پایان نامه کارشناسی ارشد رشته فلسفه هنر – جنسیت و زیبایی شناسی

محتوای دانلودی موجود در این قسمت از سایت عبارت است : پایان نامه کارشناسی ارشد فلسفه هنر - جنسیت و زیبایی شناسی

   با فرمت ورد  word  ( دانلود متن کامل پایان نامه  )

چكيده:

 

اين رساله شامل ترجمة فصولي از كتاب «جنسيت و زيبايي شناسي» به تأليف كارولين كورس ماير، استاد فلسفه در دانشگاه ايالتي نيويورك و مقدمة مترجم (شيرين شفائي) مي‌باشد.

هر فصل از كتاب به بحث در مورد موضوعات و متفكران مهم در حوزه هنر مي‌پردازد و نقش و تاثير جنسيت در درك ما از مفاهيمي چون خلاقيت، نبوغ و كيفيات زيبايي شناسانه را بررسي مي كند. نظريه‌هاي مربوط به فيلسوفان تأثيرگذاري همچون افلاطون، كانت و هيوم به قصد نشان دادن تأثير تفكر ايشان بر تحول ايده هاي فلسفي جنسيتي، مورد ملاحظه قرار مي گيرند. نظريه هاي معاصر با توجه به ارتباطي كه با فعاليت هاي هنري فمينيستي دارند، ذكر شده اند. در پايان هر فصل، خلاصه‌اي از محتويات آن فصل ارائه شده است و اين كتاب شامل 12 تصوير مي باشد.

مقدمة مترجم نيز شامل خلاصه اي از مفاد كتاب، تاريخچة مختصري از فمينيسم و تاريخ هنر از منظر فمينيسم مي شود.

 

وزارت علوم، تحقيقات و فناوري

 دانشگاه هنر

دانشكده:

هنرهاي كاربردي

 

پايان‌نامة تحصيلي جهت اخذ درجة كارشناسي ارشد

 

رشته:

فلسفه هنر

 

موضوع:

جنسيت و زيبايي شناسي

(ترجمه كامل كتاب همراه با مقدمه مترجم)

 

استاد راهنما:

جناب آقاي دكتر محمد رضا ريخته‌گران

 

استادان مشاور:

جناب آقاي دكتر اسماعيل بني اردلان

جناب آقاي شهاب الدين عادل

 

نگارش، تحقيق و ترجمه:

شيرين شفايي

واژه‌نامه

 

A

[امر] فروافتاده، فرومايه، خوار

Abject
فروافتادگي، فرومايگي، خواريAbjection

مطلق

Absolute
زيبايي‌شناسانهAesthetic
لذت زيبايي‌‌شناسانهAesthetic pleasure
درك زيبايي‌شناسانه

Aesthetic perception

علم زيبايي‌شناسي

Aesthetics

ارزش زيبايي شناسانه

Aesthetic value

فعاليت

Activity

آماتور، غير حرفه‌اي، مبتدي

Amateure

ضد هنر

Anti – art

آنتي فمينيست، ضد زن گرا

Antifeminist

هنرهاي كاربردي

Applied arts

معماري

Architecture

هنرArt
صنعت‌گر

Artisan

هنرمند

Artist

هنرمند خلاق

Artist – creator

خلاقيت هنري

Artistic creativity

هنرورزي، آفرينش هنري

Art – making

B

توازن

Balance

زيبا

Beautiful

زيبايي

Beauty

C

تراشكاري، سنگ‌تراشي

Carving

هنرپيشگي

Casting

كمدي

Comedy

هنرهاي مفهومي

Conceptual arts

جسمانيت

Corpreality

پيشه

Craft

پيشه‌ور

Craftsman

خلاقيت

Creativity

خالق

Creator


 

 

D

دادا

Dada

رقصDance
شعف

Delight

لطيفdelicate
ميل

Desire

هنرهاي كامپيوتري

Digital arts

اشمئزاز، بيزاري، انزجار

Disgust

[امر] مشمئزكننده

Disgusting

بي‌غرضي

Disinterestedness

ثنويت

Duality

E

خوردن

Eating

آموزش

Education

عاطفه، احساس

Emotion

تجربه‌گرايي

Empiricism

تجربه‌گرا

Empiricist

سرگرميEntertainment
معرفت‌شناسي

Epistemology

شهواني

Erotic

شهوت‌گرايي

Eroticism

ذات‌گرايي

Essentialism

ذات گرا

Essentialist

علم‌اخلاق

Ethics

بيانگريExpression
نظرية‌بيانگري

Expression theory

بيانگرانه

Expressive

F

احساس (كردن)

Feeling

جسم زنانه

Female body

زنانه

Feminine

تأنيث، زنانگي

Femininity

فيلم

Film

هنرهاي زيبا

Fine arts

غذا، طعام

Food

صوري

Formal

فرماليسمFormalism


 

 

G

مسائل جنسيتي

Gender issues

نبوغ، نابغه 

Genius

خير، نيكي

Goodness

H

وقايع

Happenings

هماهنگي

Harmony

سامعه، شنوايي

Hearing

تاريخ

History

نقاشي‌هاي تاريخي

History paintings

هيستري

Hysteria

I

مسائل هويتي

Identity issues

تخيل

Imagination

خيالي

Imaginative

تقليد

Imitation

امپرسيونيسم

Imperssionism

نظرية نهادي

Institutional theory

L

زبان

Language

هنرهاي آزاد

Liberal arts

پرسپكتيو خطيLinear perspective
ادبيات

Literature

M

ديوانگي، جنون

Madness

نگاه خيرة مردانه

Male gaze

مردانهMasculine
تذكير، مردانگي

Masculinity

ذهني

Mental

ميمسيس، محاكات

Mimesis

هنرهاي تقليدي

Mimetic arts

ذهن

Mind

حداقل‌گرايي

Minimalism

مدرنيسم

Modernism

ارزش‌هاي اخلاقيMoral values
فنا، نابودي

Mortality


 

 

N

هنرهاي روايتي

Narrative arts

طبيعت

Nature

غير عقلاني

Non-rational

O

شيء

Object

عيني، اوبژكتيو

Objective

P

درد، الم

Pain

هنرهاي نمايشيPerformance arts
عكاسي

Photography

لذت

Pleasure

لذات حسيPleasure of sense
تقليد شاعرانه

Poetic mimesis

شعر

Poetry

هنر پاپ، هنر مردمي

Pop art

حرفه‌اي

Professional

تحليل روان‌شناسانه

Psychoanalysis

ناب

Pure

R

اشياء حاضر و آماده

Ready mades

عقل

Reason

تزكيه، پالايش

Refinement

S

علم

Science

مجسمه‌‌سازي، مجسمه

Sculpture

خودبيانگري

Self-expression

صيانت نفس

Self-preservation

حواس

Senses

حساس

Sensitive

جنسيت، تمايلات جنسي

Sexuality

شامه، بوياييSmell
فرديت، ذهنيت، سويژكتيويتي

Subjectivity

والا

Sublime

والايي

Sublimity


 

 

T

ذوق، ذائقه، سليقه

Taste

تخنهTechne
وحشتTerror
لامسه، بساوايي

Touch

تراژدي

Tragedy

سنت

Tradition

هنر حقيقي

True art

U

هنرهاي فايده‌گرا

Utilitarian arts

V

قوة ديد

Aision

W

لطافت طبع

Wit

زنيت، زن بودن

Womanhood

جنبش زنان

Womans’s movement

ترانه‌هاي كارگري

Work songs

 

هنرمندان و هنر

مختصري از تاريخ مفاهيم

 

هنر چيست؟ هنرمند كيست؟ اين ها مفاهيمي هستند كه هر كدام در نسبت با ديگري تعريف مي‌شوند: اينكه آيا شخصي را يك هنرمند مي دانيم يا خير، تا حدودي بسته به آن چيزي است كه او توليد مي كند، و اينكه آيا محصولي، يك اثر هنري است يا خير،‌ بستگي به اين دارد كه چه كسي آن را توليد كرده باشد.

بگذاريد با در نظر گرفتن مفهوم خالق [1] شروع كنيم: ما به كسي واژه هنرمند را اطلاق مي‌كنيم كه دست به خلاقيت هنري بزند، خواه اين هنر شعر باشد و نقاشي و يا كه موسيقي‌، معماري ، مجسمه سازي يا رقص، كه البته با ارائه چنين فهرستي از انواع مختلف هنر، در واقع در مورد مواد بحث آشكارا دست به پيش داوري زده ام، چرا كه جواب ما ]در مورد اينكه هنر چيست و هنرمند كيست[ متفاوت مي بود اگر من شخص قالي باف يا سازندة آثار منبت كاري شده و يا آشپزها را هم اضافه كرده؛ يا شخصي كه ريسندگي، بافندگي و يا سفالگري مي كند،‌ يا آنكه شيشه گر است يا اثاثيه توليد مي كند و يا به صحافي كتاب مي پردازد. همانطور كه طي اين فصل خواهيم ديد، اطلاق واژه هنرمند به افراد مشخص، بسته به تغيير مقولاتي كه به عنوان آثار هنري شناخته مي شدند، در طول تاريخ دستخوش تغييراتي بوده است.

تعريف معاصري كه در مورد يك هنرمند وجود دارد از ايده هايي چون خود بيانگري[2]، تخيل[3] و خلاقيت جداشدني نيست، ] ايده هايي[ كه هر كدام نشانة نوع خاصي از آزادي هستند كه به هنرمند نسبت داده مي شود.

امروزه اغلب هنرمند را زادة يك روح آزاد، و ] داراي شخصيتي[ خود رأي كه خود را محدود به قواعد اجتماعي و يا قوانين بي روح جامعه نمي كند، مي دانند. در بهترين حالت، اين آزادي ] آزادگي[ ممكن است كه مشخصه اي براي نبوغ باشد، هر چند اصالت نبوغ اغلب دچار بدفهمي مي‌شود مگر گذشت زمان حكم صحيح را در مورد آن عرضه كند. بنابراين چنين نگرشي نسبت به هنرمندان، اغلب آن‌ها را به مثابة افرادي كه از نظر عاطفي، منزوي و تنها هستند، تصوير مي‌كند.

در اين فصل از اصل بنيادين و چارچوب مفهومي اي پرسش مي كنيم كه به چنين تصور همگاني اي از هنرمند شكل داده، تا بتوانيم تعيين كنيم كه چرا زنان اندكي در فهرست نوابغ هنري شناخته شده، به چشم مي خورند.

در واقع، خصوصاً در دوره هاي مشخصي از تاريخ، حتي تصور زنان به عنوان هنرمنداني كاملاً مستقل كه فقط به خاطر خلاقيت صرف دست به خلق آثار هنري مي زنند، امري دشوار محسوب مي شده است.

دليل اين امر چيست و اين موضوع چه چيزي را در مورد نقش تمايزات جنسي در مفاهيم مربوط به خلاقيت نشان مي دهد؟

مورخان، تحقيقات قابل توجهي در باب اين نوع محروم سازي ها كرده اند، ] محروم سازي‌هايي[ كه در دوره هاي مشخصي از تاريخ، زنان را از ورود به رشته هاي مختلفي مانند نقاشي، مجسمه سازي يا تأليف موسيقايي منع كرده و پيشرفت و اشتهار آن‌ها را در زمينه هايي چون ادبيات مختل كرده‌اند. ]1[ هر چند تمركز ما اكنون مشخصاً در مورد عدم وجود امكان تحصيل يا ديگر موانع و نواهي اجتماعي نيست؛ اين ها مواردي فرعي هستند كه با گذشت زمان و پيش آمدن موقعيت هاي متفاوت تغيير كرده‌اند.

در اينجا بيشتر متوجه ماهيت پايه اي مفاهيمي هستيم كه فلسفه هنر و قواعد زيبايي شناسي را شكل مي دهند، چارچوب هاي نظري كه اعمال اجتماعي را تحت تأثير خود قرار مي‌دهند. در اينجا ما همچنين، تفاوت هاي جنسي و مفاهيم دشواري مانند «تأنيث[4]» و «تذكير[5]» را در خواهيم يافت.

مباني مفهومي

 

جستجو در مورد اينكه مسأله جنسيت چه نقشي در زيبايي شناسي ايفا مي كند، نيازمند ]‌بيان[ مقدمه اي مي باشد: مروري بر مفروضاتي بنيادين در مورد طبيعت بشر و اينكه چه چيزي دست يابي به فرهنگ و تمدن را ممكن مي سازد.

هنر پديده اي است كه در بردارندة عناصر فرهنگي قابل توجهي مي باشد، و بهترين هنرها، آن هنري است كه نشانگر واكنش‌ها و ديدگاههاي مختلف در مورد زندگي آدمي و معناي آن باشد.

افرادي كه به هنرهايي با ارزش هاي عميق و ماندگار مشغول هستند، چه اين هنر طنز باشد يا تراژدي، كمدي، والا و يا زيبا ، باعث افتخار خاصي هستند و توانسته اند سطحي،‌ رفيع و دشوار از دست آوردهاي بشري را تجسم بخشند.

مفهوم هنرمند خلاق[6] بر پاية عقايدي استوار است كه مشخص كنندة كيفياتي در نوع بشر هستند كه به او توانايي رسيدن به بالاترين سطوح فرهنگي را مي‌دهند؛ بنا به سنت قدما، عقلانيت، توانايي ضروري و ذهني و اساس دست آوردهاي بشري به طور كلي مي باشد.

ديدگاههاي مختلف فمينيستي در مورد عقل و عقلانيت در تمام حوزه هاي فلسفي بيان شده اند، گرچه در حوزة زيبايي شناسي كمتر از آنچه انتظار مي رود به چشم مي خورند، احتمالاً از آنجا كه هنر و ارزش هاي زيبايي شناسانه اغلب و به سادگي با زمينه هاي «غيرعقلاني[7]» روح بشر، چون شهود، تخيل و احساس ارتباط دارند. ولي در عين حال تسلط بر چنين فعاليت هاي ذهني اي، كه الهام را از امور بي معني و رويكرد زيبايي شناسانه را از بي قاعدگي صرف متمايز مي كنند، مستلزم ذهنيتي منظم و محكم است و اعتقاد سنتي بر اين است كه چنين ذهنيتي در قابليت هاي عقلاني ما ريشه دارد.

مفهوم قوه مستقل عقلي اي كه بشر را از حيوان جدا مي كند و به موجب آن طبيعت ذاتي انسان توصيف مي شود، نفوذ گسترده اي در نظريه هاي غربي در مورد معرفت، اخلاق، سياست، طبيعت انسان و فرهنگ دارد؛ در واقع، هيچ محدوده اي از فلسفه از تأثيرات بلند آن مستثني نبوده است.

اين ] مفهوم[ همچنان يكي از پيچيده‌ترين مفاهيم نظري است كه به اشكال متفاوت، در حوزه هاي مختلف عمل مي كند، ] مفهومي [ كه نه تنها تعديل كنندة تفاوت هاي جنسيتي است بلكه به طور كلي تعيين كنندة جايگاه گروههاي فرعي اجتماعي نيز مي باشد.

عقلانيت در شكل گيري ايدة خلاقيت و توانايي كسب دانش در مهارت هاي هنري،‌ و همچنين براي خود مختاري ذهن كه از ملزومات نوآوري و ابتكار مي باشد، اهميت ويژه‌اي دارد، هر چند ]اهميت آن[ غالباً آشكار نيست.

در ابتدا به ملاحظاتي كلي مي پردازيم: از لحاظ سنتي، عقل به عنوان قوه و استعداد ذهني‌اي شناخته مي شود كه باعث تمايز بين اعمال انساني و اعمال غيرانساني مي شود.

اين يك كلي گويي توصيفي و اصولي است، چرا كه اعتقاد بر اين واقعيت است كه تنها بشر قادر به تجربة عقلانيت مي باشد. به عبارتي بشر به موجب چنين قوه اي از قوانين طبيعت فرار مي كند و قادر به ساخت فرهنگ ها و تمدن ها مي شود، و با به كار انداختن اين درجه از اختيار زندگي خود را به پيش مي برد، اختياري كه حيوانات ديگر فاقد آن مي‌باشند. پس مفهوم عقل داراي نوعي بار ارزشي نيز است: چنين خصوصيتي ، نه تنها يك ويژگي ضروري براي انسان است كه او را از لحاظ معنوي به عنوان يك انسان تعريف مي‌كند بلكه بهترين خصوصيت و كيفيت ما نيز مي باشد،‌ ويژگي اي كه امكان دست يابي به دست آوردهاي هنري، انتخاب اخلاقي و معرفت علمي را ميسر مي‌سازد.

اين ادعاهاي كلي در مورد عقلانيت راجع به تمام انسان ها – زن، مرد، گذشته، ‌معاصر، آشنا و بيگانه – صادق است.اما همچنان : مدارج مختلفي از عقلانيت به كرا‎‏ت در شكل دهي تفاوت هاي اجتماعي مؤثر بوده‌اند، و همين مدارج مختلف، در دوره هاي تاريخي مشخصي، برتري “طبيعي” بعضي انسان ها را بر ديگران به اثبات رسانده است، برتري ذهني و فطري اي كه به سلسله هاي قدرت، آموزش و شئون ] مقامات[ اعتبار بخشيده است.

چنين برتري اي به هيچ وجه محدود به برتري مردان نسبت به زنان نبوده؛ تلاشي كه به عنوان مثال براي توجيه برده داري، مي شود و وجود انديشه هاي مبتني بر وجود طبقات و تفاوت هاي اقتصادي و اجتماعي در جوامع، همگي وجود ايده اي مبني بر برتري گروهي بر گروه ديگر را در عمل به اثبات مي رسانند.

براي توضيح تفاوت هاي جنسيتي در مورد نقش ها و توانايي هاي اجتماعي، ذكر چنين استدلالاتي به صورت استوار و نظام مند لازم است چرا كه در شماري از حوزه هاي نظري، عقلانيت به عنوان ويژگي مهمي شناخته مي شود كه باعث ترفيع جنس مذكر بر جنس مؤنث در نوع بشر شده است. اين بدان معناست كه بگوييم، هر چند زنان هم داراي قوة عاقله مي باشند و ليكن از اين قوه نسبت به مردان استفاده كمتري مي كنند، بنابراين، از منظر بسياري از نظام هاي فلسفي و مذهبي تأثيرگذار، زنان كمتر قادر به حكومت بر نفس خود هستند و به همين جهت در تمامي شرايط، از زندگي در خانه گرفته تا سياست به عنوان زيردست طبيعي مردان شناخته مي شوند.]2[ نقش دوگانه عقل – كه نه تنها تفاوت بين انسان و غير انسان را مشخص مي كند بلكه متمايز كنندة افراد مختلف بشر از يكديگر نيز است منجر به ايجاد دستگاهي پيچيده از قراين مفهومي مي‌شود كه عقلانيت را با اعمال و ويژگي‌هاي “مردانه” و بي عقلي را با ]خصوصيات[ “زنانه” مرتبط مي كند.

زنان از آنجا كه انسان هستند، عقلاني نيز مي باشند. و از آنجا كه مؤنث هستند، درون نظامي از سمبول ها كشيده شده اند كه نمايانگر نواحي غير عقلاني ذهن و طبيعت ناقص و كنترل نشدة آن‌ها مي باشد. توجه داشته باشيد كه اين تقسيم بندي در مورد قابليت ها و ويژگي ها، در واقعيت جدا كنندة مردان از زنان نمي باشد. بلكه بيشتر براي جداسازي اموري كه به عنوان ويژگي ها بشر / مذكر ستوده مي‌شوند از سمبول ها و مفاهيم ديگر با برچسب “زنانگي” به كار مي روند. در بعضي مواقع، با پيچيده تر شدن شرايط، منش هايي كه بيشتر به جانب “زنانگي” ميل مي كنند از جانب فاعل مذكر مناسب و درخور تشخيص داده مي‌شوند؛ اين در مورد ارزش هايي است كه با خلاقيت هنري و ذوق مرتبطند،‌ كه به زودي به آن ها خواهيم پرداخت. از آنجا كه ارجاع به حس و واژه هاي مربوط به جنسيت هر دو مي توانند ابهام برانگيز باشند، فهم موارد استفادة آن ها هميشه محتاج توجه دقيقي به زمينه‌هاي تاريخي و اجتماعي شان مي باشد

[1]- Creator

[2]- Self - expression

[3]- Imagination

[4]- Femininity

[5]- Masculinity

[6]- Artist-Creator

[7]- Non-rational

متن کامل را می توانید دانلود نمائید چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

word

 

 

فایل ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar فشرده شده اند

برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید

 

 دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد فلسفه هنر - جنسیت و زیبایی شناسی

info@jahandoc.com

یا تلگرام

    hamidisupport@

شما می توانید مبلغ 8700 تومان را به حساب خیریه محک واریز نموده و تصویر فیش واریزی را به آدرس زیر ارسال کنید تا رمز برای شما ارسال شود