سرمایه در گردش بر حاشیه سود شرکت¬های تولیدی در بورس


– اهداف اندازه­گیری سرمایه فکری

با بررسی بیش از ۷۰۰ مقاله در زمینه اندازه­گیری سرمایه فکری مار و همکارانش (۲۰۰۳) نشان دادند که ۵ هدف کلی برای اندازه­گیری سرمایه فکری وجود دارد:

  1. برای کمک به سازمان­ها در جهت فرموله کردن استراتژی­هایشان،
  2. برای ارزیابی نحوه اجرای استراتژی­ها،
  3. کمک به گسترش و تنوع تصمیم­گیری­های شرکت،
  4. کمک به ارتباط طرح­های بازپرداخت و پاداش­های مدیران جهت ارزیابی­های غیر مالی سرمایه فکری،
  5. جهت ایجاد رابطه با سهامداران خارج از شرکت که سرمایه فکری را در اختیار دارند.

سه هدف اول از این مجموعه، به تصمیم­گیری­های داخلی مربوط می­شوند و هدف از آن­ها حداکثر کردن عملکرد عملیاتی شرکت­ها، برای ایجاد درآمد از طریق حداقل هزینه و بهبود مستمر در روابط با مشتریان و تأمین­کنندگان و سهم بازار است. مورد چهارم به ایجاد انگیزه­های اجرایی مربوط می­شود و هدف پنجم به ایجاد انگیزه برای سهامداران خارج از سازمان اشاره ­می­کند. تحقیقات مختلف نشان داده­اند که اندازه­گیری سرمایه فکری، هم برای حاکمیت مؤثر داخلی و هم برای روابط موفق با افراد خارج از سازمان، ضروری و سودمند است. کاملاً واضح است که اگر هدف اولیه شرکت­های انتفاعی، مدیریت مؤثر و کارآمد جریان­های نقدی آتی باشد، پس برای آن­ها مدیریت محرک­های نهایی این جریان­های نقدی یعنی همان دارایی­های نامشهود نیز ضروری است؛ زیرا شما آنچه را که نمی­توانید اندازه­گیری کنید، چطور می­توانید مدیریت کنید؟ به همین خاطر اندازه­گیری سرمایه فکری و به طور کلی دارایی­های نامشهود بسیار با اهمیت است (تالوکدار، ۲۰۰۸).

۲-۹- مزایا و معایب روش­های اندازه­گیری سرمایه فکری

طبیعتاً هر کدام از روش­ها مزایا و معایب خاص خود را خواهند داشت. روش­های بازده دارایی­ها و مدل­های مبتنی بر ارزشیابی بازار بیشتر در موقعیت­هایی چون ادغام دو شرکت و در بازار سهام مورد استفاده قرار می­گیرند. از طرف دیگر با توجه به تنگناهای موجود در بیان سرمایه فکری در قالب مفاهیم پولی، نتایج حاصل از آن­ها اغلب سطحی خواهد بود. هم­چنین بسیاری از این مدل­ها خصوصاً مدل­های مبتنی بر ارزشیابی بازار برای سازمان­های غیرانتفاعی و بخش­های داخلی سازمان­ها و … قابل استفاده نیستند. از جمله مزایای مدل­های مستقیم سرمایه فکری و مدل­های کارت امتیازی این است که این روش­ها قادرند تصویر جامع­تری از شرایط جاری و کارایی سازمان نسبت به مدل­های با رویکردهای مالی ارائه دهند؛ در سازمان­های غیرانتفاعی و دولتی نیز قابل کاربرد هستند.­ اما از معایب آن­ها این است که باید مطابق مشخصات هر سازمان برای آن طراحی گردند و این امکان مقایسه دو یا چند سازمان را با مشکل مواجه می­سازد (خاوندکار و همکاران، ۱۳۸۸).

۲-۱۰- مدل­های متداول اندازه­گیری سرمایه فکری

علاقه به مدیریت سرمایه فکری، باعث گسترش روش­های مختلف ارزشیابی برای آن شده است. چندین گروه اصلی از روش­های ارزشیابی سرمایه فکری وجود دارند که می­توانند به منظور تعیین ارزش این دارایی­ها به کار گرفته شوند. بعضی از این روش­ها، روش­هایی هستند که صرفاً برای استفاده در خود شرکت­ها طراحی شده­اند و یک روش کلی و جهانی نیستند، اما با این حال هنوز وجود دارند و مبنایی برای ایجاد روش­های جدید هستند. در ادامه مدل­های متداول سرمایه فکری را که برای اندازه­گیری سرمایه فکری بکار می­روند را توضیح می­دهیم.

مدل­های زیر، مدل­هایی هستند که برای شناخت و اندازه­گیری سرمایه فکری به کار می­روند:

  1. مدل کارت امتیازی متوازن[۱]
  2. مدل اسکاندیا نویگیتور[۲]
  3. مدل جدول سرمایه فکری[۳]
  4. مدل تکنولوژی بروکر
  5. مدل راهنمای دارایی­های نامشهود[۴]
  6. الگوی ارزش افزوده اقتصادی.

۲-۱۰-۱- مدل کارت امتیازی متوازن کاپلان و نورتون

این روش که توسط کاپلان و نورتون توسعه داده شد، سعی می­کند اهداف بلند­مدت و کوتاه­مدت، اندازه­های مالی و غیر مالی، شاخص­های پیشرو و پسرو و نیز جنبه­های داخلی و خارجی سازمان را متعادل نماید. به­ طور کلی چهار منظر مشتری، مالی، فرآیندهای داخلی و نیز یادگیری و رشد جهت ترجمه سطوح بالای استراتژی به معیارهای واقعی بکار گرفته می­شوند و همراه با هر منظر، اهداف، شاخص­ها، معیارها، و مقدمات مورد نیاز فهرست می­گردند. هم­چنین ارتباط مابین هریک از این جنبه­های چهارگانه می­باید ملاحظه گردد. در مقایسه با اندازه­های حسابداری سنتی، کارت امتیازی متوازن کانون توجه را از سوی شاخص­های مالی خالص به نحوی تغییر داده است که سه اندازه کلیدی موفقیت غیر­ملموس را در برگیرند. این­ها تقریباً معادل با سه بخش سرمایه فکری هستند که سرمایه انسانی (دانش و تجربه افراد)، سرمایه ساختاری (دانش نهفته در سیستم­ها و فرآیندهای سازمان) و سرمایه مشتری (ارتباطات مشتری) نام دارند. بر این اساس جنبه­های یاد شده می­توانند به طور مناسب جهت ارزیابی شرایط موجود مدیریت دانش و ارزیابی آن تطبیق داده شوند. اگرچه بکارگیری روش “کارت امتیازی متوازن” از روش”گسترش تابع کیفیت” مشکل­تر می­باشد، ولی نتایج حاصله از آن بسیار متعادل­تر می­باشد (باس، ۲۰۰۴).

[۱]. The Balenced Score Card

[۲]. Skandias Navigator

[۳]. Intellectual Capital Serviceds IC-Index

[۴]. Sveibys The Intangible Asset Monitor (IAM)

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه

متن کامل