پایان نامه تعیین رابطه بین ویژگی های شخصیت با تاب آوری


فصل دوم

پیشینه پژوهش

 

۲-۱ شیوه­های فرزندپروری

۲-۱-۱ تعاریف شیوه­های فرزندپروری

منظور از شیوه­های فرزندپروری والدین، نحوه ارتباط و طرز برخورد والدین نسبت به فرزندان، احساسات و علاقه آن­ها به یکدیگر و چگونگی دخالت یا عدم دخالت آن­ها در کار­های مهم و همکاری آن­ها است (شریعت­مداری، ۱۳۷۶).

رابطه بین کودکان و والدین وسایر اعضای خانوده را می­توان به عنوان نظام یا شبکه­ای از روابط دانست که در کنش متقابل با یکدیگر­اند (برون فن برنر[۱]، ۱۹۷۹؛ به نقل از برک، ترجمه محمدی، ۱۳۸۳).

روابط والدین و فرزندان یا به عبارت دیگر شیوه­های فرزندپروری در بین گروه­های اجتماعی ابعاد مختلفی دارد و فقط شامل تغییرات یک نواخت نمی­شوند. به طوری که ممکن است والدین هم فرزندان خود را دوست بدارند و هم آن­ها را طرد نمایند. یا اینکه در عین دوست داشتن آنان، در انضباط سخت­گیری کنند. پاسخ فرزند نیز صرفأ به یک جنبه از رفتار والدین یا شخصیت آن­ها ارتباط پیدا نمی­کند بلکه ماحصل ترکیب عوامل مختلف می­باشد. هر چند پیش­بینی ویژگی­های بعدی بر مبنای روش­های خاص فرزند­پروی بسیار دشوار است (افروز، ۱۳۷۱).

لاپلانتین[۲] (۲۰۰۰) در پژوهشی دریافت که وجود شیوه­های فرزندپروری سالم روانی و فرهنگی فرزندان در گرو یک نکته اساسی است؛ یعنی خانوده­هایی که فرزندان آنان در سلامت روان کامل به سر می­برند، یک نکته مشترک در شیوه­های تربیتی خود اعمال می­کنند و آن عبارت است از «حضور والدین در جمع خانواده و داشتن رابطه آموزشی و نیز وجود ارتباط کلامی مؤثر با فرزندان» (لاپلانتین، ۲۰۰۰).

رابطه­ی والدین اعم از آموزشی یا غیر آموزشی با فرزندان، رابطه یکسان و بر طبق یک الگو و یک مدل خاص نیست. براساس تحقیقی در فرانسه، این مدل در ارتباط با طبقه اجتماعی خانواده می­باشند (ژیفو، لوواسور[۳]، ۱۹۹۵).

بدون تردید می­توان گفت یک مدل فرزندپروری در همه خانواده­ها وجود ندارد، بلکه به تعداد خانوده­ها روش­های فرزندپروری وجود دارد (کاستلان[۴]، ۱۹۹۸).

[۱] – Bronfen brener

[۲] – Laplantine

[۳] – Giffo & Levasseur

[۴] – Castellan

متن کامل پایان نامه