در نهایت جامعه انجام داده باشیم.
اهداف تحقيق
هدف اصلی
هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی شناسایی عوامل مستعدکننده افسردگی بعد از زایمان در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمانشاه در تابستان سال1392است .

اهداف فرعي
هدف فرعی مطالعه حاضر تعیین عوامل مستعدکننده افسردگی بعد از زایمان در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمانشاه در تابستان سال1392است .

– تعیین ارتباط عوامل مامایی مادر (تعدادحاملگی ها ، نوع زایمان ، ایجادعارضه در طی بارداری و وضع حمل ، سابقه سقط ، سابقه نازایی، خواسته بودن و یا ناخواسته بودن حاملگی ، مشروع بودن بارداری و…) با بروز افسرگی پس از زایمان
– تعیین ارتباط عوامل نوزادی (جنس نوزاد ، وزن نوزاد ، نوع تغذیه نوزاد ، بیماری نوزاد ، مرگ کودک و…) با بروز افسرگی پس از زایمان
– تعیین ارتباط عوامل مادری (سن مادر ، تحصیلات ، شغل ، استرس داشتن ، خستگی مادر، بیماری مادر ، آمادگی مادر برای نقش پذیری جدید و… ) با بروز افسرگی پس از زایمان
– تعیین ارتباط عوامل خانوادگی( حمایت اقتصادی، حمایت اجتماعی، تحصیلات همسر ، شغل همسر ، رضایت از زندگی با همسر، محل سکونت ، علاقه و حمایت همسر و…) با بروز افسرگی پس از زایمان.

فرضیه های تحقیق:
– عوامل مامایی مادر (تعدادحاملگی ها ، نوع زایمان ، ایجاد عارضه در طی بارداری و وضع حمل ، سابقه سقط ، خواسته بودن و یا ناخواسته بودن حاملگی ، مشروع بودن بارداری و…) با افسرگی پس از زایمان رابطه دارد.
– عوامل نوزادی (جنس نوزاد ، نوع تغذیه نوزاد ، بیماری نوزاد ، مرگ کودک و…) با افسرگی پس از زایمان رابطه دارد.
– عوامل مادری (سن مادر ، تحصیلات ، شغل ، تحصیلات و شغل همسر ، بیماری مادر ، آمادگی مادر برای نقش پذیری جدید و… ) با افسرگی پس از زایمان رابطه دارد.
– عوامل خانوادگی( حمایت اقتصادی، حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی با همسر، محل سکونت ، علاقه و حمایت همسر و…) با بروز افسرگی پس از زایمان رابطه دارد.
تعاريف مفهومی و عملیاتی
تعاريف مفهومي
زایمان: زایمان ، تولد یا زایش ، اوج دوران بارداری یک زن است که شامل خارج شدن یک یا چند نوزاد از رحم مادر است.
افسردگي : افسردگي يكي از شايع ترين اختلالات رواني و يكي از بيماري هايي است كه از نظر بار بيماري هزينه زيادي را به سيستم بهداشتي درماني تحميل ميكند‬‬‬‬‬‬
تعاریف عملیاتی
افسردگي : نمره اي كه آزمودني از آزمون افسردگي بك بدست خواهد آورد.

فصل دوم
پيشينه پژوهش

افسردگي
اصطلاح «افسردگی» به منظور های گوناگون و برای توصیف خلق ، شناسایی یک نشانگان ، و به عنوان یک مفهوم در طبقه بندی بیماریهای روانی بکار می رود. « خلق افسرده » را بیشتر افراد به عنوان « احساس نا خشنودی » یا «درماندگی» می شناسند ؛ این تجربه ممکن است شامل احساسات بی حوصلگی ، گناه ، بی ارزش بودن ، خود خوار شماری ، واماندگی و بی تفاوتی باشد. در مورد عناصر تشکیل دهنده ی «خلق افسرده » اختلاف نظر چندانی وجود ندارد و برای سنجش میزان شدت آن انواع گوناگونی از مقیاسها در دسترس است. احساس غم ، ناکامی و ناامیدی در مورد زندگی ، همراه با از دست دادن علاقه به اغلب فعالیتها و اختلال در خواب ، اشتها ، تمرکز و انرژی شایع ترین مشکل روانی است . در حدود 15 تا 20 درصد افراد به یک یا چند رویداد افسردگی اساسی مبتلا بوده اند . بین 2 تا 8 درصد از آنها ، به طور مزمن افسرده ، محزون و سرزنش کردن خود به مدت چندین ماه هستند و گاهی تا چندین سال باقی می مانند (بیر ماهر و همکاران ، 1996 ؛ کسلر و همکاران ، 1994).
بروز نشانه های خفیف افسردگی ، در واقع ، پاسخ طبیعی آدمی به فشارهای متعدد زندگی است. عدم موفقیت در تحصیل یا کار ، از دست دادن عزیزان ، یا آگاهی از اینکه با پیری توان آدمی تحلیل می رود از جمله موقعیت هایی هستند که اغلب موجب بروز افسردگی می شوند. افسردگی تنها زمانی نا بهنجار تلقی می شود که در عملکرد بهنجار اخلال کند و هفته ها بدون وقفه ادامه یابد. اختلالات افسردگی نسبتاً شایع هستند و حدود 17% مردم در طول زندگانی یک دوره افسردگی حاد پیدا می کنند (کسلر و همکاران، 1994 به نقل از براهنی ، 1385).
نشانه ها و علائم افسردگی بعد از زایمان
هر چند افسردگی به عنوان اختلالی واحد در « هیجان و خلق » شناخته می شود ، با این حال عملاً چهار مجموعه نشانه و علامت در آن وجود دارد. علاوه بر نشانه های هیجانی و خلقی ، نشانه هایی در زمینههای شناختی ، انگیزشی ، جسمی و فیزیکی نیز در آن مطرح است. اما برای آنکه تشخیص افسردگی برای کسی مطرح شود لزومی ندارد که همه ی چهار دسته نشانه در او وجود داشته باشد بلکه هر چه نشانه های بیشتری از این چهار دسته در شخص باشد ، اطمینان بیشتری خواهد بود که گرفتار افسردگی شده است. غم و اندوه و شاد نبودن از جمله ناگوارترین نشانه های هیجانی افسردگی است. شخص ناامید و ناشاد است ، غالباً به گریه می افتد و ممکن است به فکر خود کشی بیافتد. کسی که افسرده شده ، رفته رفته علاقه به سرگرمی ها و تفریحات و کارهای خانوادگی را از دست می دهد. غالب مردم افسرده گزارش می دهند که نسبت به چیزهایی که قبلاً رضایت آفرین و خشنود کننده بود کششی احساس نمی کنند. و بسیاری از آنان می گویند علاقه و محبت به مردم دیگر را از دست داده اند.‬‬‬‬‬
نشانه های اصلی اختلال شناختی به صورت افکار و اندیشه های منفی ظاهر می شود. در این قبیل مردم اعتماد به نفس بسیار کم می شود. خودشان را نالایق و ناشایست می دانند و خود را به خاطر خطاهایشان سرزنش می کنند ، نسبت به آینده احساس نا امیدی دارند و در اینکه بتوانند کاری برای بهبود حال خود انجام دهند تردید دارند همچنین میزان انگیزش آنان کاهش یافته است به این معنا که به فعل پذیر بودن تمایل پیدا کرده و قادر به راه اندازی کارها نیستند.
نشانه های جسمی و فیزیکی افسردگی شامل تغییر اشتها و اختلال خواب و خستگی و بی جان و رمق بودن است. افکار آدم افسرده بیشتر درباره خودش است تا درباره رویدادهای بیرونی و در نتیجه درد و رنج کوچکی را ممکن است بسیار بزرگ سازد و نگران سلامت خود شود (براهنی ، 1385).

انواع اختلال افسردگی
اختلالهای افسردگی به دو نوع افسردگی یک قطبی و دو قطبی طبقه بندی می شوند. اختلال دو قطبی با دوره های آشفتگی – افسردگی مشخص می گردد. دوره آشفتگی ممکن است از چند دوره تا چند هفته طول بکشد ، دوره افسردگی غالباً سه برابر طولانی تر از دوره آشفتگی است. این اختلال در مردان و زنان بطور یکسان شیوع دارد اما میزان بروز افسردگی یک قطبی ( فقط حالت غمگینی ) در زنان سه برابر بیشتر از مردان است . افراد مبتلا به این نوع افسردگی ، احساس بی ارزشی و گناه می کنند ، از انرژی اندکی برخوردارند ، به آهستگی حرکت کرده یا سخن می گویند ، برخی اوقات بی وقفه و بی هدف در اطراف قدم می زنند ، نمی توانند از زندگی لذت ببرند ، تمایل خود را نسبت به تغذیه و رفتار جنسی از دست میدهند ، خواب آنها مختل می گردد ، معمولاً به موقع می خوابند ولی بسیار زود از خواب برمی خیزند ، دیگر نمی توانند بخوابند که دچار یبوست می شوند و ترشح بزاق آنها کاهش می یابد (کارلسون24 ، 1992 به نقل از خدا پناهی ، 1380).‬‬‬‬‬

عوامل مرتبط با افسردگی
پژوهشگران معتقدند که ترکیبات گوناگون عوامل زیستی و محیطی به افسردگی می انجامد ؛ این ترکیب از فردی به فرد دیگر تفاوت دارد. بررسی های خویشاوندی نشان می دهند که وراثت نقش مهمی دارد. ژنها می توانند با تاثیر گذاشتن بر توازن شیمیایی مغز ، رشد مناطق مغزی که از هیجان منفی جلوگیری می کنند ، یا پاسخ هورمونی بدن به استرس ، موجب افسردگی شوند (سی چی25 و توت26 ، 1998).
اما تجربه نیز می تواند افسردگی را بر انگیزد و تغییرات زیستی یاد شده را ایجاد نماید. افسردگی و سایر اختلالات روانی در والدین کودکان و نوجوانان افسرده ، بیشتر شایع است. با اینکه عامل خطر ژنتیکی می تواند از والد به کودک منتقل شده باشد ، ولی والدین افسرده یا تحت فشار معمولاً شیوه های فرزند پروری نا سازگارانه دارند. در نتیجه خود گردانی هیجانی ، دلبستگی ، و عزت نفس فرزند آنها میتوانند صدمه دیده باشند که در این صورت ، برای مهارتهای شناختی و اجتماعی آنها عواقب جدی دارند ( گاربر27 ، برافلات28 و ویس29 ، 1995).‬‬‬‬‬
افراد افسرده معمولاً سبک انتسابی درمانده دارند ، به طوری که پیامدهای مثبت در عملکرد تحصیلی و روابط با همسالان را خارج از کنترل می دانند. در نتیجه ، رویدادهای متعددی مانند شکست خوردن در کارهای مهم ، طلاق والدین ، یا خاتمه ی یک دوستی صمیمی یا رابطه ای عاشقانه ، می توانند در نوجوانان آسیب پذیر موجب افسردگی شوند. ناتوانی نواجوانان افسرده در تجسم کردن آینده ای ارزشمند ، رشد هویت آنها را شدیداً مختل می کند ( هارینگتون30 و راتر31 ، 1996).
تفاوتهای جنسی در افسردگی
افسردگی شایعترین اختلال روانی بزرگسالان می باشد. علت شیوع بالاتر این اختلال در زنان نسبت به مردان(2به 1) را می توان به وجود عواملی همچون مواجهه زنان با استرس های متفاوت ناشی از زایمان وبارداری ، منزلت پایین اجتماعی ، درماندگی آموخته شده و آثار هورمونی نسبت داد (فریبا حسینی سازی ، 1384).

افسرده‌خویی
اخیرا یک طرح از سازمان جهانی بهداشت تخمین زده است که در سال ٢٠٢٠، از میان همه ی بیماری ها ، افسردگی دومین بار سنگینی خواهد بود که بر دنیای سلامت تحمیل می شود.(سگال و ویلیامز ،٢٠٠٢).
اختلال افسرده خویی اختلالی مزمن است که با خلق افسرده ای که قسمت عمده ی روز و در اکثر روزها وجود دارد، مشخص می شود .این ختلال ، اختلالی شایع در کل جمعیت است ، نرخ شیوع در طول عمر تقریبا 6% و نرخ شیوع سالانه تقریبا برابر 3% کل جمعیت است .همچنین در بین بیماران سرپایی روانپزشکی بیش از 36% از افسردگی رنج می برند . افسردگی مزمن در مقایسه با افسردگی اساسی ، با دوره ی درمان طولانی تر، سلامت جسمانی کمتر، اختلالات همراه بیشتر ، اختلالات شدیدتر در عملکردهای اجتماعی ، هیجانی و روانشناختی مشخص می شود . همچنین مبتلایان به این اختلال به میزان بیشتری از سیستم های مراقبت سلامتی استفاده می کنند و اقدامات بیشتر برای خودکشی و بستری شدنهای متعدد دارند (کریستون و ولف ،٢٠١٠).
اعتقاد بر این است که افسرده خویی به میزان بالایی با سایر اختلالات محور 2 در چهارمین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی همپوشی دارد . مطالعات نشان داده است که میزان همبودی اختلال های شخصیت با افسرده خویی (60%) به گونه ی معنی داری بالاتر از اختلال افسردگی اساسی (١۸%) است. (پیپر و کلین؛ ١٩٩٥).
اختلال افسرده خویی اختلالی مقاوم به درمان محسوب می شود و ٤٠% از مبتلایان به این اختلال به دارو جواب نمی دهند.(گوتلیب و اسکریدلی، ٢٠٠٠ به نقل از حمیدپور ،١۳۸6).
مطالعات کنترل شده کاربرد شناخت درمانی بک را برای درمان افسردگی اساسی تایید کرده اند. همچنین مطالعات از اثربخشی این روش برای جلوگیری از عود در افرادی که در فاز باقیمانده یا دوره ی حاد افسردگی بودند ، حکایت دارند.(پیکل ،١٩٩٩ ، بارلو و هوفمن، به نقل از حمیدپور ، ١۳۸6).
ضد افسردگی ها و روان درمانی های ویژه ی افسردگی ، آشکارا برای افسردگی عمده موثر اند. با این وجود اثربخشی این درمان ها برا

افسردگی، زنان، زایمان، ازدواج، مادری، زن، فرزندآوری، زوجین، افسرده، بارداری

ی افسردگی های با شدت کمتر مورد تردید است .شواهد کمی برای دارودرمانی و روان درمانی توصیه شده برای افسرده خویی و افسردگی جزیی وجود دارد . از آنجا که شیوع اختلالات افسردگی خفیف تر نسبت به افسردگی عمده بیشتر است ، این کمبود منابع اطلاعاتی می تواند برای سیستم های مراقبت بهداشتی و نیز بالینیگران مساله ساز باشد.)ولیامز و بارت ،٢٠٠٠).
سیستم رواندرمانی تحلیل شناختی رفتاری ، که مک کلاف ویژه ی درمان افسردگی مزمن تدوین کرد، فرض می کند که بیماران افسرده ی مزمن در رفتار متناسب در تعاملات بین فردی با شکست مواجه می شوند .این بیماران اغلب از نظر اجتماعی گوشه گیر، نافعال و منفعل هستند و ابراز وجود را به عنوان خودخواهی تلقی می کنند . آنها به خشم به عنوان یک احساس ناخوشایند می نگرند تا نشانگری مفید در روابط بین فردی که نشانه ی این است که دیگری آنها را می رنجاند.این افراد معمولا دوره های افسردگی واضح و مشخصی را تجربه نمی کنند و اغلب به دنبال مشاوره های سرپایی و رواندرمانی مشکلاتی هستند که بالینگران آن را “افسردگی وجودی” به حساب می آورند که احساس خالی بودن و فقدان لذت در محیط های بیرون از فضاهای کاری از ویژگی های این افراد است.این نوع افسردگی غالبا با خصوصیات نافذ درونزاد مانند سکون و بی لذتی مشاهده می شود.از نظر ملاک ها بین افسرده خویی و افسردگی عمده همپوشی زیادی دیده می شود با این تفاوت که در افسرده خویی علایم بیشتر است تا نشانه ها ، یعنی افسردگی بیشتر ذهنی است تا عینی (سادوک،٢٠٠٩ ) .‬‬‬‬‬
از آنجا که به افسردگی به عنوان یک اختلال عود کننده نگریسته می شود ، اگر کسی بخواهد بر دارودرمانی برای درمان تکیه کند، باید با دید طولانی مدت به آن بنگرد. شواهد نشان می دهد افراد افسرده پس از بهبود از دوره ی افسردگی نیز باید به مصرف دارو ادامه دهند(سگال و ویلیامز،٢٠٠٢).
مطالعات اپیدمیولوژیک درباره ماهیت ، شیوع و دوره افسردگی پس از زایمان بیانگر آن است که 10 تا 20 درصد زنان ، نشانه‌های افسردگی را در هفته‌های اول پس از زایمان بروز می‌دهند. افزایش در میزان بروز افسردگی معمولا در 30 روز پس از زایمان می‌باشد و در موارد شدید ممکن است تا 2 سال بعد از زایمان باقی بماند . به هر حال، بیشتر این دوره‌ها به‌طور خود به خود در طول 3 تا 6 ماه بعد از زایمان برطرف می‌شوند. علائم افسردگی پس از زایمان شبیه به دوره افسردگی اساسی است که در مواقع دیگر زندگی رخ می‌دهند. اما در این زنان، تنها دربرگیرنده رابطه مادر – نوزاد و معمولا خانواده است. افسردگی پس از زایمان بیشتر در بین زنانی شایع است که در مواقع دیگر به افسردگی اساسی هم مبتلا بوده‌اند و همین‌طور در بین زنانی که به هنگام قاعدگی دچار ناراحتی شدید می‌شوند.
به نظر می‌رسد علت افسردگی پس از زایمان، تغییرات هورمونی، روان‌شناختی و آسیب‌پذیری عاطفی این دوره باشد. اگر ملامت پس از زایمان به گونه‌ای خاص شدید به نظر برسد یا برای بیش از چند هفته ادامه یاید، فرد باید موضوع را با متخصص در میان بگذارد. بروز افسردگی پس از زایمان(32PPD) به مرور زمان شروع شده و اغلب ناشناخته است، بویژه زمانی که شدت آن از وضعیت خفیف به متوسط سیر می‌کند و رفتار کمک‌جویانه تشویق نشده و کم اهمیت تلقی می‌شود. افسردگی پس از زایمان در این زنان ممکن است ادامه یابد و سرانجام به حدی شدید شود که لازم شود در بیمارستان بستری شوند، بنابراین تشخیص زودهنگام بسیار مهم است.

درمان افسردگی
داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای در درمان افسردگی موثرند . به طوری که این اثر از یک تا سه هفته پس از مصرف دارو آشکار می شود. اگر چه تاکنون مکانیزم تاثیر دارو در بهبود افسردگی کاملاً مشخص نشده ، محققان معتقدند که داروهای سه حلقه ای نورآدرنالین و سروتونین در شیار سیناپسی را افزایش می دهند ، زیرا مصرف رزرپین که یک داروی کاهنده فشار خون است ، میزان نور آدرنالین و سروتونین را کاهش می دهد (در اثر آزاد سازی آنزیم منوآمینواکسیداز هر دو ناقل تجزیه می شوند) و بدین ترتیب مصرف رزرپین در پاره ای از افراد ایجاد افسردگی می کند و داروهای باز دارنده منوآمینواکسید از در بهبودی افسردگی موثر است .
نتایج بررسی ها نشان می دهد که داروهای ضد افسردگی منجر به کاهش ارتباط گیرندگان نورآدرنرژیک آلفا 2 و بتا می شود. اثر این داروها به میزان سرعت کاهش ارتباط آن گیرندگان بستگی دارد و نه به میزان افزایش نورآدرنالین و سروتونین در پایانه عصبی . بدین ترتیب افسردگی می تواند به علت فزونی تولید نورآدرنالین در دستگاه عصبی ایجاد شود که در این صورت داروهای باز دارنده گیرندگان پس سیناپسی در بهبودی موثر هستند. به نظر می رسد که مشکل فرضیه منو آمین افسردگی به این واقعیت مربوط می شود که ناقلهای موثر در نظام خود تحریکی درون جمجمه ای ، مانند دوپامین در این فرضیه نقشی ندارند و افزون بر این نور آدرنالین و سروتونین با فرایند تقویت مثبت و شادی کمتر ارتباط دارند با توجه به اینکه نشانگان اصلی افسردگی خلق نامناسب ، کم تحرکی و فعالیت اندک حرکتی است که به کاهش نظام دوپامینرژیک مربوط می شود ، داروهای ضد افسردگی احتمالا منجر به فزونی حساسیت گیرندگان دوپامینژیک و در نتیجه افزایش فعالیت سیناپس دوپامینرژیک می شوند (کالات33،1998) .
الکتروشوک درمانی ، عبور جریان الکتریکی بین 70 تا 130 ولت درون سر بیمار که بین شش تا دوازده جلسه طول می کشد نیز برای درمان بیماران افسرده موثر است .این احتمال وجود دارد که فعالیت تشنجی در سطح انتقال دهندگان عصبی یا در حساسیت الکتریکی نورون تغیراتی پدید می آورد .از الکترو شوک درمانی بر این پایه که امکان دارد موجب ضایع شدن مغز یا از دست دادن حافظه شود ، انتقادهای زیادی شده است ، اما ارزیابی های اخیر شواهد آشکاری از بی زیان بودن آن بدست داده اند (اسکورن34 و کیلمن35 ،1980).
بعضی پژوهندگان چنین استدلال می کنند که وابستگی به داروها موجب می شود که افراد مبتلا به اختلال یک قطبی یا دو قطبی به احتمال کمتر بتوانند مکانیزمهای خود را بهبود بخشند و بدین ترتیب احتمال بروز مسائل عاطفی عمیق تر را افزایش می دهد . بنابراین درمانهای روان تحلیلی و روانشناختی نیز جهت درمان افسردگی می توانند کار ساز باشند..
مرور مطالعات نشان می دهد که ایران از جمله کشورهایی است که از نظر اجتماعی-فرهنگی و مذهبی اهمیت خاصی به فرزندآوری می دهد. فرهنگ عمومی جامعه ایران نیز از نقطه نظر مذهبی و تاریخی، فرزندان را موهبت الهی قلمداد می کند بنابراین حداقل هر زن که دارای قدرت باروری باشد یکبار دوران بارداری را سپری می کند .زیرا یکی از انتظارات و اهدافی که افراد در تشکیل خانواده دارند داشتن فرزند است که این امر می تواند علی رغم اینکه بنیان خانواده را تحکیم بخشد ونیاز عاطفی و روحی افراد را برطرف نماید میتواند در شرایط نامساعد نتیجه ای معکوس نیزبه همراه داشته باشد. در سیستم های پدرسالاری مادر شدن منشأ احترام و قدرت است. جامعه برای زنی که مادر می شود ارزش قائل است. اهمیت داشتن فرزند و حمایت و تأکید جامعه در این مورد به اندازه ای است که چنانچه زوجی داوطلبانه قصد کنترل تعداد فرزندان در جهت فاصله گذاری بین تعداد فرزندان و بویژه بین ازدواج و تولد اولین فرزند را داشته باشند ، فشارهای اعضاء خانواده و جامعه موجب می شود که افراد در تصمیم خود تجدید نظر کنند.
در فرهنگ و سنت ایرانی، همانند بسیاری از کشورهای دیگر، نقش مادری زن اهمیت و جایگاه ویژه ای داراست. خود زنان نیز نقش مادری را مهمترین وظیفه خود می دانند.
فریبا حسینی سازی(1384) در مطالعه خود بر اهمیت مشارکت همسران و نقش آنان در این زمینه نشان داد که دیدگاه ها و نگرش آنان در بروز افسردگی در زنانشان موثراست و هر چه همکاری بین زوجین و آرامش میان آنان بیشتر باشد زنان اعتماد به نفس بالاتری داشته و میزان افسردگی در آنان کاهش یابد.
کیفیت زندگی مشترک وکار گروهی زوجین در زمان بچه دار شدن بیشتر ارزیابی می شود زیرا ازین پس علاوه بر تلاش جهت رسیدن به اهداف قبلی ، تامین آینده فرزند نیز به طور جدی مد نظر قرار می گیرد. بنابراین همدلی همسر و مشارکت هرچه بیشتر زن و مرد را با یکدیگر طلب می کند . شوهر می تواند با توجه و حمایت های عاطفی خود و همچنین اطمینان بخشی به همسر در ارتباط با نگرانی هایی که دارد به او دلگرمی وامید دهد (به نقل از فاطمه کیانی،1389) .
در این مطالعه سعی می شود با بررسی عوامل مستعد کننده افسردگی بعد از زایمان به بهبود سلامت روان خانواده ها بپردازیم.

چارچوب نظری و مطالعات تجربی
نیاز غریزی، عاطفی و طبیعی انسان ها حکم می کند که زوجین پس از ازدواج صاحب فرزند شوند، و در واقع برای اکثر افراد، مفهوم خانواده با تولد فرزند شکل می گیرد. اینهورن36 (2000) در رابطه با ناباروری بیان می کند که پارادوکس اصلی ناباروری این است که عمومیت آن بیشتر در جوامعی است که باروری نیز بالا است و افراد جامعه برای فرزندآوری اهمیت خاصی قائل هستند.
نظریات مختلفی از جنبه روانشناختی به تبیین تأثیرات باروری پرداخته اند. مطابق نظریه روان شناسی خود و من که مبتنی بر اصول روانکاوان است، هنگامی که فقدان چیزی برای درک فرد از خود اساسی باشد، می تواند به درک فرد از خود آسیب برساند و فرد را دچار احساساتی نظیر نا امیدی، استرس ، خشم ، اضطراب و احساس شرمندگی و… کند . زنان باردار به دلیل شکست در اجرای نقش فردی و اجتماعی، احساس نقص و بی کفایتی و مردان احساس شرمندگی و عصبانیت می کنند.در رویکرد نظریه سیستمی به خانواده ، خانواده به عنوان سیستمی با سایر نظام ها مانند نظام خانواده زن ، خانواده مرد و سایر نظام های متعامل در ارتباط است . تمامی عناصر نظام در پدیدارها و رخدادها سهیم می باشند ، با هم کار می کنند، تغییر می یابند ، بیمار می شوند و با هم درمان می شوند (استریت37،1376) . برای حل مشکلات نیز لازم است تا چند نسل خانواده مورد ملاحظه قرار گیرند. طبق این نظریه در طول چرخه زندگی خانوادگی یک سری مراحل قابل انتظاری وجود دارد که بیشتر مردم آن را به طریق قابل پیش بینی طی می کنند. پدر و مادری به عنوان یک مرحلة زندگی نشان دهندة تثبیت یک خانواده جدید می باشد و بارداری باعث می شود که علاوه بر اینکه زوجین به مرحله پیش بینی شدة پدری و مادری منتقل شده ، نظم فعالیت های زندگی و نقش های افراد بهم بریزد و کارکردهای خانواده آسیب ببینند (برنز و کاوینگتون38، 2000).
نظریه های روانشناسی مبتنی بر جنسیت تمایل دارند که تفاوت های میان زن و مرد را تقویت نمایند و زنان را به عنوان افرادی وابسته و مردان را افرادی مستقل شناسایی کنند. نقش مادری و فرزندآوری به عنوان اساس زندگی و هویت زنان، عامل اقتدار و امتیاز زنان و تکمیل جنسیت محسوب شود (برنز و کاوینگتون، 2000).
در نظر برخی فمینیست های افراطی از جمله فایرستون39 (1979) تولید مثل و مادری کردن باری بر دوش زنان و بخشی از سرکوبی است که باید رفع شود . اینان تولید مثل را سر منشأ سلطه مردان بر زنان تلقی می کنند. ایشان فناوری های نو را متهم می کنند که با استفاده از دارو و هورمون برای تحریک تخمک گذاری ، خطراتی برای سلامت زنان ایجاد می کنند و به سبب واداشتن زنان نازا به تلاش برای بچه دار شدن باعث وارد آمدن یا افزایش فشارهای اجتماعی بر آنها می شوند (فریدمن40، 1383).
فمینیست ها همچنین پزشکان را در خطر هایی که زنان را تهدید می کند، مسئول می دانند، چرا که به نظر آن ها، پزشکان تکرار روش های مختلف درمان را به بیماران خود توصیه می کنند در حالی که میزان موفقیت این روش ها چندان بالا نیست. فمینیست های رادیکال فناوری های باروری جدید را ابزار پدرسالاری و صنعت پزشکی بر علیه زنان می دانند که هدفش کنترل بدن زنان و به ویژه فرایند فرزندآوری است. بسیاری از آن ها زنانی را که به دنبال روش های درمانی می باشند فریب خوردة فرهنگ معرفی می کنند (ونبلان، اینهورن41، 2002).
تفاوت های موجود در زمینه تأثیر پذیری زوجین در کشورها و مناطق مختلف متأثر از نظام های خویشاوندی خاص ، سبک های پیوند زناشویی، قوانین اخلاقی و حقوقی، رسومات مذهبی و به طور کلی عوامل فرهنگی می باشد. بنابراین در درک و فهم عوامل مستعد کننده افسردگی بعد از زایمان نمی توان اهمیت تأثیر این عوامل را نادیده گرفت . به طوری که بسیاری از زنان برای رفع مشکل خود به شیوه های مختلفی و چه بسا غیر بهداشتی متوسل می شوند چرا که برای آن ها توجه به جنبه های بهداشتی، نسبت به مادر شدن و نیاز اجتماع و خانواده به بچه، اهمیت کمتری دارد (ملوک42، 2000؛ اینهورن، 2003؛ دانیلاک و دیگران43، 1987).
در سیستم های پدر سالاری مادر شدن منشأ احترام و قدرت است . زنی که مادر می شود جامعه به او ارزش می دهد . تقاضای فرهنگی جوامع مهمترین عاملی است که انتظار می رود همه ازدواج ها منجر به فرزندآوری شود. در بسیاری از جوامع آسیایی و آفریقایی، فرزندآوری ثبات رابطه زناشویی و رابطه زوجین را تضمین می کند. به ویژه برای زنان که نقش مادری بخشی از پایگاه و هویت آن ها را می سازد و داشتن فرزند منبع قدرت زن در خانواده و جامعه محسوب می شود. طبیعی است که آنان با نداشتن توانایی فرزندآوری آسیب های روانی، شخصیتی و اجتماعی زیادی دیده و بسیاری از امتیازهای اجتماعی و اقتصادی را از دست بدهند. در ازدواج های تنظیم شده، که خانواده ها در شکل گیری آن نقش اساسی دارند، در صورت ناباروری، دخالت خانواده برای حل مشکل بسیار مشهود می باشد (وایدج، بی تا: 60).
آنچه که در خلال پژوهش های انجام گرفته در مناطق مختلف نمایان می شود، این است که بارداری وزایمان در بسیاری از فرهنگ ها برای زنان به عنوان یک مسئله و بحران در نظر گرفته می شود، که به شیوه های مختلف بر زندگی زنان سایه افکنده است. مشکلات زایمان به تعریف افراد جامعه از بارداری و شیوه برخورد با سایرین بستگی زیادی دارد. مقاله حاضر تلاش دارد تا به اختصار به شناسایی برخی از عوامل موثردر بروز افسردگی بدنبال این فرآیند فیزیولوژیک ولازمه ی تکامل زنان بپردازد.

ازدواج وباروری
تاريخچه ازدواج
مسئله ازدواج انسانها را سابقه اي است بس قديمي و طولاني و همزمان با پيدايش نخستين انسان در کره زمين، که درباره آن اديان و مردم شناسان هر کدام به گونه اي سخن گفته اند. بر اساس گفته صاحبان اديان، نخستين ازدواج بين آدم و حوا اولين مرد و زن آفريده شده به وقوع پيوست، بعدها در سايه ازدواج

افسردگی، ازدواج، زن، زایمان، جنسي، تحصیلات، فطري، زناشويي، مادران، ارضا

فرزندان آنها، نسل تکثير يافت و با گذشت زمان، به صورت امروزي درآمد. (‌فرهنگ معين – جلد اول)
ازدواج هم مثل تمام امور دوره تکامل را به تدريج پيموده است ، يعني در ابتدا هر زن و مردي که در دسترس و نزديک يکديگر بوده اند با هم ازدواج مي کردند و ازدواج میان محارم حتي پدر و دختر يا پسر و مادر معقول بوده است و هيچ گونه قبح و منعي نداشته است، چنان که در داستان ويس و رامين مشاهده ميشود که در ابتدا ويس به عقد برادرش ويرو در آمده است. بدون شک ازدواج مثل ساير امور طبيعي و امور اجتماعي دوره هايي را گذرانده و تحولاتي را سير کرده و به تدريج تکامل يافته است و هر قدر علم پيش رود و تمدن بشر افزايش يابد اهميت امور بيشتر کشف خواهد شد و دقت بيشتر و رعايت شرايط زيادتري لزوم پيدا ميکند.‬‬‬‬

ازدواج از نظر روان شناسان
اريک فروم44 روان شناس آلماني معتقد است آرزوي پيوند مشترک، نيرومند ترين کشش بشري است، نيرويي که نوع بشر ، قبيله ها ، خانواده ها و اجتماع را متحد نگه مي دارد.
به اعتقاد فروم کوشش و تلاش براي سلامت عاطفي و بهبود گرايش ها ، همچنين استعدادهاي فطري براي زندگي بارور، براي هماهنگي و عشق در نهاد همه ماست . او معتقد است آدمي مي تواند در زندگي مشترک و آشفته خود با توانايي ها به دوست داشتن و مهر ورزيدن سر و سامان بدهد، زيرا تمام بشريت منشا محبت و عشق است. در زندگي مشترک، يا ازدواج ايده آل مي تواند بيشترين محبت ها را ابراز و دريافت کند. ( دژكام ، 1382).
آدلر45: هيچ گاه اهميت امور جنسي در زندگي زناشويي را انکار نکرده است وي معتقداست که براي انتخاب همسر بي شک جذابيت جنسي نقش مهمي را بازي ميکند، اما به نظر وي تنها شرط مهم نيست، روابطي که فقط براي تمايلات جنسي استوار باشد نمي تواند يک رابطه کامل باشد.
فرويد46: رابطه انسان ها با تمايل جنسي را بسيار اهميت ميدهد و معتقد است ارضا نشدن غرايز جنسي در انسان بالغ باعث بروز بسياري از مشکلات ميشود.
يونگ47: ازدواج را يکي از موارد تکامل شخصيت مي داند، وي معتقد است دومين مرحله تکامل شخصيت در واقع تولد رواني فرد پس از بلوغ است.
ويل دورانت48 مي گويد: « ازدواج به خاطر سود و مصالح هنوز بر جاي مانده است و در بسياري از کشورها ، پدر و مادر هنوز هم دختر خود را به کسي ميدهند که استعداد پول دار شدن را داشته باشد» در ازدواج چين هر اقدام اساسي ديگر انسان ، بايد داراي هدف و مقصدي معلوم و قابل ارزش باشد تا زندگي آينده و همسر که پاي به زندگي مشترک مي گذارد و نيز فرزنداني که از اين وصلت پديد مي آيد مورد بازيچه قرار نگيرند.
ازدواج نه تنها براي همه جوانان لازم است بلکه نقطه عطفي است که ميتوان باعث صعود انسان به قله هاي بلند معنويت و انسانيت شود و مرحله مهمي براي پيشرفت و ترقي باشد البته به اين شرط که جوانان قبل از ازدواج شرطي را که لازم زندگي زناشويي موفقيت آميز است، را در نظر بگيرند.ازدواج يک واقعيت طبيعي فطري انسان است. هر انساني اگر همه نيازمندي هاي خود را برطرف کرده ولي ازدواج نکرده باشد، يقيناً چنين انساني بدون ترديد احساس کمبود خواهد کرد. تجربيات بالیني روان شناسي نشان ميدهد افرادي که ازدواج نکرده اند، دچار «ناتواني جنسي49» و «افسردگي50» شده اند. در پرتو ازدواج، سکون و آرامش رواني واضحي به وجود مي آيد. بنابراين هدف اساسي ازدواج، رسيدن به اآمش و سکون است.
فلسفه ازدواج
به طور تحقيق محرک اوليه و قوي انسان در ترقيات گرسنگي بوده ، اين عمل فعال از بدو پيدايش بشر تا کنون با مرارت تمام مشغول فعاليت است و بيشتر پيشرفت ها را انسان مديون اوست. شواهد تاريخي نشان ميدهد که انسان براي ارضا اين حاجت طبيعي هيچ گاه آرام نگرفته چون سبب کشتارهاي خوني نيز بوده و ابداعات اوليه انسان همه مرهون اين احتياج است.
شيللر،51 شاعر و فيلسوف آلماني مي گويد: در انتظار اينکه فلاسفه و متفکرين بتوانند با افکار روشن خود بر عالم حکومت کنند، شکم و شهوت به نيابت فلاسفه اين وظيفه را انجام مي دهند. انسان بدوي براي رفع گرسنگي و اشباع شکم قسمت اعظم قواي خود را به کار برده، پس از اينکه داخل حيات اجتماعي شد ناچار ميشود قواي بيشتري در اين راه صرف نمايد، انسان پس از سير کردن شکم، احتياجات شهواني خود را احساس ميکند، اين عمل موثر و طبيعي هم مثل محرک اولي از عناصر اوليه اجتماعي عادت حيواني و انساني شمرده ميشود، تفاوتي که بين قوت و تاثير اين دو حس يعني گرسنگي و شهوت وجود دارد اين است که اولي شرط بقا و حيات فردي، و دومي موجب استمرار و دوام حيات نوعي است.
براي ارضا اين حاجت زن و مرد به يکديگر نزديک ميشوند، بنابراين حقيقت کلي، انسان بر خلاف حيوانات طبعاً اجتماعي و مدني آفريده شده و هيچ فردي نميتواند بدون اعانت و کمک ديگران زندگي کرده و تمام احتياجات خود را رفع کند، ناچار علاقه بيشتري به اجتماعي شدن نشان ميدهد تا بدين طريق بتواند مقابل مشکلات طبيعت ايستادگي کند.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
به طوري که از تاريخ بر مي آيد در اجتماعات نخستين بشر، بين زن و مرد هيچ گونه تفاوتي از جهت برخورداري از مزايا و مواهب طبيعي وجود نداشته، هر دو آزاد خلق شده و هر دو در کمال آزادي از ميوه هاي جنگلي و گوشت حيوانات سد جوع کرده و در کمال بي قيدي نسبت به اقناع غريزه جنسي خود پرداخته زيرا عمل مقاربت، يک امر طبيعي بود، در واقع در اجتماعات اوليه روابط زناشويي بر اساس ارضا نفس و اطفا شهوت بوده است و تکامل فکري و اجتماعي، غريزه فطري عشق به حفظ صورت نوعيه ، انسان را مثل بعضي از حيوانات وادار مي سازد که به ارضا شهوت اکتفا نکند و علاوه بر آن طالب چيزي باشد که با آن بتواند بقا نوع را تامين نمايد، چون ضامن تامين اين منظور، يک چيز و آن توليد مثل است.
مرد و زن در تجمع خود به توليد مثل نيز به خود عشق مي ورزند ، از اين عشق غريزي ازدواج منظم و محدود پيدا مي شود. چون علل و عوامل زياد و مختلف در پيدايش انواع به اقسام متنوع ازدواج در جوامع و قبال مختلف بشري دخالت داشته نمي توان قاعده منظمي براي تحول و ترقي آن در دست داشته و بهبود آنرا همه جا يکنواخت فرض کرد، به طور اجمالي ميتوان گفت بر طبق مقتضيات خراجي و خصوصيات محيط و نسبت به رشد اجتماعي و عقلي52 : در ملل و اقوام مختلف کيفيت، اختلال زن و مرد جهت برطرف کردن نياز جنسي طريق تکامل پيموده و از اختلاط بدوي خارج و به صورت ازدواج منظم، قانوني و مشروع درآمده است.
مردان و زنان با پيروي از منت زناشويي ما را به اين دنيا مي آورند و تحت عنوان مقدس پدر و مادر ما را مي پرورند و به زندگي و موهبت هاي خداوندي آن مي سپارند. اين امر طبيعت و خداوند بزرگ است که آميختن و اشتراک زن و مرد را تقاضا دارد و اين وسيله اي مقدس و حکم طبيعت و خداوندي است که در دوام نسل ميسر ميگردد و حيات و روان شناسي زندگي به خاموشي نمي گرايد. ( مهدوي ، 1380)
دانشمند عزيز استاد مطهري در کتاب نظام حقوق در اسلام مي نويسد: « پروفسور ريک53 که ساليان دراز به تحفص و جستجو در احوال زن و مرد پرداخته و نتايجي بدست آورده مي گويد: خوشبختي براي زن يعني بدست آوردن قالب يک مرد و نگهداري او براي تمام عمر.»
اين مسئله يکي از عجيب ترين شاهکارهاي خلقت است، درس توحيد و خدا شناسي است، آيت و نشانه اي است از نظام حکيمانه و مدبرانه جهان، نمونه بارزي است از اينکه جريان خلقت تصادفي نيست، طبيعت جريانات خود را کورمال طي نمي کند، دليل روشني است از اينکه بدون دخالت دادن اصل «علت نمايي» نمي توان پديده هاي جهان را تفسير کرد. قانون خلقت، زن و مرد را طالب و علاقمند به يکديگر قرار داده است، اما نه از نوع علاقه اي که به اشيا دارند. علاقه زوجيت به اين شکل است که هر يک از آنها سعادت و آسايش ديگري را مي خواهد از گذشت و فداکاري درباره ديگري لذت مي برد.
خلقت اوليه انسان به شکل دو جنس مذکر و مونث، نکاح را به عنوان امري فطري و ضروري ميان مرد و زن مطرح ميسازد، علامه طباطبايي (ره) در ضمن بحثي در مورد نکاح مي فرمايد: « نکاح و زناشويي از آن جمله آداب اجتماعي است که در تمام جوامع بشري (آن طور که تاريخ نشان ميدهد) تا به امروز متداول بوده و اين خود دليلي است به اينکه ازدواج يک سنت فطري است، به علاوه دليل قوي تر بر فطري بودن زناشويي، مجهز بودن زن و مرد به وسايل و آلات تناسلي و توالدي است و هر دسته (زن و مرد) به يک اندازه داراي اين غريزه هستند. در زن دستگاه شير دادن و عواطف فردي مناسب براي تربيت فرزندان گذاشته شده است، به علاوه در انسان غرايزي وجود دارد که باعث ميشود که وي به دوست داشتن فرزند خويش گرايش داشته باشد. حکم طبيعت را به اينکه بقاي انسان به بقاي نسل است، مي پذيرد، مرد و زن را باعث آرامش يکديگر مي داند، پس از آن که اصل مالکيت، حق و احساس را محترم شمرد، توارث را هم محترم دانسته و همچنين به تشکيل خانواده احترام مي گذارد»‬‬‬‬
بارداری:
هر زنی احتمالا روزی مادر خواهد شد ، گرچه این موضوع بدلیل عمومی بودن یک موضوع عادی تلقی می شود ، اما باید دانست که نه تنها حادثه کوچکی اتفاق نیفتاده است ، بلکه دگرگونی عمیقی در زندگی زن پدید آمده که کوچک شمردن آن موجب پیدایش عواقب وخیمی خواهد بود.
عده ای تصور می کنند که پس از تولد نوزاد ، مادر دوران ناراحت کننده را پشت سر گذاشته و توجه همه به نوزاد جلب می شود ، در حالیکه مادر دوران پر اضطراب حاملگی و خستگی زایمان را پشت سر گذاشته ، ولیکن یک دوره پر مخاطره و خسته کننده دیگر را ممکن است احساس کند.
دوران نفاس:
زنان در دوران پس از زایمان به خصوص در یک ماه اول آن احتمالا بالاترین میزان تنیدگی را در طول زندگی خود تجربه می کنند. در دوران پس از زایمان تغییرات 9 ماه آبستنی در طول چند هفته به حالت طبیعی بر می گردد ، همچنین وضعیت عاطفی مادران دستخوش تغییرات شده و مادر در این دوره نیازمند تطابق های روحی و سازماندهی مجدد روابط بین فردی دارد ، بنابراین همواره خطر بروز بیماری های روانی در دوران پس از زایمان وجود داشته و یکی از اختلالات شایع در این دوره افسردگی است (هادیزاده وهمکاران ،1384) .

عوامل تعیین کننده افسردگی بعد از زایمان
تاکنون توافق کلی در مورد علت افسردگی بعد از زایمان بدست نیامده است،ولی عوامل متعددی مستعد کننده افسردگی بعد از زایمان هستند که شناسایی این عوامل و کنترل آنها می تواند در پیشگیری از افسردگی پس از زایمان نقش داشته باشد.(حسن زهرایی وهمکاران ،1377)
– ارتباط مشخصات فردی با افسردگی پس از زایمان
1- سن مادر:
اینطور به نظر می رسد که با بالا رفتن سن، انطباق وسازش با شرایط موجود بیشتر و نتیجتا اضطراب و افسردگی به همین خاطر ممکن است کاهش یابد. این درحالی است که اضطراب در جامعه هنجار با افزایش سن نه تنها کاهش نمی یابد بلکه تا حد کمی نیز افزایش می یابد.در بیشتر مطالعات تاثیر سن یک یافته متناقض است . سن کم مادران در دوران حاملگی می تواند به افزایش اضطراب به دلیل ترس از آینده ، کم تجربگی آنان منجر به بروز افسردگی پس از زایمان شود از سوی دیگر در مادران نخست زا با سن بالا نیز بخاطر اهمیت فرزند و نگرانی وی از مراقبت های حمایتی نیز منجر به بروز افسردگی شود.
2- تحصیلات مادر وهمسر:
نیومن و نیومن (1991 به نقل از کار، 2000) یکی از عوامل موثر درکاهش بروز افسردگی بعد از زایمان را سطح تحصیلات بالا و نیز موقعیت اجتماعی – اقتصادی بالا می دانند ، یعنی این عوامل منجر به رضایت زناشویی بیشتر می گردند ، زیرا جایی که این عوامل وجود دارند افراد احتمالاً مهارت های حل مسئله بهتر و استرس های مزمن کمتری در زندگی (مانند زندگی در محیط شلوغ) دارند. نتایج پژوهش بنی جمالی و همکاران (1383) نیز نشان داد که رابطه معنی داری بین میزان تحصیلات و موفقیّت در زندگی، هم در شوهران و هم در همسران وجود دارد. در نتیجه بالا بودن سطح تحصیلات زوجین عامل تفاهم و تداوم زندگی است. میراحمدی زاده و همکاران (1382) نیز گزارش نمودند که سطح تحصیلات زوج های متقاضی طلاق به طور معنی داری کمتر از سایر زوج هاست که این یافته مویّد نتایج حاصل از آن دسته از پژوهش هاست که در طبقات اجتماعی پایین تر و افراد دارای تحصیلات کمتر، میزان طلاق بیشتر است .علاوه بر این در مطالعات متعدد نشان داده شده که هر چه میزان تحصیلات مادران افزایش یابد نحوه تطابق آنان با شرایط کنونی افزایش می یابد از طرفی زنان تحصیلکرده با مطالعه کتب مختلف می توانند آگاهی های لازم علمی وبهداشتی لازم را کسب کنند و این امر در جهت تطابق با شرایط کنونی و آتی بسیار سودمند باشد.
3- پاریته(تعداد زایمان):
تعداد زایمان ها به علت آثار هورمونی متفاوتی که بر روی مادران داشته به نوعی می تواند خانواده را دچار تغییراتی کند و هر چه تعداد فرزندان افزایش می یابد بدلیل افزایش بار مسئولیتی در حمایت و تامین معاششان می تواند نگرانی و بار مالی را به زوجین تحمیل کند که همین افزایش نگرانی ها و دغدغه ها بی تاثیر در بروز افسردگی پس از زایمان نمی باشد مطالعات ضد و نقیضی در این رابطه وجود دارد بطوریکه در مطالعه شریفی وهمکاران ارتباطی بین تعداد فرزندان و افسردگی پس از زایمان وجود ندارد ولی در مطالعات غفاری نژاد ، رحمانی و همکاران عکس این قضیه صادق است که می توان گاها آن را با بی تجربگی زنان نخست زا توجیه نمود!
4- جنس نوزاد :
درمطالعاتی بین جنسیت مورد انتظار از طرف پدر یا مادر و میزان بروز افسردگی پس از زایمان ارتباط معنی داری مشاهده شد و دیده شده که در افرادی که جنسیت نوزاد مطابق با خواسته ی پدر و مادر نبوده است ، افسردگی بیشتر مشاهده شده است (لشکری پور وهمکاران) این مطلب با مطالعات فروزنده در شهرکرد وحسینی در کرمانشاه مطابقت دارد که این موضوع می تواند ناشی از مسائل فرهنگی خانواده ها به دلیل توجه خاص به جنس پسر به عنوان حامی در انجام مسئولیت های کاری وخانوادگی باشد .این در حالی است که نضال آژ با جنس نوزاد و بروز افسردگی بعد از زایمان ارتباط معنی داری یافت نکرده است .

– ارتباط عوامل اجتماعی با افسردگی پس از زایمان:
5- روابط با همسر، رضایت از زندگی با همسر ، روابط با مادر شوهر، روابط با خانواده شوهر
مطالعات نشان میدهد زنانی که از زندگی خود راضی نیستند مستعد ابتلا به بیماری های روانی هستند .علاوه براین آن دسته از زنانی که از حمایت های خانوادگی برخوردارند از نظر روانی و میزان تنش در سطح مطلوب تری نسبت به سایرین قراردارند در کل داشتن رضایت زناشویی، برقراری ارتباط با والدین

فهرست مطالب
چکیده………………………………………………………………………………………………………………………………..7
فصل اول…………………………………………………………………………………………………………………………….8
مقدمه پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………..9
بيان مسئله…………………………………………………………………………………………………………………………11
ضرورت تحقيق…………………………………………………………………………………………………………………15
اهداف تحقيق……………………………………………………………………………………………………………………17
فرضيه هاي تحقيق…………………………………………………………………………………………………………….19
تعاريف مفهومي و عملياتي…………………………………………………………………………………………………19
فصل دوم………………………………………………………………………………………………………………………….21
افسردگي………………………………………………………………………………………………………………………….22
نشانه ها و علائم افسردگي پس از زايمان……………………………………………………………………………..23
انواع اختلالات افسردگي و عوامل مرتبط با آن………………………………………………………………………24
افسرده خويي……………………………………………………………………………………………………………………27
درمان افسردگي…………………………………………………………………………………………………………………30
چارچوب نظري و مطالعات تجربي……………………………………………………………………………………..34
عوامل تعيين كننده افسردگي پس از زايمان…………………………………………………………………………..45
مروري بر سوابق پژوهش……………………………………………………………………………………………………58
فصل سوم روش پژوهش……………………………………………………………………………………………………66
روش شناسي و متغيرهاي پژوهش……………………………………………………………………………………….67
ابزار پژوهش و روش گردآوري…………………………………………………………………………………………..68
جامعه آماري،روش نمونه گيري و حجم نمونه………………………………………………………………………70
فصل چهارم تجزيه و تحليل داده ها…………………………………………………………………………………….71
فصل پنجم نتيجه گيري……………………………………………………………………………………………………101
محدوديت پژوهش…………………………………………………………………………………………………………112
پيشنهادات كاربردي………………………………………………………………………………………………………..112
منابع……………………………………………………………………………………………………………………………..115
چکیده انگلیسی………………………………………………………………………………………………………………130
ضمائم………………………………………………………………………………………………………………………….131

چکیده:
در این پژوهش به بررسی عوامل مستعد کننده افسردگی بعداززایمان پرداخته ایم.این پژوهش از نظر هدف کاربردی و پیمایشی می باشدكه شیوه اجرای آن از نوع همبستگی می باشد . روش گردآوري اطلاعات در اين پژوهش عمدتاً به صورت ميداني بوده و از طريق ابزار پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه دموگرافیک و مامایی صورت گرفته است.جامعه آماري در اين پژوهش کلیه زنان باردار شهر كرمانشاه بوده که در تابستان1392 زایمان کرده اند و جهت انجام مراقبت های بهداشتی به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمانشاه مراجعه نموده اند روش نمونه گیری مراکز ابتدا بصورت خوشه ای و سپس از هر خوشه چند درمانگاه بصورت تصادفی انتخاب شده است پس از آن نمونه ها بصورت دردسترس انتخاب شدند. تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار spss19 و شاخص هاي آمار توصيفي ( فراواني ، ميانگين و انحراف معيار) و استنباطي ( ضريب همبستگي پيرسون و آزمون T گروه هاي مستقل ) انجام ميگردد.‬‬‬فرضیه های پژوهش مورد تایید قرار گرفتند و به این نتیجه دست یافتیم که عوامل مامایی مادرمانند(تعداد حاملگی،نوع زایمان،سابقه سقط و…)،عوامل نوزادی(جنس نوزاد،نوع تغذیه نوزادو…) و عوامل مادری(سن مادر،تحصیلات،شغل و…) با افسرگی پس از زایمان رابطه دارد.که هرکدام از این عوامل آیتم هایی دارند که در تجزیه وتحلیل آماری مورد تایید قرار گرفته اند.‬‬‬
کلمات کلیدی:افسردگی،زایمان،عوامل مستعدکننده افسردگی

فصل یکم

مقدمه پژوهش

مقدمه
خانواده اصلی ترین نهاد جامعه و مهم ترین واحد از رفتار اجتماعی است و بسیاری از تحقیقات علوم اجتماعی بر اساس این نهاد پایه ریزی شده است (واسوندهرا 2005). امروزه تلاش جهت ارتقای سلامت و پیشگیری از بیماری، به سمت خانواده سوق یافته است(پوراسلامی ،1380). عوامل مختلفي در كيفيت زندگي افراد تأثير می گذارند که از جمله آن می توان به زایمان در زنان اشاره کرد. زایمان يكي از مراحل دوران رشدی زنان است كه همواره مشكلات اجتماعي و بهداشتي مهمي را ايجاد مي كند. افسردگی بعد از زایمان در دنیای امروز به صورت نگرانی اجتماعی در آمده است که می تواند ضربه شدید روانی را به مادر و کودک وارد ساخته و منجر به عدم تعادل روانی مادر ، همسر، فرزند و به تبع آن تداخل در رابطه بین آنان گردد . در اين راستا زنان كه به ويژه براي مادر شدن تربيت مي شوند بيشتر تحت تاثير قرار مي گيرند (اتوود و دوبكين،1992) زنان موفقيت زيستي، رواني و اجتماعي خود را تا حدود زيادي تابع توانايي خود در به دنيا آوردن فرزند مي دانند و چنانچه فاقد قدرت باروري باشد احساس عدم كفايت مي كند (به نقل ازسالتر،1987).‬‬
فرایند بارداری وزایمان مي تواند به طور كامل بر كيفيت زندگي خانواده تأثير گذارد و تحقيقات انجام شده ، اهميت تأثير آن را بر انواع نتايج باليني مانند بهداشت رواني، بهداشت جسماني و حتي طول عمر تأييد نموده اند.
بارداری به علت ایجاد شرایط و تغییرات جدید در زنان چه از نظر فیزیکی ، چه از نظر روانی وهمچنین تغییر در سبک زندگی، سبک دلبستگی شرایطی غیر همگون را ایجاد کرده که همراه با تنش های بی شماری است که همین امر سبب تغییراتی در خلقیات ، انتظارات و اعمال فرد شده که بعضا ممکن است خوشایند زنان نبوده و این ناخوشایندی سرآغاز بروز عارضه مهم و جدی افسردگی باشد. افسردگي از رايج ترين اختلالات رواني است كه در سالهاي اخير رو به افزايش مي باشد. (افسردگي به سرماخوردگي رواني نیز مشهور است).
افسردگي موجب افت كاري ، كاهش انگيزه براي انجام طرح هاي تازه و پيدايش مشكلات شغلي و خانوادگي است به طوري كه 75 درصد افرادي كه در بخش هاي رواني بستري مي شوند دچار افسردگي هستند . نوع شديد افسردگي با كاهش علاقه ، انر‍ژي ، احساس گناه ، اشكال در تمركز ، بي اشتهايي ، افكار ديگر كشي و خودكشي مشخص مي شود ولي نوع خفيف تر آن به شكل مزمن تري تظاهر مي كند (كاپلان1 ، 2003).
زنان هر جامعه اي از ارکان اصلی خانواده محسوب می شوند و بررسی سلامت آنان نیز از اهمیت خاصی برخوردار است . سلامت زنان و مخصوصاً سلامت مادران از مفاهیم اساسی توسعه و رفاه اقتصادي اجتماعی است ( مک کیان2، 2008 ؛ نقل از جمیلیان،1390).
بررسی بیماری های روانی از سه نظر قابل اهمیت است نخست آنکه آغاز آن قابل پیش بینی است وهمزمان با تولد نوزاد صورت می گیرد. دوم ، این بیماری سبب فشار روانی شدید در این دوره از زندگی زن می شود و بر تکالیف ویژه و سازگاری او اثرات نا مطلوب می گذارد و سوم، ناتوانی مادر در ارتباط با کودک پیامدهای ناگواری برای رشد توانمندی های شناختی، اجتماعی و هیجانی وی به دنبال دارد(کاکس وهولدن به نقل از حمیده عظیمی لولتی وهمکاران،1380).
بروز بیماری های روانی در زنان علاوه برافزایش بار مالی در خانواده به بنیان مهم اجتماع نیز آسیب میزند بنابراین شناسایی عوامل مستعد کننده بیماری های روانی امری مهم وضروری بنظر میرسد .امید است این پژوهش بتواند گامی موثر در این زمینه بردارد.
بيان مسئله
دوران بارداری یکی ازمهمترین و حساس ترین مراحل زندگی یک زن است . این دوره اگرچه مسرت بخش بوده )مکی3 2001،لشکری پور1390) اما اغلب پر از استرس و همراه با تغییرات فیزیولوژیکی و روانی زیادی بشمار میرود (داونز4 1990،کانینگهام5 2005) که این تغییرات زنان را هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی آسیب پذیر کرده و باعث سردرگمی و حتی تغییر هویت فرد نیز می شود.(بنت6 2005،داونز 1990)در بسیاری از زنان تولد فرزند عامل استرس زایی است که محرک شروع اختلالات افسردگی می باشد(رابرتسون7 2004)امروزه افسردگی شایعترین اختلال روانی در بزرگسالی است (حسینی سازی 2005)و از نظر سازمان جهانی بهداشت WHO چهارمین مشکل مبرم بهداشتی در جهان است (اکیسکال8 2005))که در مطالعات متعدد از جمله معضلات عمومی زندگی بشر محسوب می گردد و تقریبا در تمامی کشورها و فرهنگ ها دیده می شود به نحوی که شیوع آن همواره در حال افزایش است و پیش بینی می شود در سال 2020 به عنوان دومین بیماری شایع پس از بیماری قلبی و عروقی قرارگیرد این درحالی است که 15 درصد از کل بیماری ها را شامل می شود (تاکن چی 9 1998) بطوریکه از هر 8 نفر انسان یک نفر از افسردگی رنج می برد و میزان بروز آن در زنان تقریبا 2 برابر است (لشکری پور1390، کانینگهام2005، اکیسکال2005).
علت بالا بودن شیوع افسردگی در زنان نسبت به مردان را می توان به وجود عواملی همچون مواجهه زنان با استرس های ناشی از بارداری ، منزلت پایین اجتماعی، درماندگی آموخته شده ، تغییرات هورمونی مرتبط با چرخه باروری و فشار های مختلف ناشی ازبارداری و زایمان نسبت داد (پاری بی ال10 2001،گلدر11 2005،اواکلی12 1995).
شایان ذکر است که اوج اختلالات خلقی زنان در باروری رخ می دهد و این خود می تواند به عنوان عاملی تاثیرگذار در بروز افسردگی دوران بعد از زایمان باشد ( لئونگ 13 2002 ، کوک 14 1994)که یکی از شایعترین اختلالات روانی در پی زایمان است و حداکثر طی 4 هفته اول بعد از زایمان شروع می شود و بطور متوسط تقریبا13درصد زنان افسردگی بعد از زایمان را تجربه می کنند (ویستنر15 2002،ویلیامز16 1385).
این در حالی است که برخی از پژوهش ها فراوانی این اختلال را در دنیا 33 درصد (زهراسوکی 1387)و مطالعات انجام شده در کشورمان فراوانی افسردگی بعد از زایمان را در طیف گسترده ای از 5 تا 42.13درصد گزارش نموده اند (سادوک17 2007، جنتی 2005، بک18 2001،خرمی راد2010).
در واقع دوره بعد از زایمان یک دوره انتقالی است که مادر با نقش ها و الگوها و ارتباطات جدیدی روبرو گردیده و بایستی با تمامی آنها سازگاری یابد (استوکی19 2000) از سویی دیگر در دوره نفاسی بدلیل از بین رفتن انرژی ذخیره شده مادر ، ناشی از خستگی ، اثرات دارویی، طول مدت زایمان ، مشکلات ایجاد شده در روند زایمان و نظایر آن و همچنین داشتن مشغله های ذهنی از قبیل ترس از زایمان ، تولد نوزاد ناهنجار ، از دست دادن جذابیت برای همسر ، عدم توانایی کافی در نگهداری از نوزاد تازه متولد شده و داشتن احساس دوگانه نسبت به نگهداری از نوزاد به تولید اضطراب منجر گردیده که خود جرقه ای برای بروز اختلالات روانی از جمله افسردگی می باشد به همین خاطر دوران پس از زایمان خصوصا 6هفته اول بعد از زایمان را به یک دوره آسیب پذیر مهم برای ابتلا به بحران های احساسی ، خلقی و اختلالات روانی از جمله افسردگی بعد از زایمان تبدیل کند .
با توجه به شیوع نسبتا بالای افسردگی پس از زایمان و به تبع افزایش مخاطرات جدی و چندین جانبه آن برروی مادر ، کودک ، خانواده ، زندگی زناشویی ، وضعیت شغلی و در نهایت اثرگذاری در اجتماع ، تاثیر دراقتصاد خانواده وجامعه بایستی با تامل بیشتری به این عارضه اندیشید با توجه به اینکه شناسایی عوامل مخاطره آمیز و مستعد کننده افسردگی پس از زایمان منجر به ارائه راهکار مناسب و درمان به موقع است لذا انجام این پژوهش اقدامی موثر در بهبود سلامت خانواده بویژه در جامعه هدف است. براین اساس هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مستعد کننده افسردگی بعد از زایمان است تا بدین وسیله در جهت پیشگیری از این آسیب روانشناختی گامی موثر برداشته شود.

اهمیت و ضرورت انجام تحقيق
افسردگی پس از زایمان از شایعترین اختلالات روانی بدنبال زایمان است که حداکثر طی ماه اول بعد از زایمان شروع شده و درصد فراوانی4/1 در دنیا و فراوانی های متعددی در کشومان را به خود اختصاص داده بطوریکه در مطالعه خرمی7/23 در قم،گودرزی 9/34، ایوان بقا4/32 ، حسن زهرایی 43درصد ، شبیری در همدان 32 درصد ، سالاری در مشهد9/9 درصد ، حسینی 8/24درصد ، غفاری نژاد در کرمان 1/31 درصد