پایان نامه بررسی تئوری تأثیر طلاق و اعتیاد والدین در بزهکاری کودکان و نوجوانان

طـلاق

طلاق، به عنوان یک مسأله اجتماعی، یکی از مهمترین پدیده­های حیات انسانی است. می­توان گفت که کمتر پدیده اجتماعی به پیچیدگی طلاق باشد. طلاق در ابعاد گوناگون ،تأثیر فزاینده­ای برزندگی انسان­ها
می­گذارد. طلاق در طبقات اجتماعی ،پدیده­ای است مؤثر که برتمامی جوانب جمعیت در یک جامعه
تأثیر می­گذارد. درسال­های اخیر، شاهد افزایش میزان طلاق در تهران و شهرهای  مختلف بوده­ایم . عوامل متعددی در گسترش طلاق نقش داشته­اند . این عوامل مربوط به تغییرات اجتماعی می­باشند. طلاق به عنوان یک آسیب اجتماعی ، برساختار خانواده اثر گذاشته و پیام­های متعددی از آن در جامعه بر جای
می­گذارد و کارکردهای مناسب را به کارکردهای نامناسب تبدیل نموده و مسائل بی شماری را بوجود
می­آورد. علاوه بر کاهش ازدواج ،مسائل متعددی را برای جامعه بوجود آورده است. زیرا طلاق در طبقات اجتماعی به یک مسأله جدی تبدیل شده وبا گسترش خود ،مشکلاتی را به جامعه تحمیل نموده است.

بارزترین نتیجه منفی طلاق در طبقات اجتماعی، اثر آن بر فرزندان خانواده­های ناسازگار به شمار
می­رود.مشکلات متعدد شخصیتی، افت تحصیلی، تنهایی، از خود بیگانگی،بزهکاری،اعتیاد وصدها آسیب اجتماعی دیگر در کنار سایر عوامل به طلاق مربوط است . گسترش طلاق و افزایش آن موجب شده تا جامعه دچار مشکل شود، بالا بودن دادخواست­ها و طلاق­های واقع شده، گویای این مسأله است. در نتیجه از آنجا که فرزندان، یکی از آسیب­پذیرترین اعضای خانواده در وضعیت نابسامان و آشفته هستند،به همین منظور ، خانواده می­تواند عاملی تعیین کننده برای متمایل شدن آنها به سمت رفتارهای بزهکارانه باشد. طلاق ، شاید برای والدین ، راه گریز یا موفقیت محسوب شود، ولی برای کودکان ، همراه با فاجعه است.[1] بنا بر تحقیقات محققان در سراسر جهان، در میان مؤلفه­های مرتبط با خانواده که در بزهکاری کودکان مؤثر است، طلاق، از نظراثرگذاری در رده اول قرار دارد.اگر طلاق، تنها راه حل موجود باشد ، وظیفه داریم اثرات مخرب آن را به حداقل برسانیم. کودکان ، قربانیان بلافسق طلاق والدین خویشند. اگرنتوانیم فضای مطلوب و شادی بخش خانوادگی را برایشان فراهم کنیم ، دست کم باید بیاموزیم که چگونه آنان را ازصدمات ناشی از طلاق تا حدامکان درامان داریم. لذا تضمین حقوق کودک و نوجوان ، باید ازهمان آغاز زندگی شروع و گزینش­هایی که طی این دوره حساس، بادر نظر گرفتن مصالح آنان انجام می­گیرد و تدابیری که در این جهت اتخاذ می­شود، نه تنها بر چگونگی رشد کودک، بلکه بر سرشت یک کشور تأثیر می­گذارد. [2]

بند اول: تعریف طلاق

واژه طلاق  درلغت، به معنی رهایی، ترک کردن و آزاد کردن است. در لغت عرب، واژه  تطلیق بیشتر برای گسستن پیوند زناشویی به کار می­رود. طلاق در اصطلاح، این چنین تعریف شده است« و شرعاً ازاله قیدالنکاح بصیغه طالق و شبهها» ترجمه طلاق عبارت­اند از: زایل کردن قید ازدواج با لفظ مخصوص. طلاق، انحلال عقد نکاح دائم است. با توجه به این نکته لازم است که طلاق«ایقاع» می­باشد و آن عبارت است از لفظی که بر انشاء مخصوص از سوی طرف واحد دلالت دارد. به عبارت دیگر، عقد نیازمند ایجاب و قبول است و ایقاع نیازی به قبول ندارد. [3]در اصطلاح حقوقی طلاق عبارت است از جدا شدن زن از مرد، به سبب انحلال نکاح دایم، با شرایط و تشریفاتی خاص از جانب مرد یا نماینده قانونی او، که با حکم دادگاه انجام
می­شود. در اصطلاح حقوقی، طلاق این­گونه تفسیر شده است. «طلاق،  ایقاعی است که به موجب آن، مرد به اذن یا حکم دادگاه، زنی را که به طور دائم در قید زناشویی اوست، رها می­سازد.»[4]

بند دوم: تاریخچه طلاق

تاریخچه طلاق به تاریخچه ازدواج برمی­گردد به همان علت بشر بنا به خواست طبیعی خود پیوند ازدواج می بندد تا در کانون گرم خانواده و در کنار همسر خود به سکون و آرامش برسد به همان گونه هم ممکن است بنا به دلایلی از ادامه این زندگی خودداری کرده و طلاق را بپذیرد .

ولنر می گوید: طلاق و ازدواج در یک زمان در عالم پدید آمد .[5]

قدر مسلم این است که طلاق در بسیاری از ادیان الهی و غیر الهی پیش از اسلام هم وجود داشته است بنابراین به تاریخچه طلاق در روزگاران گذشته اشاره ای خواهیم داشت.[6]

1ـ طلاق در یونان باستان

در اعصار گذشته زن آلت دست شیطان به حساب می آمد ، بنابراین به اندازه یک کالا ارزش داشت و خرید و فروش ومعامله می شد و هر چیزی به جز خانه داری و تربیت کودکان بر او ممنوع بود .

مرد می توانست او را بفروشد یا هدیه کند یا وصیت کند که متعلق به هر کسی که می خواهد باشد . قطعاً حق طلاق هم از او سلب شده بود .

در آن روزگاران حتی سخن از این به میان می آمد که آیا اصلاً زن روح دارد یا نه؟ اگر روح دارد آیا روح او انسانی است یا حیوانی؟ آیا شایستگی دارد که جزء اجتماع انسانی باشد یا نه؟[7]

2ـ طلاق در ایران

در ایران مثل کشورهای جهان، طلاق سابقه ای طولانی دارد و می توان گفت که سابقه ی این امر به نخستین روزهای تشکیل خانواده و ایجاد جوامع انسانی بازمی­گردد . همچنین ناگفته پیداست که در ادوار مختلف تاریخی برای طلاق در ایران مقررات و قوانین متعددی وجود داشته که معرف نگرش جامعه نسبت به این امر بوده است.[8] طلاق در ایران باستان جایز بود و به دست مرد انجام می گرفت و زنان در جامعه بسیار مورد ستم قرار می گرفتند. حتی شوهر می توانست همسرش را برای همیشه حبس کند یا به قتل برساند.[9]

بند سوم: طلاق در اسلام ، قرآن و احادیث

از آنجا که هدف اسلام ایجاد پیوند میان افراد انسانی و تشکیل کانونهای خانوادگی است ، طلاقی را که مخالف فطرت و طبیعت است و بر خلاف قانون جفت گیری و پیوند زن و مرد است مورد نکوهش قرار داده و شایسته سرزنش می شمارد و آن را امری مبغوض خداوند معرفی کرده است. از طرفی اسلام مایل نیست که آزادی و آرامش انسانها از بین رفته و آنان را در سختی و عذاب به سر برند و هیچ عقل و وجدانی هم به این امر رضایت نمی دهد . از این رو تنها مقررات و شرایط برای محدود ساختن طلاق وضع نموده، تا میزان آن را به حداقل ممکن کاهش دهد .

طلاق در اسلام به دلیل ضرورت ناشی از عسر و حرج است نه اینکه به عنوان هدف و غایت باشد .
از نظر اسلام، طلاق آخرین راه مداوای ناسازگاری زن و شوهر است و اگر اسلام راهی را برای جدایی زوجین نمی گذاشت عملاً به وجود یک زندگی دشوار و عذاب آور و نیز وقوع نتایج ویران کننده آن مثل: انتقام، قتل، خودکشی و فساد صحه گذارده بود .

طلاق در شرع مقدس اسلام از احکام امضایی است و تاسیسی نمی باشد . قبل از اسلام طلاق بدون قید
و شرط انجام می پذیرفت و اعراب به آسانی زنان خود را رها می ساختند و هیچ گونه حق و حقوقی برای زنان خویش قائل نبودند و آنان را جزء ابزار و اثاثیه و اسباب خانه خود منظور می داشتند ، اسلام اصل حکم طلاق را امضاء نموده لیکن دایره آن را به نفع زوجین تغییر داد . حکم طلاق به خواسته مرد می باشد ، مگر اینکه عسر و حرج زن ثابت گردد. این موضوع موجب گردید که عده ای تصور کنند که زن در معرض ستم قرار دارد و مرد فاعل مایشاء و مختار مطلق است ، در حالیکه از یک طرف این نظریه برخاسته از روح استحکام مبانی خانوادگی است و مردان را مطمئن می سازد که تلاش آنها در ایجاد کانون خانوادگی متکی به قدرت، تلاش و تکاپوی آنها برای گردش چرخهای خانواده می باشد و در این تکاپو زن و مرد به منزله ی یک روح در دو جسم می­باشد که هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند ومرد با اتکای به زن قادر است فعالیت نماید.

اسلام برای طلاق ، نظام خاصی قائل بوده ، برای آن قواعد مفصل و گسترده ای قرار داده است که روی دقیق ترین ملاحظات انسانی و اجتماعی و خانوادگی محاسبه شده است . خصوصاً در مرحله اجرایی آن ها، دستورهای اکیدی داده است .

دانلود متن کامل پایان نامه فوق در این لینک از سایت علم یار

info@jahandoc.com

یا تلگرام

    hamidisupport@

شما می توانید مبلغ 8700 تومان را به حساب خیریه محک واریز نموده و تصویر فیش واریزی را به آدرس زیر ارسال کنید تا رمز برای شما ارسال شود