نوال السعداوی و گونه ادبی »رمان نفت« 


پژوهش ادبیات معاصر جهان، دوره 17، شماره 3، پاییز و زمستان 1391، از صفحه 21 تا 35                             

نوال السعداوی و گونه ادبی »رمان نفت« 

ابراهیم محمدی

استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

∗∗

عفت فارغ

کارشناس ارشد ادبیات تطبیقی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند ، بیرجند، ایران

∗∗∗

                                                      عبدالرحیم حقدادی

استادیار زبان و ادبیات عرب دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

(تاریخ دریافت: 21/8/91، تاریخ تصویب: 3/9/92)

چکیده 

تقسیمبندی انواع رمان با توجه به ملاک ها و مؤ لفههای متعدد و متنوعی چون محتوا، ساختار، زمان، مکان،    شخصیت و غیره، (یا  برجستگی و محوریت یافتن یکی از آن ها) انجام م ی شـود . یکـی  از همـین مؤ لفهها (محتوا) به            رمانهایی که  بهطور   جد ی  به نفت و مسائل پیرامون آن توجـه    کـردهانـد، تـشخصخاصی          بخشیده است؛ به       گونهای که می توان گفت دارای استقلال نسبی اند و     نمیتوان آن ها را  بـه طـورقطع ذی ل انواع شناخته شده رمان قرار داد و شاید بتوان عنوان جدیدی برای این نوع رمـان هـا برگزیـد. نگارندگان، در این تحقیق  میکوشند، با تکیه بر »نظریه رمان« و قواعد تعریف انواع رمان، پس از تحلیل و بررسی رمان عشق در روزگار نفت (الحب فی زمن النفط) نوال السعداوی، گونه ای از رمان، به عنوان »رمان نفت « را  به عنوان  گونهای مستقل، معرفی کنند و بر اساس نظریه های رمـان، از آن تعریفـی ارائـهدهند. از  این پژوهش چنین  برمی آید که آثار دربرگیرنده مؤلفه هایی چـون نفـت و مـسائل و پی           امـدهای مربوط به آن، می توانند ذیل عنوان »رمان نفت« قرار گیرند. 

واژه های کلیدی: نظریه رمان، نوع شناسی رمان، رمان نفت، نوال السعداوی، عشق در روزگار نفت.

                                                        

E-mail: emohammadi.baran@yahoo.com ،0561-2502048 :تلفن: 2502048-0561، دورنگار ∗

E-mail: effat.fareq@yahoo.com،0562-5383500 :دورنگار ،

E-mail: ahaghdadi1343@gmail.com،0561-2502048 :تلفن: 2502048-0561، دورنگار

مقدمه  

واژه رمان که در اکثر زبان های اروپایی مـشترک اسـت، از رمـانس مـشتق شـده اسـت و»شکل شگرف نثر [است] که در آن نویسنده، از خلال من هـای تجربـی (شخـصیت هـا )، چنـدمضمون مهم قلمرو وجود را تا انتها بررسی می کند« (کوندرا 254). برخی البته ، رمان را تـاریخکسانـی دانسـته اند که تاریخ ندارند؛ تیره بختان و پایمال شدگان و افرادی کـه چنـدان بـزرگ ونام آور نیستند (منیف 20). محققان در تقسیم بندی رمان، گـاه بـه مؤلفـه هـای سـاختاری توجـهداشته اند، مثل »رمان جریان سیال ذهن« و گاه به مؤلفه هایی چـون زمـان، مکان، مخـاطب و دربسیاری موارد به محتوا؛ مانند »رمان اجتماعی«، »رمان روان شناسانه« و »رمان جنگ«. نگارندگان می کوشند، با توجه به مؤلفه دوم (محتوا) و همچنین بررسی و تحلیل رمـان عـشق در روزگـارنفت(الحب فی زمن النفط) نوشته نوال السعداوی، به تبیین و معرفی نوع نوینی از رمان که بـهنظر می رسد دغدغه اصلی آن نفت و مسائل مربوط به آن است، بپردازند.

نکته مهم ی که نبا ید از نظر دور بماند، نقش غیر قابل انکار نفت و شرکت های بزرگ نفتی در تع یین مقدرات مردم کشورهای در  حال توسعه، اما دارای ثروت و سـرمایه راهبـردی نفـتاست؛ غول های بزرگ نفتی، گاه حت ی به طور آشکار سرنوشت این مردم را رقم مـ ی زننـد . ایـ ن امر برخ ی از  نویسندگان متعهد از جمله نوال الـسعـداو ی را بـر آن داشـته اسـت کـ ه در قالـبرمان، مش کلات مردم سرزمین ها و کشورهای نفت خیزِ استعمارزده (استعمار پنهان و آشکار) را به تصو یر  بکشند و از مزایا و مضار برخورداری از نفت بنویسند. همین کـارکرد و یـ ژه نفـت واهمیت و تأثیـر ترد یدناپذیرش، استقلال رمان هایی را که این موضوع، محور رویدادها و کـ انون روایت آن هاست پذ یرفتنی م ی کند. شایسته است، در پاسخ به این پرسش مقدر که  آیا با بررسیو تحلیل یک رمان و توجه به مؤلفه های آن، می توان از معرفی نوع نوینی از رمان سخن گفت؟یادآوری شود که نگارندگان با توجه به ساخت و محتوای رمان های متعدد ی که در پژوهشی باعنوان »”رمان نفت ” در ادبیات فارس ی و عربی با تکیه بر کتاب گردابی چنـین ها یـ ل اسـماعیل فصـیح و عشق در روزگار نفت نوال سعداوی« (1391)، بـه طـور مبـسوط بررسـی و تحلیـلکرده اند و نیز برخی دیگر از رمان های اسماعیل فـص یح، آثـار متـأخر رضـا امی           رخـانی، ازجملـهنفحات نفت  و… و البته آثار شاخصی همچـون شـهرهای نمـک (مـدن الملـح ) از عبـدال رحمن منیف، ادعای استقلال این نوع رمان، یعنی »رمان نفت« را چندان نادرست نمی دانند.

پرسش محور ی مقاله این است : آیا م  یتوان آثار روایی بلند ی را که در ساخت و محتوا بهطور مستقیم تحت تأثیر نفت و مسائل پیرامون آنند، »رمان نفت« نامید؟ پیش از تبیین پاسخ این پرسش، بایسته است اندکی درباره پیوند ادبیات با سیاست، اقتصاد و نفت گفت وگو کنیم.

ادبیات هر جامعه، روح آن جامعه است و ادبیات هر زمان، بازتاب واقعیت های اجتماعی،اقتصادی و سیاسـی آن زمان است (امین 33). از آنجا که ادبیـات جلـوه گـاه زنـدگی ماسـت وتک تک عناصرش با زندگی مان ارتباط دارد (اسعدی 122)، می تواند با تمامی علوم که به نوعی در زندگی با آن ها سر و کار داریم، پیوند داشته باشد. ادبیـ ات بـه  عنـوان یکـی  از گـستره  هـای زندگی  انسان، همانند سایر گستره های د یگر بر کنار از تأثیرات س یاست نبوده و نیست. سیاست نیز به عنوان امر ی فراگ یر تمامی عرص ه جامعه را دربردارد که در این م یان هنر و به ویژه ادبیات داستانی به واسطه دلا یلی چند و از جمله لطافت و دقت و اهتمام هنرمند نـسبت بـه جامعـه ومحیط اطراف، تأثیرات قابل توجهی از سیاست پذیرفته است (کوشکی 95). نفت، از گذشته در پیشرفت و پیروزی آدمی تأثیرگذار بوده است، امروزه نیـز در گـستره هـای مختلـف سیاسـی واقتصادی کشورها نقش           برجستهای را ایفا می کند. بین نفت و سیاست نیز همانند نفت و اقتصادرابطه تنگاتنگی برقرار است، چنان که »در هر کشوری که بخشی عمده از درآمـدهای دولـت وتولید ناخالص داخلی از درآمدهای نفتی تأمین می شـود، بـدون تردیـد ثـروت نفـت، متغیـریاساسی در تحلیل شرایط سیاست به حساب می آید« (ترابی 162). البته باید گفت کـ ه نفـت بـههمان اندازه که در سیاست کشورهای نفت خیز تأثیر دارد، سیاست دیگر کشورها را نیـز تحـتتأثیر قرار می دهد.

مطالعات پسااستعماری که روابط بـین اسـتعمارگر و اسـتعمارزده را بـا نگـاهی انتقـادی،بررسی می کند (برتنس 247)، به خاطر پدیده ای به نام استعمار به وجـود آمـده اسـت. یکـی ازمسائل مهمی که باعث استعمار می شود، نفت است؛ بنابراین نفت به صورت غیر مستقیم باعـثبه وجود آمدن مطالعات پسااستعماری و نیز ادب یات پسااست عماری شده اسـت، کـه ایـن خــودمی تواند بیانگر رابطه ادبیات و نفت باشد؛ رابطه ادبیات و سیاست، همچنین ادبیـات و اقتـصادمی تواند تأیید کننده رابطه ادبیات و نفت نیز باشد.

پیشینه پژوهش و روش تحقیق  این پژوهش با رویکردی نظر ی، در حوزه نوع      شناسـی آثـار ادبـی و بـا تکیـ ه بـر تحل یـل توصیفی ساختار و محتوای اثر ادبی شناخته شده ای، به نگارش درآمده است. نگارندگان مقالـه،در ادب یات فارس ی و عربی معاصر، به پژوهش مستقل و برجسته ای که به  صورت و یژه به  »رمان نفت« و مطالعه موردی اثر ی شاخص پرداخته باشد، دست نیافتند؛ اما مقاله هـایی دربـاره نـوال السعداوی و برخی از آثار او دیدند، که از جمله آن ها می توان بـه مقالـه هـایی بـا عنـوان نـوالالسعداوی: دعوه جریئه لتحریر جـسد المـرأه العربیـه مـن سـلطتی الرجـل و المجتمـع (نـوالسعداوی: فراخوانی جسورانه برای آزاد ی وجود زن عرب از سیطره مرد و جامعه) از لیلی الحرو قراءات نقدیه : المرأه فی کتابات نوال السعداوی (خوانش انتقادی: زن در آثار نوال سـعداوی ) از رجاء طایع اشاره کرد.

بحث و بررسی 

  • نوال السعداوی و رمان عشق در روزگار نفت

سعداوی، پزشک، منتقد، نویسنده و رمان نویس مصری است که به دفاع از حقوق بـشر وبه خصوص حقوق زنان معروف  است. او در قاهره به دنیـا آمـد و در سـال 1954 از دانـشکدهپزشکی دانشگاه قـاهره فـارغ التحـصیل شـد. دوره پزشـکی عمـومی را در جراحـی گذرانـد ومتخصص بیماری های قفسه سینه شد. در سال 1954 به عنوان پزشک متخصص در قـصرالعینیمشغول به  کار شد، اما بعدها به خاطر دیدگاه ها و نوشته های جسورانه اش از کار برکنار شد. درسال 1981، در زمان انورسادات به زندان افتاد، همچنین به  خاطر آراء و کتاب هایی کـ ه نوشـتهبود، تبع ید شد . نوال سعداوی جمعیت همکاری زنان عربی را در سال 1982 به  منظور توجه بهزن در دنیای عرب تأسیس کرد (الفوزی 386).

سـعداوی از مـشهورترین نویـسندگان و داسـتان نویـسان زن عـرب اسـت  کـه در بیـشتر نوشتههایش به  مسائل زنان در جهان عرب میپردازد و اغلب داستانهایش بر ایـ ن پا یـ ه شـکل گرفتهاند. از جمله آثار وی م یتوان به  رمان غایب، خـاطراتیـک  زن پزشـک، زنـ ی در نقطـه صفر، دو زن دریک زن ، عشق درروزگار نفت، زنی در جستوجوی عشق ، کتابهای زنان وجنسیت، چهره عر یان زنان عرب، چالش روان ی  زن، زن، د ین و اخـلاق و نزاعـ ی نـو در بـابمسئله زن اشاره کرد که برخی از آن ها به بیش از سی زبان ترجمه شده اند (ابراهیمی 60).

11– خلاصه رمان  

این رمان، سرگذشت زنی باستان شناس است که در »اداره حفریات « کار می کند. روزی اوبه خاطر جستجو و اثبات این که ایزدان زن نیز وجود دارند، از کارش مرخصی می گیرد و بـرایچند روز شهرش را ترک می کند. چون بیرون رفتن زن از خانـه، بـدون اطـلاع همـسر، سـابقهندارد و خلاف عرف است، پلیس به  جستجو می پردازد و خبر در روزنامه هـا منتـشر مـی شـود،پادشاه نیز برای یافتن این زن پاداش تعیین می کند. نماینده پلیس، همسر و رئـیس آن زن را درخانه ای محرمانه بازداشت کرده و از آن ها بازجویی می کند، از نظر آن دو نفر (همـسر و رئـیسآن زن)، او زنی مطیع و شرافتمند است، پس کجا و چرا رفته است؟

زن که کیفی حاوی وسیله نوک تیزی برای حفـر زمـین بـه همـراه دارد، در محـل مـوردنظرش پیاده شده و وارد روستایی می شود که در کوهپایه واقع اسـت . روسـتایی کـه     لولـههـاینفت از آن رد می شود و تمام خانه های آن سیاه است. او زنانی را می بینـد کـه چادرهـای سـیاهدارند و بشکه هایی را روی سرشان حمل می کنند. کودکان در اطراف برکه بازی مـی کننـد . ایـنهمان روستایی است که او می خواهد ایزدان را آنجا جستجو کند. برای جویا شدن نـام روسـتا،جلوتر می رود، اما هیچ کس به او جواب نمی دهد، به  راهش ادامه مـی دهـد، در راه گروهـی اززنان را می بیند که با هم سرود می خوانند و خانم پاک و طاهر را صـدا مـی زننـد، ناگهـان هـواتـوفانی می شود و سیلابی    سیاهرنگ به راه می افتد و همه چیـز را پنهـان مـی کنـد . او بـه  دنبـالخانه ای برای اجاره می گردد، مردی او را راهنمایی می کند و به کلبه ای می بـرد کـه در تـه یـکسـراشیبی واقع است و در آن مردی است که در شرکت نفت کار           مـیکنـد و مـــ دام روزنامـهمی خواند. البته باید گفت که تمام مردم آن روستا و به خصوص زنان، برای شـرکت نفـت کـارمی کنند. از ابتدای ورود زن به آن خانه، او را همچون خدمتکاری بـا کلمـات تحقیرآمیـز صـدامی زنند. از همان ساعت ورودش امر و  نهی ها شروع می شود: غذا را آماده کن، چای را بیـاور وغیره. در آن خانه، زن مجبور است بشکه های نفت را روی سرش تا شرکت حمل کند، سنگینیبشکه ها به  حدی است که گاه گردنش زیر بار آن ها خم می شود، گاهی از شـدت گرمـا سـرشداغ می شود و از حال می رود. او برای تحمل این موقعیت سخت، مدام بـه گذشـته اش فک ـــ ر می کند، رؤیا او را برای مدتی از فضای نابهنجار اطرافش دور می سازد، گاهی آن چنان در رؤیـافرو  میرود که تشخیص مرز این دو برایش دشوار است.

از سق ـف خ ـانه ای که زن در آن اقامت دارد، نفت می ریـزد و ایـن امــر، او را متعجــب می سازد. در این خانه، مرد نفت را برتر از همه چیز می داند و معتقد است که هیچ چیز و هـیچکس نمی تواند، در برابر آن قد علم کند. او قصد دارد هرطور شـده از آن خانـه فـرار کنـد؛ امـاتوفان و سیلی که مدام در جریان است، مانع فرارش مـی شـوند، در جـستجوی راه فراریـست،جشن بزرگ میلاد پادشاه نزدیک است و شاید بهترین موقعیت برای فـرار باشـد. او هـر وقـتزمـان را مناسب مـی بینـد به  حفر زمین می پردازد تا شاید الهـه ای بیابـد. زنـان او را ســرزنش می کنند، اما او قصد دارد  آنها را نیز با خود همراه سازد. وی آنها را تشویق می کند تا مزدشانرا بگیرند و دیگر زیر بار حمل بشکه ها نروند. آنان به سخنانش میاندیـشند، امـا هـیچ اقـدامینمی کنند.

این زن باستانشناس هرگز از جستجو خسته نمی شود و همچنان امیدوار اسـت تـا بتوانـدایزدان باستانی را بیابد. او هر روز به هدایت زنان نیز می پردازد و با وجود کتک های مـرد، تـنبه  خواستههای او        نمیدهد. کم کم زنان دیگری، همچون او، بدون اجـازه همسرانـشان از خانـهخارج می شوند، به طوری که دیگر این امر برای همه، به خصوص پلیس، امری طبیعی می شـود،گویی با بوجود آمدن این وضع، همه زنان تصمیم            گرفتهاند تا حقـشان را بگیرنـد. سـرانجام درگیر و دار فرار زنان، زن و مرد رو به روی هم می ایستند و به هم لبخند می زنند، با این لبخنـد،زندگی آغاز می شود و فکر فرار از ذهن زن دور  میشود.

12– درون مایه های رمان 

این رما ن درباره انسانها و به ویژه زنان ی است که در سـرزم ینی سرشـار از نفـت زنـدگی می کنند، نفت که نعمتی عظیم است، زندگی آن ها را تحـت تـأثیر قـرار داده و بـه رنـگ خـوددرآورده است . در واقع این رمان، حول شخصیت یـک زن مـی گـردد و دارای درون مایـه هـاییچون نفت و عشق است.

نفت: نفت در ایـن رم ـان مدام جریان دارد، چنانکـه در سراسـر رمـان سـیلی از نفـت رامی بینیم که قصد نابودی همه چیز را دارد و بر همه چیز، حتی زندگی اهل روستا مسلط اسـت،به طوری که همگان در شرکت نفت کار می کنند، اما گاه حتی مزدی دریافت نمـی کننـد، شـایدتمام          بدبختیهای اهل روستا که برای شخص دیگری کار می کنند، به  خاطر نفت باشد، نفتی کهبه جای خوشبختی و ثروت برای آن ها بـدبختی را بـه همـراه داشـته اسـت. زنـان روسـتا نیـزمجبورند بشکه های سنگین نفـت را روی سرشـان تـا شـرکت حمـل کننـد و حـق هـیچ گونـهاعتراضی ندارند : »این زن در شرکت مل ی نفت، کارش را به خوبی انجام می دهد و با دشـواری تمام، بش کههای نفت را بر دوش خود جابجا می کند« (السعداوی 108). »به زودی نفت بر همه چیز  سیطره خواهد یافت و مسیرش را به همه جا باز خواهد کرد « (همـان 101). »جریـان نفـت

 

پیوسته در حال فزونی بود و آن را دوباره به هرجا که می خواست، پیش می راند« (همـان 169).

»این نفت بر هر وحی ای که از آسمان نازل شده باشد، غلبه می کند« (همان 103). »در هر حـالنفت از دیگر کائنات بی رحم و سنگ دل، بهتر است و ممکن است اگر تـسلیم او شـویم بـا مـا

 

خوشرفتاری کند، اما تو از مقاومت دست برنمی داری« (همان 120).

آنان چنان تسلیم نفت و عواقب ناشی از آن شده اند که کـار در شـرکت نفـت را تـرجیحمی دهند و یا گاهی نفت را مخاطب قرار می دهند و با او صحبت می کنند و از او می خواهند کهبا آن ها خوشرفتاری کند و یا این که جریانش را کم و زیاد کند. آن ها به این باور رسیده انـد کـهنفت بر آن ها مسلط است، اما حاضر نمی شوند در برابر آن مقاومت کنند؛ نیروی نفت را برترین نیروها می دانند و گویی با این حرف ها می خواهند خودشان را دلداری دهند: »- ای نفت اگر او را به  طور کامل غرق نکنی که بمیرد، دیگر در عالم، از جبروت مرد چیزی باقی نمـی مانـد . بـه  نظر می رسد نفت خواست مرد را اجابت کرد و آبشار با نیروی بیـشتری بـه جریـان افتـاد و زندست و پا  میزد و در برابر غرق شدن مقاومت می کرد« (همان 167). و این اعتراف دردنـا ک از

 

سخنان تکراری ایشان است که: »من کارکردن در شرکت نفت را ترجیح می دهم« (همان 93).

نفتی که عشق، محبت و حتی زندگی را از آن ها گرفته و به ساخت وسیله ای منجـر شـدهاست که با نیروی نفت کار می کند و تمام کارهایشان را انجام می دهد (می پزد،  میشـوید، تمیـزمی کند و …) و به  قول خودشان جامعه را از وجود زن  بینیاز می کند غافل از این کـه زنـدگی درخوردن و خوابیدن خلاصه نمی شود. در  این فضا و شرایط، حت ی »ابزار جدید نوشتار با نیـروینفت کار می کند و به همه زبان ها می نویسد« (همان 6). »این ابزار برخلاف زنان، نه دهانی داردبرای خوردن و نه زبانی برای سخن گفتن، علاوه  بر این، با خطی واضح می نویسد و زمانی کـهکار نم ی کند، سر جایش بی حرکت می ماند و اگر به مرور زمان فرسوده شد و یـا از بـین رفـت،می توان آن را تعویض کرد و با نیرو و کارکرد آن می توان از کار زن  بی نیاز شد. – نوعی ماشین جدید است که دکمه ای برای نوشتن دارد و دکمه ای برای خواندن و دکمه ای دیگر بـرای پـاککردن…– و چه کسی برایت غذا می پزد؟ – دکمه سفیدی هـست کـه آن را مـی      فـشاری و هـرغذایی که بخواهی، درخواست می کنی و یک وعده غذای گ رم همراه بـا سـالاد و ترشـیجات و

 

همه چیز به تو می دهد« (همان 128-129).

نفت که از جهاتی برای زنان بدبختی به همراه داشته است، بعدها با اختراعِ این ماشین هـاکه با نیروی نفت کار می کنند، از جهاتی نیز به آن ها سود رساند و باعـث شـد کـ ه بتواننـد آزادباشند و به نوعی از  اسارت مردان رها شوند. نکته شگفت دیگری که در ایـن رمـان بـه چـشممی خورد، سخن گفتن از نوشیدن نفت و از آسمان فرود آمدن آن است : »– آیا آن آب است؟ – نـه،  نـوعی نفت تقطیـر ش ـده است که بهتر از آب تشنگی را رفع می کنـد و روده  هــا را پـاک می نماید« (همان 33). »- این چیست؟ – نمی دانی این چیست؟ – نه. – نفت است. – آیا نفـتاز سقف نشت می کند؟! -البته، این نفت لعنتی، از دل زمین بر مـی آیـد و یـا از آسمــان فــرو می ریزد. – آیا از آسمان نیز می بارد؟ – آسمان بدون حساب به هر کس که بخواهد می بخـشد «

 

(همان 31).

در کتا بهای پزشـکی کهـن، نفـت را جـزء داروهـا بـه حـساب آورده انـد بـرای مثـال،

دیسقوریدس پزشک یونانی که در قرن اول میلادی می زیست در کتاب خود به نام داروشناسی هومیوپتی (De Materia Medica) از نفت به عنوان یک دارو یاد کرده است؛ پزشکان ایرانـی وغیر ایرانی چون ابـوبکر محمـدبن زکریـای رازی در الحـاو ی، ابوریحـان محمـدبن احمـد درالصیدنه، حکیم میسری در کتاب دانشنامه و غیره به نقل از او، یا بدون ذکر نام او، از این مـایعحیاتی در کتاب های خود یاد کرده اند. آن ها نفت، نفـت سـیاه و سـفید را دارو دانـسته و آن را برای معالجه بیماری جلدی مفید دانسته اند (زنجانی 618). در این رمان نیـز مـردم بـرای رفـعتشنگی از نوعی نفت مقطر استفاده می کنند که به قول خودشان روده ها را نیز تطهیر می کند.

در این روستا که زن برای یافتن ایزدبانوها به آن جا آمده، چیزی جز نفت یافت نمی شـودو زمانی که از مرد می پرسد که بقایای ایزدان کجاسـت؟ مـرد در جـواب مـی گویـد کـه اینجـاسرزمین نفت است: »– آیا اینجا در زیر زمین حفریات یافت می شود؟ – نه ای زن، اینجـا جـزنفت چیزی یافت نمی شود« (السعداوی 105). روستایی که نفت مدام در آن جریان دارد و حتیخانه های آن را به رنگ خود درآورده است و دارای نیرویی است که مـی توانـد بـر همـه چیـز

مسلط باشد.

به قول اسپیواک، در تولید استعماری، که زیردست مورد ظلم واقع شده است و نمی توانـدحرف بزند، زن اگر زیردست و مستعمره باشد، به طور مضاعف به حاشیه رانده شـده و بـسیاربیشتر نادیده گرفته می شود (برتنس 245)، در این رمان نیز مردم روستا بـرای شـخص دیگـری کار می کنند، آن شخص، رئیس شرکت نفت است که به قول خودشان بـا زبـان بیگانـه سخــن می گوید و به خاطر نفت به این روستا آمده است، اما زنان در این رمان، بـه گونـه ای مـضاعفنادیده گرفته          شدهاند؛ آن ها نه  تنها تحت سلطه رئیس شرکت اند، که شوهرانشان و به طور کلـیمردان نیز به  آن ها ظلم می کنند و این ها همه از تأثیرات نفت و استعمارگرانی است که به خاطر نفت به آن جا آمده اند.

در این رمان، گاهی نویسنده برای بیان تشبیه نیز از نفت استفاده  میکنـد، چنانکـه صـدایسرکشیدن سوپ توسط مرد را به لوله هایی تشبیه می کند که نفت را می مکند: »(مرد) سـوپ رابا صدایی که شنیده می شد سرکشید، شبیه لوله ای که نفت را می مکـد « (الـسعداوی  68). حتـینویسنده گاه برای نشان دادن رنگ نیز از نفت استفاده می کند: »انگشتان بزرگ ی که پر از لـک وپیس بود و ورم های روی پوست آن به رنگ نفت بود.« (همان 171).

عشق با طعم نفت : نمونه های عشق در این رمان عبارتنـد از: علاقـه شـدید زن بـه حفـرزمین و جستجوی ایزدان، علاقه رئیس شرکت به پادشاه و عشق بسیار کمرنگ مرد نـسبت بـه همسرش که به خاطر مسائل مختلفی رو به اتمام است : »پلیس اطلاعات جدیدی از زنی که بـه مرخصی رفته به دست می آورد؛ زن، بسیار علاقه مند به تحقیق درباره مومیایی هاست و این کـاربرایش نوعی سرگرمی به حساب  میآید.« (همان 87). 

در روزنامه ها از این عمل زن، جستجوی الهه ها، با عنوان عشق یاد کرده اند، علاوه بر این، از بلعیده  شدن کاغذِ حاوی نقشه توسط این شخصیت که به هیچ وجه حاضر نیست این کاغـذبه دست مرد بیفتد و یا حروف آن در شکمش از بین برود نیز با عنوان عشق یاد  میشـود : »زن را دید که با دست بر روی معده و روده هایش فشار می آورد، گویی می خواهد حـروف را روی

 

برگه ثابت نگه دارد و آن ها را از نابودی حفظ نماید. عشق تا این حد؟!« (همان 123)

یکی از شخصیت های رمان، زمانی که درباره رئیس شرکت حرف می زنـد و او را معرفـیمی کند، این گونه اظهار می دارد که او به نشانه عشق و محبـت، بـشکه هـای نفـت را بـه پادشـاهتقدیم می کند که این خود می تواند در عالم سیاست نوعی عشق باشـد؛ عـشقی کـه بقایـای آنچون اجساد الهه ها دیگر در روزگار نفت یافت نمی شود.

در  این رمان، نفت و آنچه بدان پیوسته است، حتی عامل دگرگونی و عوض شدن صـدایهمسر زن نسبت به روزگار عاشقی و قبل از پیدایش ماشین هایی که خود بعـد از کـشف نفـتاختراع  شدهاند، دانسته می شود: »آن صدای همسرش در روزگار عاشقی بود کـ ه نمـی توانـستحتی یک شب از او دور بماند، این البته قبل از کشف ماشین بود و قبل از آن که نفت از نیرویی شبیه نیروی برق برخوردار شود.« (السعداوی 129-130)؛ این تنها نفت است کـ ه باعـث شـدهاست در زندگی آن ها عشق کمرنگ شود و به نوعی به عشقی مصنوعی تبدیل شود. آن هـا گـاهخود را دلداری م ی دهند و بر دیگر کارها عنوان عشق می نهند، برای مثال، مرد از کارهـایی کـهدر حق زن انجام داده است، با عنوان عشق یاد  میکند، البته شاید در وجودش اندک احساس ولطفی نسبت به زن داشته باشد، اما آنقدر نیست که بتوان نام عشق بر آن نهاد و یا شاید روزگارنفت چنین بلایی را بر سر عشق و صاحبان آن آورده است.

در این رمان همان اندک عشقی نیز که به چـشم مـی خـورد، در درون آدم هاسـت، کـسیجرأت ابراز آن را ندارد و حتی مردان که به قول خودشان برتر از زنـان انـد عشقـشان را بـروزنمی دهند و این م یتواند ناشی از سیطره همه جانبه نفت و دنیای ماشـینی باشـد. زنـان در ایـنجامعه تحقیر شده اند و عشق برای آن ها گناه محسوب می شود؛ بنابراین به هـیچ عنـوان، حتـیحق فکر کردن به آن را ندارند. نفت، عشق را نیز برای آن ها تبدیل به افسانه کرده است و اگـرعشقی از زندگی گذشته در دل دارند، نفت، آن را نیز هدف قرار  میدهد و می خواهد اثـری ازآن باقی نگذارد.

13– مؤلفه های ساختاری و محتوایی »رمان نفت«  الف) ساختار »رمان نفت« 

ساختار این نوع رمان ها تا حدودی مانند انواع دیگر رمان است، با این تفـاوت کـه در آننفت بر همه چیز سایه افکنده است؛ به عنوان مثال، شخصیت های این نوع رمان ها یا در شرکت نفت کار می کنند و یا اینکه با کارمندان شرکت نفت درارتبا طاند و رابطه ای نزدیک دارنـد و یـادر بیمارستان ها، مدارس و اماکن مربوط به شرکت نفت کار مـی کننـد . نویـسنده، در ایـ ن نـوعرمان ها، روابط، مشکلات، نوع زندگی و اخلاق آن ها را توصیف می کند.

مکان یا صحنه : صحنه ممکن است دربردارنـده معنـایی عمیـق و گـسترده باشـد و ماننـددرون مایه، جزئـی از عناصـر حیـاتی داسـتان بـه حـساب آیـد و دارای مفهـوم خاصـی باشـد(میرصادقی 296)، چنان که در رمان عشق در روزگار نفت، صحنه می تواند کل مفهوم داستان را به ما القا کند. مکان یا طریقه صحنه پردازی، یکی از            مهمتـرین و اساسـی تـرین عناصـر داسـتاناست. صحنه در این رمان ها نیز به طورقطع سرزمین های نفت خیز است و یا به  عبـارتی صـحنهآن ها می تواند شرکت نفت و یا              شهرکهایی باشد که برای کارمندان شرکت نفت سـاخته شـدهاست، گاه در »رمان نفت «، صحنه سرزمینی است انباشته از نفت، نفتی که مدام جریان دارد. بـه  طور کلی باید گفت که صحنه این نوع رمان ها می تواند هر جایی باشد که بـوی نفـت از آن بـه مشام می رسد.

درآمدی که از نفت در سرزمین های نفت خیز حاصل می شود، در زندگی و تحول فرهنگی مردم بسیار مؤثر است و گاهی این مناطق را به  سرزمین هایی با فرهنگ و اقتصاد برتر، نمونـه وثروتمند تبدیل می کند. بنابراین ساکنان این مناطق از امکانات و رفاه بیـشتری نـسبت بـه سـایرمناطق برخودارند و سطح زندگی آن ها نیز به کلی متفاوت است. درحالی که این مناطق، خیـر وبرکت فراوانی را برای ساکنانش به ارمغان می آورند، گاه ممکن است بدبختی را برای آن هـا بـه همراه داشته باشند و  آنها بدون این که کمترین نفعی نصیبشان شود، مجبور شوند برای رئـیسشرکت نفت کار کنند. مانند حمل کردن بشکه ها توسط زنان آن هم بدون هیچ مزدی در رمـان

عشق در روزگارنفت.

عناصر صحنه عبارتند از: محل جغرافیایی داستان، کار و پیشه شخصیت ها و عـادات و راهروش زندگی شان، زمان یا عصر و دوره وقوع حادثه و محیط کلی و عمومی شخصیت هـا مثـلمحیط مذهبی، اجتماعی و مقتضیات فکری، روحی، خلقی، عـاطفی و احـساسی (همـان 453).

در این نوع رمان ها، اجزای صحنه با محتوای آن که نفت است همخوانی دارد.

– زمان یا عصر و دوره وقوع حادثه: در رمان عشق در روزگار نفت به  هـیچ وجـه زمـانوقوع حوادث مشخص نیست، تنها گاه ساعت های صبح و عصر مشخص می شود کـه بـه نظـرمی رسد در صحنه پردازی مهم باشد؛ اما زمان دقیق حوادث مشخص نیست؛ نفت و سـیطره آنبر زندگی و کار و احوال مردمان، زمان را به حاشیه برده و از یادها دور کرده است.

گفت وگو: گفت وگو یکی از عناصر مهم رمان است، به شخصیت پردازی کمک مـی کنـد ودر پیشبرد حوادث داستان نیز دخیل است، گفت وگوی شخصیت ها مطابق با روحیات، افکـار وطبقه اجتماعی آن هاست و معرفی شخصیت ها و نشان دادن درونیات و افکارشان نیز از طریـقاین عنصر انجام می پذیرد (عطرفی و سپهوند 102) و از طریق آن می تـوان بـه درون مایـه هـایرمان نیز پی برد. بدون ترد ید، در رمان هایی که         درونمایه اصلی آن ها نفت است، گفت وگـو نیـزبیشتر درباره نفت و مسائل مربوط به آن انجام  م ی شود. در گفت وگوی بین شخصیت های رمانعشق در روزگار نفت این موضوع به خوبی نمایان است. شخصیت های »رمان نفـت«، چـه بـه صورت مستقیم و چه غیرمستقیم در مورد نفت با هم گفت وگو می کنند. حتـی ایـن اشـخاص،گاه در تنهایی شان به  این مسائل می اندیشند و در تک گویی  هـای درونـی خـود دربـاره نفـت ومسائل مربوط به آن حرف می زنند.

ب) محتوای »رمان نفت« 

»رمان نفت « می تواند دارای مشخصاتی چون پرداختن به نفت، شرکت نفـت، کارکنـان آنو همچنین اثرات آن بر زندگی مردم باشد، در این نوع رمان ها، مضمون نفت و مـسائل مربـوطبه آن، می تواند  به صورت مستق یم و یا غیرمستقیم دریافت شود؛          چنانکه در برخی از              رمانها به  راحتی  م یتوان به  درون مایه اصلی، که همان نفت است، پ یبرد و در برخی د یگر، ا ین             درونمایه در مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نهفته است.

تمام مسائلی که چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم با نفت درارتباط اند و یا به خاطر آن به  وجود آمده اند، می توانند درون مایه اصلی رمان های نفت باشند، گاه قصد نویسندگان ایـننوع رمان ها این است که مردم را بیدار کنند تا در برابر پدیده اسـتعمار بایـستند و نفـت را کـهسرمایه کشورشان است با دست خود تقدیم استعمارگران و بیگانگان نکنند.

با وجود این که نفت سرمایه ملی است و حتی به قول هـانری بـواژه: »مملکتـی کـه نفـتدارد، امپراتوری را دارا خواهد بود. امپراتوری دریاهـا بوسـیله مـواد سـنگین نفـت. امپراتـوریآسمان ها  به وسیله مواد سبک نفتی – امپراتوری  خشکیها  به واسطه بنزین و نفت- امپراتـوریدنیا ب ه وسیله قدرت مالی که بستگی  به ماده حیـاتی دارد کـه  قیمتـیتـر و اح  ـــاطه کننـده تـر و مسلط کنندهتر از خود طلا در روی زمین می باشد« (لسانی 1) و با توجه به  اینکه در کشورهای نفتخیز به  خصوص ایران و کشورهای عربی آثار زیادی در زمینه نفـت نوشـته شـده و حتـینفت موضوع محوری برخی از  رمانها چون شهرهای نمک (مدن الملـح) عبـدالرحمن منیـف،عشق در روزگار نفت نوال سعداوی، گردابی چنین هایل اسماعیل فصیح، بی بی گل نادر وحیـدو غیره قرار گرفته است، در نوع شناسی رمان، نـامی از »رمـان نفـت« و یـا رمـانی کـه بـه ایـنموضوع اشاره داشته باشد، برده نشده  است. حتی در تقسیمات انواع رمان نیز »رمـان نفـت « بـه  چشم نمی خورد. در حالی که »رمان نفت« با توجه به محتوا می تواند به  عنوان نـوعی فرعـی ازانواع رمان محسوب شود و استقلال داشته باشد.

در  تقسیمبندی انواع رمان در کتاب های عربی، از جمله در کتاب مجدی وهبـه، بـا انـواع مختلف رمان روبرو می شویم، در این کتاب، وهبه علاوه بر رمان پلیسی از رمانی با عنوان رمانکشف مجرم نیز یاد کرده است که به نظر می رسد، می توان هر دو را ذیل یـک عنـوان گنجانـد.

چگونه است که گاه در این تقسیم بندی ها برای یک موضوع یا بـه عبـارتی، بـرای دو موضـوعکـاملاً  نـزدیک  به هم، دو عنوان جدا برمی گزینند، ولـی از موضـوعات مهـم تـری چـون نفـتچشم پوشی می کنند، با اینکه کشورهای عربی نیز چون ایران نفت خیزنـد و همـانطور کـه قـبلاَ اشاره شد، آثار بسیار معروف و برجسته ای در این زمینه دارند.

در بین انواع مختلف رمان، علاوه بر رمان رشد و کمال که در آن رشد و شکل گیری یـکشخصیت به  نمایش گذاشته می شود، رمانی با عنوان رمان رشد هنرمند نیز به چـشم مـی خـوردکه مراحل زندگی و رشد یک هنرمند را نشان  میدهد. به نظر می رسد که     مـیتـوان، رمـان نـوعدوم را ذیل رمان اول گنجاند. علاوه بر این، در تقسیم بندی ان واع رمان، موارد دیگری نیز وجوددارند که می توان یک نوع از رمان را با توجه به دامنه گسترده نوع دیگر، ذیل آن گنجاند و گـاهبه نظر می رسد که هرگز نیازی به آن نوع نیست و در همین راستا رمان هایی نیـز وجـود دارنـدکه آن گونه که شایسته آن هاست و به طور قطع، نمی توان آن ها را ذیل هیچ کدام از انـواع رمـانشناخته شده قرار داد، در اینجاست که گاه جای خالی بعضی از انواع رمان در تقـسیم بنـدی آناحساس می شود و به نظر می رسد که یکی از این انواع، می تواند »رمان نفت« باشد.

موجودیت هر اثر مصنوع انسانی و از جمله رمان ترکیب یافته سه عامـل اسـت: موضـوع،ماده و مصالح که با تغییر، تبدیل و بهره وری از آن خلق اثر امکان پذیر می شود و سوم صانع یـاپدیدآورنده، و تا بین این سه عامل وحدت و ربط منطقی ایجـاد نـشود خلـق اثـر امکـان پـذیرنخواهد بود (کمری 368). در »رمان نفت « نیز موضوع یا سوژه، می تواند نفـت با شـد و مـاده ومصالح آن، سرزمین های نفت خیز، مردم آن مناطق،  استعمارگران و به طورکلی وقایع بـه وقـوعپیوسته در این مناطق که نویسنده ای خلاق با تیزهوشی بین ایـن دو عامـل بـه صـورتی کـاملاًمنطقی وحدت برقرار می کند و رمانی برجسته در این زمینه پدید مـی آورد کـه مـی تـوان آن را»رمان نفت« نامید.

نتیجه 

ادبیات که بازتاب زندگی ماست با تمامی علومی که به نوعی با زندگی مان در ارتبـاط انـدپیوند دارد، در این میان رابطه ادبیات با  جامعهشناسی، سیاست و اقتصاد بسیار تنگاتنـگ اسـت.

این رابطه، پیوندی یک سویه نیست، بلکه دوسویه و همه جانبه            است. نفت نیز بـه عنـوان عامـلمهمی در توسعه اقتصادی و سیاسی کشورها با ادبیات پیوند دارد. نفت سرمایه ملی اسـت و دراقتصاد و سیاست جوامع مختلف (چه کشورهای صادرکننده نفت و چه کشورهای وارد کننـدهنفت) مؤثر است و همچون سایر عناصر فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بـه آثـار ادبـی، بـه ویـژهرمان راه یافته است و گاه رمان هایی در این زمینه نوشته شده اند که تنها دغدغـه  آنهـا نفـت ومسائل مربوط به آن بوده است. با ا ین حال در تقسیم بندی انواع رمان نوع خاصی کـه مشخـصاً در برگ یرنده این رمان ها باشد، وجود ندارد و به نظر می رسد که می تواند گونه ای  از رمان، یعنی »رمان نفت«، در دسته بندی انواع رمان قرار گیرد.

در مجموع می توان گفت نوع نوینی از رمان با عنوان »رمان نفت«  میتواند تعریـ ف شـود،

این نوع رمان، می تواند مستقل از دیگر انواع رمان باشـد و رمـان هـای زیـادی چـون عـشق درروزگار نفت  نوال السعداوی، گردابی چنی ن هایل  اسماعیل فصیح، شهرهای  نمک (مدن الملـح) عبدالرحمن منیف، بی بیگل نادر وحید و غیره را در برگیرد و یا حتـی مـی توانـد زیرمجموعـهرمان های سیاسی قرار گیرد. گونه ادبی »رمان  نفت« اگر  به عنوان گونه نوینی از رمان، اسـتقلالداشته باشد، همانند دیگر انواع رمان، ساختار و محتوای خاص خود را خواهـد داشـت. »رمـاننفت« از حیث  تقسیمبندی گونه های مختلف رمان، می تواند ذیـل تقـسیم بنـدی انـواع رمـان ازحیث محتوا قرار گیرد، چرا که این عنوان، با توجه به تعـاریف ارائـه شـده، بیـشتر دلالـت بـرمحتوای آن دارد. به طور کلی باید گفت؛ »رمان نفـت«           رمـانی اسـت دارای مشخـصاتی چـونپرداختن به  نفت، شرکت نفت، کارکنان آن و همچنین اثرات مستقیم و غیر مـستقیم، آشـکار وپنهان آن بر زندگی مردم.

Bibliography 

Amin, S. H, (2005), Adabiyat-e Moaser-e Iran (Contemporary Iranian Literature). Tehran: Dayrat-ol-maaref Iranshenasi Publications.

Asadi, M. (2008), “Peivand Adabiyat va Eghtesad,Goftarhayei Eghtesadi dar Qabboosnameh” (“The link between literature and economics; Economic Sayings Qabboosnameh”), Ettelaat-e Siyasi- Eghtesadi, no 257&258, pp 122-129.

Atrafi, Aliakbar & sepahvand, T. (2008), “Barresi-e anasor-e dastani dar roman-e salhay abri” (“Elements of fiction novels of salhaye abri”), Faslnameh-e Zaban va Adab, no 37, pp82-106.

Bertnes, H. (2008), Foundations of Literary Theory (Mabani Nazariye-e Adabi). translation of mohammadreza abolghasemi, Tehran: Ghatreh Publication.

Ebrahimi, S. (Translator), (2003), “Andaki Mehrbani” (“Little Kindness”), El Saadawi,

Nawal, Farhang va Honar, Golestaneh, no 52, pp60-62

El Saadawi, N. (1993), Al-Hobbo fi Zamanen Naft, Cairo: Maktabat Madbouli.

Foozi, M. (2010), Kottab-ol-Moaserin. Beirut: Dar-ol-Kateb-ol-Arabi.

Kamari, A.R (1994), “Karkerd-e Khaterh dar Romanhaye Jang” (“Memories functionality in the novels War”), Proceedings of the seminar of the War novel in

Iran and World. Tehran: The Ministry of Culture and Islamic Guidance Press, pp 361-370.

Kondra, M. (1998), Honar-e Roman (Art of Novel), Translation of Parviz Homayoonpoor, Fourth Edition. Tehran: Goftar Publication.

Koshki, M. S. (2002), “Daramadi bar Taamol-e Adabiyat Dastani va Siyasat”

(“Introduction to Fiction and the Politics interact”), Journal of Islamic Revolution, no 3, pp 95-98.

Lesani, A. (No date), Tala-e Siyah ya Bala-e Iran (black gold or Bly Iran), Tehran: Mehr Publication. Mirsadehi, J. (1988), Anasor-e Dastan (The Elements of Story) Tehran: Healing Publications.

Mohammadi, J. (2004). “Siyasat va Adabiyat” (“Politics and Literature”), Ketab-e Mah-e Oloom-e ejtemaie, no 78, pp 76-77.

Monif, A. (2006). “Roman-e Arabi, Tarikh-e Kesani ke Tarikg Nadarand” (“Arabic novel, the history of those who have”), trans by Habibollah Abbasi, Art Journal, no 69, pp 16-27.

Qarayagh zandi, D. (2002), “Rabeteh-e Adabiyat va Siyasat” (“Relationship between politics and literature”), Soroush’s thought, no 3&4, pp 444-459.

Torabi, S. (2009). “Barresi-e Moghayese-I Charchoobhay-e Tahlili va Ravanshenakhti-e Motaleat-e Naft va Siyasat” (“Comparison of the theoretical and methodological framework for oil and Policy Studies”). Research of policy Theoretical, no 6, pp161186.

Zanjani, B. (1981). “Revayat-e Atash va Naft dar Adabiyat-e Iran” (“Fire narratives and literature of Iran’s Petroleum”), Language and Literature, The future, no 8, pp 613619.