مقایسه تحلیلی جهان بینی و زندگی آدویف و آنگین در دنیای آدم های زیادی

پژوهش ادبیات معاصر جهان، دوره 17، شماره 3، پاییز و زمستان 1391، از صفحه 109 تا 121                        

مقایسه تحلیلی جهان بینی و زندگی آدویف و آنگین در دنیای آدم های زیادی

بهرام زینالی

دانشیار زبان و ادبیات روسی، دانشکده زبان ها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

∗∗

روح انگیز قلیزاده

کارشناس ارشد زبان و ادبیات روسی، دانشکده زبان ها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران،

تهران، ایران

(تاریخ دریافت: 29/2/92، تاریخ تصویب: 7/8/92)

چکیده

موضوع جوانان قرن نوزدهم روسیه در آثار بیشتر نویسندگان، جایگاه ویژه ای داشت. زندگی و طرز تفکر آن ها با دیگران متفاوت بود. آنان ای دهها و شیوههای متفاوتی داشتند. تسلط شان به علوم مختلـف ، توانایی در سخنوری، شعر و ادب، جنگاوری و سبک زندگی اشرافی در آن ها به خوبی نمایان بود. امـا  از سویی، با دیگر اشراف زمان خود تفاوت عمده و بزرگی داشـتند .         زنـدگی روزمـره  و پـوچ ، تجمـلات ، مجالس و محافل اشرافی، تنها احساسی که برای  آنها به ارمغان  میآورد، احساس        پـوچی،    سـردرگمی، یاس و اندوه بود. آن ها خواستار ایجاد تغییرات و تحولات عظیم در درون خود و جامعه    بودنـد.     امـا راه رسیدن به  این هدف، برای آن ها غریب و ناآشنا بود. ای دهها و آرمان های آن ها برای اطراف یـان     قابـل درک نبود و توسط جامعه و اطرافیان پس زده می شدند. از این رو، بررسی شیوه تف کـر آن هـا ، مـورد  توجـه  و اهمیت نویسندگان قرن نوزدهم واقع گشت و محور اصلی آثار  آنها قـرار گرفـت. در اصـطلاح   ادبـی روسیه به اینگونه اشراف »آدم زیادی« گفته م یشد. در این مقاله سعی خواهد شد با مقا یـسه ا یـن گونـه  ادبی در آثار پوشکین و گانچاروف، تفاوت دیدگاه ها و سبک زندگی آن ها واکاوی شود. زندگی قهرمانان هر دو داستان، گویای جهان بینی و الگوهای ذهنی هر دو نویسنده می باشد. در این راستا، سـع ی خواهـدشد با ارائه توصیفی، ظاهر و شخصیت هر دو قهرمان، خواننده با مقایسه فضای توصیف شده و سنجش موقعیت زندگی آن ها  به تفاوت ها و تمایزات آن ها پی ببرد.

واژه های کلیدی: پوشکین، آنگین، گانچاروف، آدویف، آدم زیادی.

                                                        

E-mail: bzeinali@ut.ac.ir ،021-88634500 :تلفن: 61119134-021، دورنگار ∗

E-mail:  roohangiz_gholizadeh@yahoo.com،021-88634500 :تلفن: 61119134-021، دورنگار ∗∗

مقدمه 

ادبیات روسیه در دورههای تاریخی مختلف، دستخوش تغییرات بسیاری قرار گرفت. ا یـن حوادث در آثار بیشتر نویسندگان روس که همواره نقش ناجی و مدافع حقوق عامه مـردم را بـرعهده می گرفتند، به  خوبی منعکس می شد. مشکلات عامه مردم و روابط شـان بـا طبقـه حـا کم، موضوع اصلی آثار آن ها بود. نویسندگان بنا بر ضروریات جامعـه   بـه  موضـوعات  خـاص  دوران خود می پرداختند و به کمک قلم خود که همانند سـلا حی در برابـر  حکومـت  بـود ،         مـشکلات جامعه را بیان می کردند.

قرن نوزده در ادبیات روسیه، قرن طلایی نام گرفت. نویسندگان ا یـن دوره ب یـشتر از دیگـر  دوران به مبارزه با حکومت پرداختند. جریان های تاریخی مختلفی که در این راستا شکل گرفت، سرمنشأ پیدایش بسیاری از شخصیت ها و گونه های ادبی شد.

یکی از گونه های ادبی که در آثار بیشتر نویسندگان قرن نوزدهم خلق شد، مردمی بودند که به آن ها »آدم زیادی« می گفتند. خلق این گونه ادبی با اثر »یادداشت های آدم ز یـادی« تورگنیـ ف، شکل گرفت، اما در واقع این پوشکین بود که با رمان یوگنی آنگین آدم های زیادی را به گستره ادبیات روسیه وارد کرد.

بیشتر نویسندگان قرن نوزدهم روسیه، از طبقه اشراف و دربار بودنـد  و  زنـدگی  دربـاری و قوانین حاکم بر این طبقه اجتماعی برای آن ها ملموس و آشنا بود. آن ها این سبک زندگی را نفی کرده و از زندگی پوچ و روزمره اشراف، گریزان بودند و نارضایتی از وضع موجـود را در آثـارادبی خود با خلق شخصیت ها و موقعیت های مشابه، نمایان می ساختند.

در این مقاله سعی خواهد شد، این مسئله در آثار »پوشکین« و »گانچاروف« بـر  اسـاس  دو رمان یوگنی آنگین و داستان همیشگی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

پوشکین به  عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان قرن نـوزده ، نو یـسندهای مردمـ ی بـود   کـه توانست بیشتر مشکلات جامعه را در آثار خود منعکس کند. موضوع آدم ز یـادی از موضـوعات  اصلی آثار اوست. یوگنی آنگین، نمای نـده آدم ز یـادی بـه  گونـهای  زنـدگی  اشـراف دوران قـرن  نوزدهم را منعکس می کرد.

به دنبال استقبال از این     موضـوع از            سـوی     بیـشتر خواننـدگان،  نو یـسندگان دیگـر    بـه ا یـن گونه سازی در آثار خود پرداختند. هر یک از نویسندگان قرن نوزده، قهرمان خود را  بـه     گونـهای در ردیـف گـونه ادبی »آدم زیادی« قرار می دهند. یکـی  دیگـر  از نو یـسندگانی  کـه خـالق  آثـار  برگزیدهای است و در دوران زندگی اش توانست راه پوشکین را در پیش گیرد، گانچاروف است که بارزترین قهرمان این گونه ادبی در آثار او آبلوموف است.

اما نمی توان گفت: تمام این قهرمانان  کـه  توسـط نو یـسندگان مختلـف   معرفـی شـده انـد ، یکسـانند. هر یک از آن ها علاوه بر موقعیت اجتماعی، بیانگر نظر نویسنده اثـر  و  یـا خـالق  خـودمی باشند.

قهرمان رمان داستان همیشگی آدویف، در مقایسه با یوگنی آنگین، علیرغم شباهت  بـسیار به اشراف دوران قرن نوزده، درنوع خود متفاوت است. با بررسی بیشتر این موضوع، نقاط تـشابهو تفاوت »آدویف« و »آنگین« به  خوبی آشکار می شود.

محققان ز یادی در زمینه  این موضوع فعالیت داشتند که شـاخ      ص تـرین آن هـا،  و یـساریون بلینـسکی اسـت. مجموعـه مقـالات او در 11 جلـد و مربـوط بـه سـ الهـای 1843-1846 در زمینه های مختلف ادبیات و آثار نویسندگان روسیه به چاپ رسیده است. از  بـین ایـ ن مقـالات ، مقالههای 8 و 9 مربوط به  بررسی رمان یوگنی  آنگین و شخصیت  آنگین است. دیگـر محققـاناین  حیطه: نیکلای گوگول و مقاله »چند  نکته  درباره              پوشکین«؛ پوسپلوف و مقاله یوگنی  آنگین مثل یک رمان رئالیستی« (1983)؛      سولووی و مقاله »رمـان پوشـکین یـ وگنی آنگـین« (1981)؛ شاتالوف و مقاله »قهرمان رمان پوشکین یوگنی آنگین« (1986).

بحث و بررسی

در ادبیات روسیه، فلسفه و ماهیت وجودی انسان به  عنوان یکی از مسایل اساسـ ی جامعـه ، برای اولین بار در آثار پوشکین مورد توجه قرار گرفـت . او بنیانگـذ ار ادب یـات کلاسـ یک  روسـیه است که در قرن نوزدهم، وظیفه سنگین بررسی و حل مشکل مربوط بـه  روابـط  متقابـل  جامعـه ، حکومت و مردم را بر عهده می گیرد. به  عبارت دیگر، شکل گیری شخصیت مستقل یک انـسان،تحت عنوان »آدم زیادی« در ادبیات روسیه ظهور کرد.

گونه ادبی »آدم زیادی« برای اولین بار در اثر تورگنیف یادداشـت هـا ی آدم ز یـادی (1850) نمایان می شود. این گونه ادبی توسعه پیدا می کند و در نهایت دوبرولوبوف، مجموعه »آدم  هـای زیادی«، ادبیات روسیه را به  خواننده معرفی می کند که از آنگین شروع می شـود  و  بـه آبلومـوف  ختم می شود (بویکو، پوستنوف 5).

اما اصطلاح »زیادی« همانطور که بلاگوی در مقاله خود مـی نویـسد ، توسـط   پوشـکین در نسخه اولیه یوگنی آنگین  بهکار برده شد (بلاگوی؛ مسیر هنری پوشکین).

اصطلاح »آدم زیادی« قبل از هر چیزی با اشراف قـرن  نـوزده  در ارتبـاط اسـت. پ یـدایش اینگونه افراد پیش از هر چیزی نتیجه تقابل علم حاصل از تحصیلات اروپایی و             شـرایط    زنـدگی روسیه در فرمانروایی نیکلای، پس از شکست قیام دکابریست ها رخ می دهد (لاورتسکی 517).

آنگین »آدم زیادی« است، نه به دلیل این که اشراف زمان او کاری برای انجام دادن نداشتند؛ بلکه برعکس، کار بسیاری هم بود. او »آدم زیادی« بود، چون به بخشی از اشراف تعلق داشت که نمی توانستند شرایط و اوضاع بورژوازی را پذیرا باشند (همان 520).

تحقیر کرامت انسانی، آزادی، حق و نیز بازدارندگی و سـد  پ یـشرفت بـا نگهداشـت نظـامسرواژی و سلطنت مطلقه و انزوای اجباری از فرهنگ اروپایی و پیشرفتهای آن، بـدون  آن  کـه دچار ستیزهایی دردناک شوند، مورد توجه آن ها بودند. کسی  کـه نظریـه  انـسان یت و حکومـت  مبتنی بر قانون را دریافته، نسیم  روشـنفکری و آزادی  مـدنی را  لمـس و درک  کـرده بـود ، دیگـر  نمی توانست در نظم مرده تزارها احساس سعادت کند. روشنفکران روس در آرزوی آن بودند که بتوانند واقعیت را آشکار سازند و حقیقت را بگویند، اما حقیقت سرکوب می شد و موانع سانسور را تنها از طریق خزیدن از کوره راه ها می شد، دور زد. روشنفکران روس در وجـدان  خـود ، ا یـن انگیزه را احساس می کردند که به  تحقیر، خودکامگی و فشار؛ آشکارا اعتراض کنند. اما اعتراض آشکار حتی اگر نسبت به  دسیسه های یک حاکم شهرستانی بود، در ح کـم خود کـشی محـسوب میشد.

بسیاری از روشنفکران روس، در آرزوی آن بودند که برای  رفـاه  مـردم و  ارتقـای فرهنـگ  کشور تلاش کنند و مؤثر واقع شوند. اما تحت فشار آهنین رژیم و اختناق آن، هی چگونه ام کـانی برای فعالیت شهروندان و هیچ گونه فضایی  بـرای  جلـوه دادن ابتک ارهـای سی اسـی،  اجتمـاعی و تواناییهای دیگر وجود نداشت.

بدین ترتیب بود که، با استعدادترین اشخاص قادر نبودند؛ موجودیت خـود  را بـه   نحـوی معقول در درون جامعه مطرح کنند و به  نظر خود به  صورت »آدم زیادی« و انسانی که در زمـان  مناسب متولد نشده می آمدند. برای  آنها این توفیق پیش نیامـد   کـه از طر یـق  توانمنـدی  فـردی بتوانند،  بهآگاهی از ارزش اجتماعی خود دست یابند.

حال پس از آگاهی درباره چگونگی خلق »آدم ز یـادی« و جایگـاه آن در ادب یـ ات روسـ یه، تلاش می شود تا ا یـن     موضـوع  بـر روی قهرمانـان  دو اثـر     مهـم از دو نو یـسنده معـروف ی عنـی »پوشکین« و »گانچاروف« بررسی شود.

اثری از پوشکین که این موضوع در آن بررسی می شود، یوگنی آنگین است. این اثـر ،  طـی سال های طولانی نوشته شده است و حادثه تاریخی قیام دکابریست ها بر آن بی تأثیر نبوده است. پوشکین  در ماه می سال 1823 در کشینف، (زمانی که در تبعید جنوبی به سر مـی بـرد )؛ نوشـتن این رمان را  آغاز کرد. در  این اثر، پوشکین توانست م ردم روسیه و اشراف قـرن  نـوزدهم  را بـ ا توصیف زندگی بسیاری از اقشار جامعه به تصویر درآورد. موضوع              اصـلی     رمـان،     عـشق دختـر  اربا بزاده روستایی »تاتیانا« و پسر اشراف زاده شهری »یوگنی آنگین« است.

نویسنده دیگری که  بـه  موضـوع »آدم ز یـادی« در آثـار  خـود  اشـاره   کـرده اسـت ، ا یـوان الکساندرگانچاروف (1891-1812) است. او در خانوادهای تاجر و ثروتمند در سیمبی رسـک بـه   دنیا آمده است.

رماننویس مشهور و بزرگ روسیه »گانچاروف«، در زمان حک ومـت  مـستبد  نـیکلای اول، وارد عرصه نویسندگی شد. آثار او تأثیر به سزایی در شکل گیری مکتب رئالیستی روسیه  داشـت و تا حد زیادی بر نویسندگان بزرگی همچون تولستوی، تأثیرگذار بـوده   اسـت. ارزنـده  تـرین و ماندگارترین آثار گانچاروف  سهگانه داستان همیشگی، آبلوموف و پرتگاه اند  کـه  زنـدگی مـردم  روسیه  سالهای 40  الـی 60  قـرن نـوزدهم در  آن هـا مـنع کس  شـده  اسـت. در ا یـن  رمـا نهـا ، گانچاروف سعی می کند؛ واقعیت زندگی مردم  روسـیه را از  تمـامی لحـا ظ بـ ه تـصویر ب کـشد. نویسنده سعی  می کند، تمامی جوانب زندگی را از ابعاد معنـوی، اخلاقـ ی و  اجتمـاعی  بررسـی کند.

رمان داستان هم یشگی گانچاروف، برای بار اول در چهارمین شـمار ه مجلـ ه »معاصـر «، در سال 1847 منتشر شد. ای نکه این رمان در مجله انقلابی آن زمان چاپ شده بود،             بهتـرین تبلیـ غ اجتماعی و ادبی برای آن اثر بود. گانچاروف در طول 3 سال، مشغول نوشتن این رمان بـود . در مقاله »داستان غیرعادی (1875-1878)«، گانچاروف م ینویسد: ایده رمان در سال 1844  شـکل گرفت و در سال 1845 نوشتن آن آغاز شد و در سال 1846، فقط  چند فصل  باید به  آن اضـافهمی شد. رمان داستان هم یشگی، گانچاروف را در رده نویسندگان مطرح مکتب رئالیسم قرار داد که به عقیده بلینسکی، سعی داشتند جنبههای مختلف       جامعـه را منتقدانـه مـورد     توصـیف قـرار  دهند (بلینسکی 315-316).

آنگین از قهرمانان مکتب رئالیسم ادبیات روسیه است و تأثیرات زیادی بر نویسندگان بعد از خود دارد. باختین که رمان نویسی را تنها در حیطه چند صدایی م یبیند، پوشکین را  بـا وجـود  شاعر بودن، یک رمان نویس می داند و  مثالهای زیادی را ذکر می کند که چگونـه  در دل روا یـت تزو  آنتیتز هگلی، شکل می گیرد. پوشکین را باید اولین آغازگر روسی نو یـسی و  پـا بـه  عرصـه گذاشتن  شخـصیت  هـای روسـی در ادب یـات دانـست ، شخـص  یت هـایی  کـه  هـر چنـد  بـ ه  قـولداستایوفسکسی، مسئلهای فرا مرزی دارند، اما ویژگی هـای  ملـت  روس در آن هـا  نما یـان اسـت (فاتحی 1-2 ).

یوگنی آنگین، جوان زمین دار و کتابخوانی است  کـه بـ ه دیگـر   زمـین داران و  همـسایگانششباهتی ندارد و معتقد است اشراف باید صاحب زمین باشند (از عقاید خود پوشکین که نیم قرن بعد در روسیه به وقوع پیوست) (همان).

یوگنی آنگین، نماینده جوانان اشراف قرن نوزدهم بود، که درسال های20 شکل گرفتند. او در خانوادهای ثروتمند متولد و بزرگ شد. همانطور که در آن زمان عرف بود، او در خانه و تحت نظر مربیان خارجی، از جمله معلم فرانسوی تربیت شده بود. قهرمان داسـتان ، نماینـد ه  جوانـانی بود، که آن ها را »نسل طلایی« می نامیدند. آن ها بسیار توانمند و باهوش بودند، اما مشخصه اصلی آن ها زندگی شاد و به  دور از فعالیت بود. گردش در بلوار نفسکی، شرکت در مجالس رقـص  و باله، کارهایی بودند که مختص جوانان آن زمان بود. علیرغم        تمـامی ا یـن عـادت  هـا و     سـنتهـا  یوگنی آنگین در بین نسل طلایی آن دوره به سبب هوش و استعداد    بـالای خـود  و همچنـ ین بـه   دلیل داشتن دیدگاه انتقادی نسبت به زندگی اشراف، متمایز بود.

ویساریون بلینسکی، آدویف را؛ رمانتیک سه گانه می نامد. رمانتیک از لحاظ ذات و سرشت، رمانتیک از لحاظ تربیت و رمانتیک بر اساس شرایط زندگی. »آدویف« با نیت و هدف فدا کردن خود در راه آرمان های ملت روستای خود، گراچی1 را ترک و به  مرکز هی جانـات  زنـدگی ی عنـی سن پترزبورگ عزیمت می کند.

رمانتیک های حقیقی، رفتاری به غیر از این دارند. آن هـا  از  شـهرهای خفقـان  زده فرارینـد ، منزوی می شوند و در ذهن خود دنیای دیگری می سازند. »الکساندر آدویف« برخلاف این افـراد  است. او م یخواهد وارد جامعه شود و حتی خدمتی را نیز ارائه دهد. ا یـن  خـصلتی غیر عـادی و غیرطبیعی است که در نهاد قهرمان داستان قرار دارد و برخلاف خصلت هایی است که در جوانان اشراف سال های 30 و 40 قرن نوزدهم روسیه به چشم م یخورد (شبلیکین 75).

بر عکس قهرمان گانچاروف، قهرمان پوشکین یوگنی آنگین از زندگی  شـهری  بـه زنـدگی روستایی پنـاه مـ یبـرد .  یـاس و ناام یـدی شـهر  گری بـانگیر او مـ  یشـود . از  دوسـتان و  آشـنایان، جذاب یتهای ظاهری دنیای اشراف، خسته می شود، به  نویسندگی روی می آورد و انـدکی بعـد از ای نکار دست می کشد. بعدها  به مطالعه علاقه پیدا کرد، ولی این حـس  ن یـز بـه زودی  فـروکش

                                                        

1- روستایی در منطقه آرلوف.

کرد. او قصد عزیمت به خارج را می کند، اما پس از دفن پدرش و تقسیم اموال و داراییهای اودر ماه می سال 1820 به  روستای عمویش سفر می کند (بایفسکی 120).

او در روستا، همسایه جدیدی به نام لنسکی  پیـ دا مـی کنـد ،  کـه بـه  خـاطر  شـباهت  هـایاولیه شان، با هم صمیمی م ی شوند و به خانهای مـ یرونـد   کـه اولگـا ، نـامزد     لنـسکی همـراه  بـا  خواهرش تاتیانا – اولین اسم روسی در ادبیات روسیه- در آنجا زندگی می کنند. اما بـه         تـدریج، تفاوت های شخصیتی در آن دو پدیدار می شود و لنسکی احساساتی و دلداده در مقابـل   یـوگنی آنگین به ظاهر منطقی قرار می گیرد (فاتحی 1).

در رمان داستان همیشگی تقابل روستا و شهر با تفاوت  جهانبی نیها،  سـبک ترب یـت  افـراد در محیط روستایی بر اساس قوان ین زندگی شهری دیده م  یشوند. »آدویف« در  روسـتای محـلزندگی خود، اربابی جوان است که به واسطه  ویژگیهای ظاهری خود نه تنها فردی متـشخص ، بلکه جزء معدود افراد آنجا بود. زندگی در این فضا، به این جوان زیبا، تحصیلکرده و متفکر  القـاء  میکند که او در این دنیا یکتا و بی همتا است (گانچاروف 9).

در طول رمان، آدویف چندین بار از شهر به روستا و از روستا به شهر، نقل مکان می کند و هر بار در موقعیتهای مختلف قرار می گیرد. زندگی اربابی و خانه اشرافی او در این روستا، آن را به یک روستای ای دهال تبدیل م یکند که یکبار برای همیشه از نظام فئودالی جدا شده است، اما پترزبورگ، همانند شهری اروپایی با مشخصات منحصربه  فرد در  جامعـه  بـورژوازی  روسـیه بـه   تصویر کشیده شده است (بلینسکی 352).

یوگنی آنگین در ابتدای رمان؛ دارای شخصیت سردرگم و بی هدفی اسـت . م کـان         زنـدگی خود را از شهر به روستا تغییر می دهد، اما زندگی              روسـتایی ن یـز      جوابگـوی روح جـستجوگر  و سرگردان او           نمیشود. حتی دوستی با لنسکی جوان، نیز نمی تواند او را آرام کند. او در جستجوی هدف خود  به هر ریسمانی چنگ م یزند اما چیزی در وجود او دگرگون           نمیشود. یوگنی آنگـ ین در زندگی، در موقعیت های مختلفی قرار م یگیرد. عشق به  تاتیانا، یکی از موضوعات اصلی این اثر است که در دو مرحله توصیف می شود. یوگنی آنگین  به عنوان نماینده جوانان اشـراف    قـرن نـوزدهـم روسیه،          نمیتواند عاشق زنی شود که دلـداده اوسـت . او      بـار اول،  عـشق تاتیانـا  را رد می کند.

داستایفسکی در این زمینه با نظر بلینسکی مبنی بر ا ینکه یوگنی آنگین مانند  انـسانی  اسـتکه نمی داند در شرایط متناقض جامعه چگونه رفتار کند و به همین دل یـل  بـه فـردی خودخـواه  ویک گـونه ادبـی تراژیک تبدیل م یشود، موافق است. او می گو یـد:  یـوگنی آنگـ ین از ا یـن رنـج مـی برد که  نمیداند چکار کند، حتی  نمیداند به چه چیزی احترام بگذارد. هـر  چنـد  بـه  خـوبیمی داند که در دنیا چیزهایی وجود دارند که باید به آن ها احترام گذاشـت و  عاشـق  آن هـا  بـود . درفرمولی که بلینسکی در مورد یوگنی آنگین ارائه مـ ی دهـد ، او رنجـور  و خودخـواه اسـت . نظـر داستایوفسکی در این باره فراتر نیز م یرود. داستایفسکی معتقد است، آنگین به انسان خودخواهی تبدیل می شود که  به حال خود می خندد. چرا که حتی  نمـی توانـد  خودخـواه  نیـ ز باشـد . اگـر  او خودخواه می بود، به آرامش می رسید (داستایوفسکی 101-102).

داستـان با وجـود صحنههای رقیـق و عاشقانه که از عشق تاتیانا  بـه  یـوگنی آنگـ ین  خبــر می دهد، آرام آرام از شخصیت ها و احساسات رمانتیک خارج می شود و یوگنی آنگین و تاتیانا را به عرصه رئالیسم تلخی می کشاند. یوگنی آنگین که عـشق  تاتیانـا  را رد  مـی کنـد ، در دوئلـ ی بـا  لنسکی بر سر اولگا، لنسکی را از پا در مـ ی آورد و از آن شـهر مـی رود.  یـوگنی آنگـ ین در آخـررمـان، وقتـی تاتیانا را م یبیند که با پرنسی ازدواج کرده و بـا   مـستخدمینش در  آسـایش  زنـدگی  میکند. به پای او می افتد و طلب عشق می کند تا من دیگری بودلری- کلانی- فرویدی به  ظهور برسد. رمان  در لحظ ه به خاک افتادن  یوگنی آنگ ین و رد شدن عشقش توسـط تاتیانـا بـه پا یـان می رسد (فاتحی 1).

جنبههای مثبت و منفی یوگنی آنگین از دیدگاه بلینسکی، نتیجه        شـرایط    حـاکم بـر  جامعـهاست. او در مورد آن ها اینگونه می نویسد: عدم فعالیت و خفقان جامعه او را آزار می دهـد . او بـه  درستی نمی داند که چه چیزی م یخواهد و از چه چیزی بیزار    اسـت. بلی           نـسکی    لقـب              خودخـواه رنجور را به یوگنی آنگین نسبت م یدهد. منتقد، قهرمان را مؤاخذه نمی کند، بلکه بطور مـستقیماو را در برابر نظرات دیگران ایمن می دارد. به وضوح دیده م یشود که بلینسکی اعتراف می ک    نـد، یوگنی آنگین در نتیجه عشق به  تاتیانا دگرگون می شود. منظور او، نامه یوگنی آنگـ ین بـه تاتیانـااست که در آن یوگنی آنگین اعتراف می کند، خالصانه عاشق اوست و در صحبت های او اثری از زندگی اشرافی به چشم نمی خورد (میلاخ 423).

گانچاروف به  شخص    یتهای  تاتیانا و اولگا توجه ویژهای داشت  و آنها را نماینده دو قشراز زنان روسیه  م یدید. یکی از آن ها  بیشک، جنبه مثبت جامعـه و  تیپ ـی اسـت کـه ماننـد مـومویژگی های جامعه را به خود م ی گیرد. دومین گونه شخص یتی با ویژگیهای درک و هضم دنیای اطراف آزاد، مستقل و خودمختار           است. قهرمانان پوش کین، تات یانا و اولگا بیـ شتر از دیگـر افـرادمطابق شرایط و ویژگی های جامعه بودند (گانچاروف، 1955، 77-78).

در ابتدا ی رمان داستان هم یشگی، زمانی که آدو یـ ف در روسـتا زنـدگی مـی کـ رد، عاشـق

دختری به  نام سوف یا بود اما به مرور زمان و با تصمیم گرفتن برای عزیمت به پترزبورگ، عـشقاو را حقیر دیده و به فراموشی می سپارد.

امـا در ادامـه، داس ـتان روال دیگری م ی گیرد. قهرمان داسـتان، عاشـق نـادژ دا لوب یتـ سکایمی شود. کار و فعالیت خود را فراموش کرده و می خواهد با او ازدواج کند؛ امـا خیانـت  نـادژ دا لوبیتسکایا، آدویف را مأیوس می کند. او دچار یأس شده است و پیشرفت درشغل و حرفه برای او دیگر مفهومی ندارد. این روال تا پایان رمان ادامـه مـی یابـد. آدویـ ف سـردرگم و شکـ ست خورده به روستا برمی گردد و در آنجا زندگی عادی را در پیش می گیرد (بلینسکی 342).

آدویف از نظر جامعه و بر اساس زندگی اجتماعی شخصیتی رمانتیک است. اما بسیاری از منتقدان مکتب رمانتیسم زمان گانچاروف، بر این باور بودند که هر چنـد او در ظـاهر شخـصیتی با و یژگی های رمانت یک دارد اما بر خلاف آنها  دارای شخص یتی عم یق و چند لایـ ه اسـت  (مـا ن 248).

آدویف نمی توانست مسیر زندگی خود را پیدا کند؛ هر چنـد  در ابتـدا ،  زنـدگی  خـود را از جهشی بزرگ  به سوی پیشرفت و آینده ای بهتر آغاز کرد. وفاداری به  اطرافیان و به خـصو ص در عشق و عاشقی از خصلت های او بود. اما در پایان رمان، او به شخصیتی، مشغول به کار و فعال یـت تبدیل شده و این اوج دگرگونی و تغییرات در زندگی او بود (شبلیکین 77).

خواننده تصور می کند کـ ه رمـان داسـتان  همیـ شگی بـا بلا تکلی فـی شـخص روسـتایی در پایتخت  به پایان م ی رسد. او از تلاش و تکاپو  برای زندگ ی دسـت مـی کـ شد و بـه  ولنگـاری  وبیهودگی دچار می شود، ول ی ناگهان داستان روال دیگری م ی یابد. نیرویـی شـگرف در او بیـدار شده، در روستا مشغول به کار  م یشود و پس از آن بار دیگر به پترزبورگ بر م ی گـردد. روح یـه  مبارزهگر،  پیشرفت در کار جد ید و ازدواج بر اساس منطق نتیجه دگرگـونی اوسـت (بلی نـسکی 342).

تـا اینجـای کـار آدویـف و آنگین در بسیـاری از مـوارد،  بـسیـار  شـبیه هـم انـد . آن هـا  از عشقهای حقیقی، فراری و گریزانند و به افرادی دل می بندند که هیچ گونه  احـساسی نـسبت    بـه  آنها ندارند. شاید علت این که آن ها همواره در تنهایی به سر م یبرند، همین مسئله  باشـد. عـشق  در نظر و تصور آن ها پدیدهای دست نیافتنی و مبهم است.

بزرگترین و آشکارترین کمبود رمان داستان همیشگی از نظر بلی نـسکی، ا یـن  اسـت  کـه درپایان رمان؛ ماهیت اصلی شخصیت آدویف جـوان  از  بـین مـ  یرود. قهرمـان   رمـان  طبـق اظهـار بلینسکی با چیزی که در ابتدای رمان توصیف شده، متفاوت است. چهره و شخصیت او تصنعیاست. خصلت آدم رمانتیک در ذات و سرشت او بود. اینگونه افراد هیچگاه به شخصیت مثبتـ یدست نمی یابند. نویسنده بهتر بود او را به خاطر تنبلی و بی هدفی در روستا از بین مـی بـرد ، تـا ای نکه مجبورش کند به  پترزبورگ رفته و صـاحب  شـغل  خـوب   شـده و بـا  دختـر     ثروتمنـدیازدواج کند. طبی عیتر آن بود کـ ه او را              انـسانی سکتار یـست1 یـا      فرقـهگـرا             معرفـی کنـد ،       ولـی مطلوب تر از همه آن بود که او را به اسـلاویانوفیل2 تبدیل کنـد . در آن زمـان  بـود کـه قهرمـان  داستان تبدیل به شخصیتی رمانتیک م ی شد و هیچ وقت کسی شک نمی کرد  کـه         چنـین     افـرادی وجود ندارند (بلینسکی 321).

نویسنده، پایان داستان را خیلی تغییر  نمیدهد و آن را مانند یک نویسنده واقع گرا به پایان می رساند. اما، فکر این که چرا زندگی مردم روسیه اینگونه به پایان می رسد؛ ذهن او را به  خـود  مشغول می داشت. در رمان جدیدش آبلوموف، آن گونه که گانچاروف به  این موضوع پرداخـت ، این بار نیز نویسنده مجبور شد، بر روی شیوه تفکر قبلی متوقف شود (شبلیکین 78).

گانچاروف دریافت که پترزبورگ – بـه  عنـوان پا یتخـت – بـا  شهرسـتان  و بـه خـصوص  روستا، دارای دو فرهنگ اجتماعی کاملاً متفاوت است، دو دنیای متفـاوت  و همزمـان  بـا  آن، دو موقعیت تاریخی مجزا. زمانی که »آدویف« از روستا به شهر نقل مکان می کند، از یک موقع یـت اجتماعی به موقعیت دیگری می رسد و شخصیت و افکار او در این نظام جدید، به طـور کلـیغیرمنتظره و جدید است (گانچاروف 9).

مهمترین شباهت موقعیت های توصیف شده در آثار داستان هم یشگی و  یوگنی آنگـین، در این است که در هر دو اثر، قهرمانان؛ شخصیت هایی باتجربه و پختـه ا نـد کـ ه ا یـده هـای مکتـب  رمانتیسم برای آن ها بی مفهوم است. بلینسکی شباهت آدویف و لنسکی را دریافتـه  بـود . در ایـنجا شخصیت آدویف، از بین رفتن ای ده آلهای مکتب رمانتیسم، به عنوان جهان بینی منسوخ شده را می دید که نسل جوان را از واقعیت های زندگی دور می کند.

گرسن (هرتسن)3  مینویسد: شخصیت یوگنی  آنگین به قدری ملی و           مردمـی بـود   کـه در تمامی رمان ها و داستا نهایی که در ادبیات روسیه مشهور م یشدند، به چشم مـ ی خـورد . نـه   بـه  دلیل این که آنها قصد داشتند از او تقلید کنند؛ بلکه به دلیل آن  کـه او را در همـه  جـا ، در              نـزد

                                                        

  • پیرو مکتبی که از کلیسا و مذهب جدا شده است.
  • جریان ادبی و فلسفی- مذهبی در جامعه روسیه، که در سال های 40 قـرن نـوزدهم شـکل گرفتـه اسـت و بـراستقلال روسیه و  تفاوتهایش با غرب استوار است.
  • تلفظ فارسی نام گرسن، به همین شکل است و هرتسن تلفظ انگلیسی این نام است.

خود و در درون خود می یافتند (گرسن 204).

گانچاروف علیرغم این که، روح نویسنده رمان یوگنی آنگ ین را درک  کـرده بـود ، قهرمـان خود را به سبک خویش پروارنده است. نویسنده رمانتیسم به استثنائات موجود در جامعه توجهنکرد؛ بلکه به اصل و ریشه مسائلی که افرادی مثل آبلوموف را پدید آورده اند، توجه  کـرد. امـا  ارتباط این دو قهرمان برتر »آدم زیادی« و »آدم های غیر زیادی« ناگسستنی اسـت . چـرا   کـه هـر  دوی آن ها بر روی یک درخت سرنوشت به بار نشسته اند (همان).

 

آن چه در متفاوت شدن این قهرمانان نقش داشت:

  • معلمان و تربیت
  • میراث پدران و مادران
  • عشق و چگونگی پاس خگویی به این احساس
  • میزان علاقه به مجالس و بزم های اشرافی

و شرایط محل زندگی؛ که منجر به تحولات درونی در پایان داستان و سرانجامی متفاوت.

نتیجه

نویسندگان قرن نوزدهم ادبیات روسیه، جایگاه ویژهای در  ادب یـات آن  کـشور دارنـد . هـر  کدام از آنها به موضوع خاصی پرداخته اند. مشکلات و معضلات جامعه به خوبی در آثار آنها منعکس شده  است. هنر و آثار این نویسندگان، مجموعه »آدم های زیادی« را پدید آورده اند  کـه قهرمانانی همچون »آنگین«، »پیچورین«، »رودین«، »آبلومـوف «، »آدو یـف«، »       راسـکولنیکوف« و غیره در زمره این افرادند. اما آنچه که  بیشتر از همه در این قهرمانان  به چشم  م یخورد، منحصر به فرد بودن و متفاوت بودن هر یک ازآنها است. در عین حال تمام ی آنها به گونهای  نمای     نـده جوانان قرن نوزدهم بودند. نویسندگانی که به موضوع »آدم زیادی« پرداختند، افرادی بودنـد   کـه خـود متعـلق بـه قشـر دربار بودند. زندگ ی اشرافی، قوانین حاکم بـر  اینگونـه  محافـل ، ظلـم  و ستمهای حاکم بر رعایا،     بـرای آن هـا          آشـنا و ملمـوس  بـود .        بنـابراین  نـشان دادن ضـعف هـا  و مشکلات این جوامع برای آن ها آسان بود و هر کدام از این نویسندگان، سهم به سزایی در رفع این مشکلات بر عهده داشتند. پوشکین به واسطه قهرمان خود یوگنی آنگین به زیبایی            توانـستچهره اشراف شهرنشین قرن نوزده روسیه را              نشان دهد. افرادی که در جامعه              تحـت     عنـوان آدمزیادی بودند و جامعه توانایی درک آنها را نداشت. افرادی که زندگی شهری برای آن هـا فقـط یأس و ناامیدی به بار آورد. آنها نمی توانستند جایگاه اجتماعی خود را پیدا کنند؛ بـه  ناچـار ازآن محیط دور م ی شدند و اغلب به جاهای آرام و  ساکت پناه مـی بردنـد  تـا   سـکوت و آرامـش طبیعت مرهمی بر دل آشفته و پرتلاطم آن ها باشد.  امـا        حتـی طبیعـت  ن یـز  نمـی توانـست  روح سرکش و جستجوگر آنها را التیام بخشد. آنها از مردم دور  م یشدند و در پی یافتن آرمانهای خود به      سرنوشت های مختلف دچار می شدند.    قهرمـان  پوشـکین،              بعـد از    سـال هـا              جـستجو و ریاضت، به آرامش م ی رسد و با پیوستن به گروه دکابریست ها به هدف خـود  نائـل مـی شـود  و بدین گونه روح    مبارزهگر خود را تسکین م ی دهد. در مقابل این شخصیت قهرمان رمـان  داسـتانهمیشگی گانچاروف، آدویف قرار دارد. او در ابتدا انسانی شاد و سرزنده است که در           روسـتایی دور زندگی م ی کند. آرامش و سکوت روستا او را به تفکر فرو م  یبرد که          هـدف از              آفـرینش او چیست؟ تنها جوابی که او در ذهن خود پیدا می کند، این است که انسان باید تـلاش  و فعال یـت کند و زندگی توقف و ایستادن در نقطه سکون نیست. او زندگی پرهیاهوی  شهر را  بـه آرامـش  روستا ترجیح داده و به پترزبـورگ مـی رود. امـا  بـا  درک ا یـن  کـه در       زنـدگی    ماشـینی  شـهری آرمان های او برای افراد شهرنشین جز خنده و          حرفهای توخالی چ یـز دی    گـری نیـست ، دچـاریأس و ناامیدی می شود و آرما نها و            جهان بینی             خـود را از دسـت مـی          دهـد.      زنـدگی بـا تمـام زیبایی ها برای او اندوهگین و خسته کننده به نظر م یرسد. او عشق و عاشقی را از یاد  مـی بـرد ، چرا که تجربههای تلخ  اثر ناخوشایندی بر او بر  جای گذاشت.  بـدین ترتیـ ب او بـار  دیگـر   بـه  روستا باز می گردد ولی باز هم          نمیتواند، خود را آرام سازد. پس تصمیم می گیرد، شیوه زندگی و نحوه تفکر خود را تغیـیر دهـد. در نهایت این ظاهرسازی، ریا، عـشق          مـادی و … اسـت کـهجای ایدهها و تفکرات روشن او را می گیرند.

Bibliography

Bayevski, V. S. (1983). “Vremya v Yevgeni Onegine” “. (Time in Eugene Onegin).

Leningrad publication. Leningrad.

Belinski, V. Gh. (1956). “Sbornik sochineniy, 10 tom“. (Set of Literal Works, vol.10).

Moscow.

Blagoi, D. D. (1967). “Tvorcheskiy poot Pushkina (1826-1830).” (Pushkin’s Artistic

Path (1826-1830).). Moscow: “Sovetskiy pisatel” publication

Boyko,V.A. Postenov,O.G. (2007). “Lichnost I traditsiya: opit preodolevaniya problemi

“lishnego cheloveka” v russkoy literature 19 veka”. (Character and Tradition, Removing the Superfluous man in 19th literature of Russia). Criticism and Semiotics publication, Novosibirsk-Moscow.

Dostoyevsky, F. M. (1930). “Sbornik sochineniy, 13 tom“. (Set of Literal Works, vol.13). Moscow.

Fatehi, Mehdi. (2010). “Honare adabiyat va sinema, Pooshkin aghazgare revayate roosi. (Literature and Cinema History, “Pushkin The Pioneer of Russian

Narration”). Gertsen, A. I., vol.7.

Goncharov, I. A. (1952). “Sbornik sochineniy v 8-mi tomakh, tom 1. (Set of Works in 8 volumes, vol. 1). Moscow.

—. (1952). “Sbornik sochineniy v 8-mi tomakh, tom 8. (Set of Works in 8 volumes, vol. 8). Moscow.

Lavreskiy. A. (1989). “Stat’ya Lishniye ludi”. Iz sayta feb-web.ru. (Essay “Superfluous man”).

Mann,U. V. (1969). “Filosofiya I poyetika Naturalnoy shkoli” “. (Philosophy and Poem, Naturalism School). Moscow.

Milakh, B. S. (1966). “Evgeniy Onegin“. (Eugene Onegin). Moscow: Nauka publication Primchanie, 315-136

Sheblikin, A. P. (1998). “Neobiknovennoye v romane I.A.Goncharova Obiknovennaya istoriya” “. (Unusual in a novel by Ivan Goncharov “Ordinary Story). Ulyanovsk:

“Pechatniy dvor” publications.