زایمان، افسردگی، تحصیلات، نوزاد، زنان، همسر، حاملگی، افسردگي، زناشویی، بارداری

بودن حاملگی و نوع زایمان ارتباطی مشاهده نکرد .
در پژوهش سالاری و همکاران درسال1388 با عنوان بررسی ارتباط خستگی مادر با افسردگی پس از زایمان ، رابطه معنی داری میان سن مادر ، تحصیلات همسر ، وضع مسکن ، داشتن مرخصی استعلاجی و استراحت در منزل طی حاملگی ، اختلال خواب در سه ماهه آخر حاملگی ، نگرانی در مورد بهم خوردن تناسب اندام ، نوع زایمان(طبیعی و سزارین) فشار شدید از روی شکم حین زایمان، برش میان دوراه ، رفتارنوزاد آرام، معمولی و بی قرار با افسردگی پس از زایمان مشاهده شد .اما این رابطه با تحصیلات مادر ، شغل مادر و همسر ، میزان درآمد ماهانه ی خانواده ، تعداد حاملگی ، سابقه ملال پیش از قاعدگی ، بی خوابی طی زایمان ، طول مدت زایمان و جنس نوزاد معنی دار نبود .همچنین بین متغیر های عزت نفس ، حمایت اجتماعی و کیفیت روابط با همسر با افسردگی پس از زایمان رابطه آماری معنی داری وجود نداشت.
کبری لشکری پور و همکاران درمقاله پژوهشی خود با عنوان بررسی افسردگی پس از زایمان و عوامل مرتبط با آن: ارزیابی 4.5 ماهه درسال1390 به نتایجی دست یافته اند که نشان میدهد بین متغیر های متعددی مثل سن مادر ، تحصیلات مادر، نوع زایمان ، جنسیت نوزاد از دید پدر و مادر، سابقه ی افسردگی و سابقه ی مصرف داروهای روانپزشکی و افسردگی، ارتباط معنی دار مشاهده گردید .همچنین در این مطالعه متغیر های دیگری مثل خواسته یا نا خواسته بودن حاملگی، سابقه ی مرگ قبلی نوزاد ، شغل مادر، تعداد فرزندان ، سابقه ی سقط و نخست زا یا چند زا بودن مادر و نوع تغذیه ی نوزاد نیز مورد ارزیابی قرار گرفت و بین شیوع افسردگی با متغیرهای ذکر شده ارتباط معنی داری مشاهده نشده است.
لاله حسینی شهیدی و همکاران درگناباد که به مقایسه افسردگی در حاملگی های خواسته و ناخواسته پرداخته اند به این نتیجه دست یافتند که میانگین نمره افسردگی زنانی که اصلا قصد حاملگی نداشته اند بیشتر از زمانی بوده است که فعلا تمایلی به حاملگی نداشته اند. همچنین میانگین نمره افسردگی زنانی که همسران آنان از حاملگی اخیر رضایت نداشته اند بیشتر از زنانی بوده که حاملگی آنها با رضایت همسران آنها همراه بوده است. مقایسه میانگین نمره افسردگی در دو گروه با وضعیت شغلی نشان داد که زنان شاغل میزان افسردگی بیشتری را نسبت به زنان خانه دار تجربه نموده اند این در حالی است که میانگین نمره افسردگی با مواردی نظیر طبقه اجتماعی، تحصیلات مادر ، تعداد فرزندان زنده و زیر5 سال ، فاصله بین حاملگی قبلی و فعلی در دو گروه اختلاف آماری معنی داری را نشان نداد.
کیانی وهمکاران(1387) در مطالعهای با عنوان تاثیر متغیرهای دموگرافیک بر رضایت زناشویی و افسردگی پس از زایمان در زنان شهرستان آستارا به نتایجی دست یافت ، یافته ها در پژوهش او نشان داد که بین میزان تحصیلات ومیانگین نمره افسردگی پس از زایمان ارتباط معنی داری وجود نداردو هرچه تحصیلات بالاتر باشد نمره رضایت زناشویی فرد افزایش می یابد.علاوه براین دیده شد که هرچه سن فرد افزایش می یابد نمره رضایت زناشویی کاهش می یابد. همچنین در این پژوهش بین وضعیت اشتغال همسران مورد مطالعه با میانگین نمره رضایت از زناشویی و میانگین نمره افسردگی ارتباط معنی داری وجود دارد اما این درمورد اشتغال خود زنان صادق نبود و ارتباط معنی داری وجود نداشت. دراین پژوهش آمده است که بین میانگین نمره رضایت زناشویی و افسردگی پس از زایمان با وضعیت درآمد فرد ارتباط معنی داری وجود دارد همچنین بین میانگین نمره رضایت زناشویی با تحصیلات همسر رابطه معنی داری وجود دارد که این رابطه بین میانگین نمره افسردگی پس از زایمان وجود نداشت.
مطالعه فریده اخلاقی و همکاران ، با عنوان رابطه ی افسردگی ، اضطراب ، عزت نفس ، رضایت زناشویی و عوامل جمعیت شناختی با ترس از زایمان در زنان نخست زا در تابستان 89 ارتباط معنی داری را بین افسردگی و سطح تحصیلات همسر ، عدم رضایت از ازدواج و عدم برخورداری از حمایت اجتماعی نشان داد ولی بین افسردگی و سن بیمار ، سن ازدواج ، وضعیت اشتغال زنان ، سطح تحصیلات زنان ، نوع زایمان ، تعداد حاملگی ، جنس نوزاد ، وضعیت اقتصادی اجتماعی ارتباط معنی داری وجود نداشت .
حمیده عظیمی لولتی وهمکارانش در سال1380 به بررسی افسردگی پس از زایمان در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر ساری پرداختند که در این پژوهش بین میانگین نمره های افسردگی پس از زایمان با برخی از خرده مقیاس های سلامت عمومی مانند شکایت جسمانی، اضطراب ، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی در سه ماهه سوم بارداری و8-6 هفته بعد از زایمان ارتباط معنی داری نشان داد. یافته ها همچنین نشان داد اگرچه میانگین نمره های افسردگی پس از زایمان در مادران بی سواد ، خانه دار، با وضعیت اقتصادی بد ، دارای زایمان طبیعی و دارای نوزادی با وزن کمتراز 2500 گرم ، نسبت به مادرانی که تحصیلات بالا داشته ، شاغل بوده ،و ضعیت اقتصادی خوب داشته ، زایمان به روش سزارین داشته و وزن نوزادشان بیشتر از 2500 گرم بوده است ، بالاتر بود ، اما از نظر آماری تفاوت معنی داری نداشتند . نتایج این پژوهش ارتباط معنی داری را میان افسردگی پس از زایمان با اضطراب ، تجربه رویدادهای فشار زای زندگی و سلامت روان پیش از زایمان و پس از ان نشان داد. در ادامه بیان نمودند که میانگین نمره های افسردگی پس از زایمان در افرادی که سابقه ی بیماری عصبی – روانی را در خود وخانواده گزارش نمودند بالاتر از گروه دیگر است ، اماتفاوت معنی داری دیده نشد . در این پژوهش رابطه ای بین افسردگی پس از زایمان و رتبه زایمان ، نوع زایمان نیز دیده نشد .
نتایج مطالعه دولتیان وهمکاران با عنوان رابطه نوع زایمان با افسردگی پس از زایمان نشان داد که بین نوع زایمان و افسردگی پس از زایمان رابطه معنی داری وجود دارد بطوریکه خطر افسردگی بدنبال زایمان سزارین دو برابر زایمان طبیعی ذکر شد.
مطالعه هادیزاده طلاساز وهمکاران در گناباد با عنوان مقایسه میزان افسردگی پس از زایمان طبیعی وسزارین اورژانسی در خانم های نخست باردار مراجعه کننده به بیمارستان 22 بهمن شهرستان گناباد(1382) حاکی از آن است که میانگین نمره افسردگی پس از زایمان در گروه سزارین اورژانسی نسبت به زایمان طبیعی افزایش داشته و براساس آزمون آماری تی ،دوگروه از این نظر اختلاف معنا داری داشتند همچنین بین نمره افسردگی پس از زایمان و کیفیت روابط زناشویی و سلامت روان رابطه معناداری وجود داشته است.
در مطالعه ای با عنوان شیوع افسردگی پس از زایمان و ارتباط آن با رویدادهای استرس زای زندگی در کرمانشاه که توسط مهشید جعفرپور وهمکاران صورت گرفت یافته ها حاکی از آن بود که از بین رویداد های استرس زا، تغییر قابل ملاحظه تعداد بگو مگو با همسر ، مشکلات با خانواده همسر ، آغاز با پایان یک دوره تحصیلی ، تغییر محل سکونت ، جدایی زوجین ، از دست دادن ملکی که در گرو بوده است و تغییر ساعت خواب بیشترین ارتباط را با افسردگی پس از زایمان داشتند . همچنین در این مطالعه بین تعداد و شدت رویدادهای استرس زای زندگی و افسردگی پس از زایمان ارتباط معنادار یافت شد .
در مطالعه شبیری و همکاران عوامل موثر نظیر سن ، تعدادزایمان ، میزان تحصیلات مادر ، شغل مادر ، میزان تحصیلات و شغل همسر ، دشواری نگهداری از فرزند با افسردگی بعد از زایمان ارتباط معنی داری را بین متغیر ها با افسردگی بعد از زایمان نشان داده است.
در مطالعه کیومرث نجفی وهمکاران با عنوان شیوع افسردگی بعد از زایمان در بیمارستان الزهرای شهر رشت در سال 1383 به این نتیجه دست یافتند که در آنالیز های آماری تفاوت معنی داری بین افسردگی پس از زایمان با اشتغال ، سابقه سقط و بچه مرده داشتن دیده شد که این ارتباط بین محل سکونت(شهر یا روستا) ، جنس نوزاد ، سن مادر ، تحصیلات مادر ، نگرش متفاوت به پسر و دختر، ناخواسته بودن بارداری با افسردگی پس از زایمان دیده نشد .

ب) مطالعات خارجی :
ونگ58 معتقد است تقریباً تمام زوج های نابارور، به علت تفکر غیر منطقی در خصوص نابودی نسل خود درجاتی از تنیدگی و افسردگی را تجربه خواهند کرد. در مراجعات زوجهای نابارور به کلینیک درمان نازایی مشاهده شده که تقریبا، تمامی آنها به درجاتی از تنیدگی و افسردگی دچار شدهاند.‬‬‬‬‬‬ همچنین وی در پژوهشی دیگر بیان کرده که افسردگی بعد از زایمان با تحصیلات مادر ومیزان استرس وی ارتباط معنی دار دارد و با جنس نوزاد ، نوع زایمان رابطه معنا داری پیدا نکرد.
در مطالعه Dennis و همکارانش، افسردگی بعد از زایمان با عدم آمادگی مادر برای پذیرش مسئولیت ، سترس مادر ، خواسته یا ناخواسته بودن بارداری ، وضعیت اقتصادی مادر رابطه ی معناداری یافتند که این رابطه با تحصیلات ، جنس نوزاد و شغل مادر دیده نشد.
در مطالعه Verdoux وهمکاران رابطه ی معناداری بین تحصیلات مادر ، بیماری مادر در طی حاملگی از قبیل دیابت ، فشارخون حاملگی ، درکل حاملگی های پرخطر با افسردگی پس از زایمان وجود داشته است.
در مطالعهBeck بین تاهل مادر ، عدم آمادگی مادر برای پذیرش مسئولیت ، سن مادر ، وضعیت اقتصادی مادر با افسردگی پس از زایمان رابطه معناداری وجود دارد .
درمطالعه اي ديگر ميانگين نمره افسردگي بر اساس آزمون افسردگي بك براي زنان نابارور 31/8 و براي زنان بارور 5/10 به دست آمد (بهرامي ، 2007). بيشتر مطالعات گزارش كرد ه اند كه در اغلب زنان تحت درمان ناباروري ، پاسخ منفي تست بارداري ، علايم افسردگي را در آنان تشديد مي نمايد(ولگستن، 2010) .
احساس افسردگي و نوميدي باعث كاهش رضايت مندي زنان نابارور از زندگي گذشته ، حال و آينده مي گردد ؛ ولي برخورداري از حمايت همسر و نيز منزلت اجتماعي شغلي وي رابطه مثبت با رضايت مندي اين گروه از زندگي كنوني و همچنين مجموع ادوار زندگي دارد ( صيف ، 2001 )

فصل سوم

روش پژوهش

روش شناسی تحقیق:
الف- شرح كامل روش تحقیق:
پژوهش حاضر از نوع کاربردی مي باشد كه شیوه اجرای آن از نوع همبستگی می باشد .

متغيرهاي پژوهش

متغیر پیش بین : افسردگی پس از زایمان
متغير كنترل : عوامل مامایی مادر ( تعدادحاملگی ها ، نوع زایمان ، ایجادعارضه در طی بارداری و وضع حمل ، سابقه سقط، سابقه نازایی ، خواسته بودن و یا ناخواسته بودن حاملگی، مشروع بودن بارداری و …) عوامل نوزادی (جنس نوزاد ، وزن نوزاد ، نوع تغذیه نوزاد ، بیماری نوزاد ، مرگ کودک و…) سن مادر ، تحصیلات ، شغل ، استرس داشتن ، خستگی مادر ، بیماری مادر ، آمادگی مادر برای نقش پذیری جدید و…) عوامل خانوادگی(حمایت اقتصادی ، حمایت اجتماعی ، تحصیلات همسر، شغل همسر ، رضایت از زندگی با همسر، محل سکونت ، علاقه وحمایت همسر و…

ابزار پژوهش و روش گردآوری
روش گردآوري اطلاعات در اين پژوهش عمدتا به صورت ميداني بوده و از طريق ابزار پرسشنامه صورت گرفته اما براي تكميل اطلاعات از منابع كتابخانه اي و سايت هاي معتبر اينترنت نيز استفاده شده است.
پرسشنامه هايي كه در اين پژوهش مورد استفاده قرار گرفت همراه با توضيحات مربوط به آن در زير آمده است:
1-پرسشنامه دموگرافیک و مامایی :
این پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات مامایی از قبیل عوامل مربوط به مادر که شامل : تعداد زایمان ها ، سابقه سقط ، تعدادحاملگی ها ، نوع زایمان ، ایجاد عارضه در طی بارداری و وضع حمل ، سابقه نازایی ، خواسته بودن و یا ناخواسته بودن حاملگی ، مشروع بودن بارداری و سن مادر ، تحصیلات ، شغل، استرس داشتن ، خستگی مادر ، بیماری مادر ، آمادگی مادر برای نقش پذیری جدید و…) عوامل خانوادگی (حمایت اقتصادی ، حمایت اجتماعی ، مذهب ، تحصیلات همسر ، شغل همسر ، رضایت از زندگی با همسر ، محل سکونت ، علاقه و حمایت همسر و…) ، عوامل نوزادی(جنس نوزاد ، وزن نوزاد ، نوع تغذیه نوزاد ، بیماری نوزاد ، مرگ کودک و…) می باشدکه روایی و پایایی آن توسط متخصصین زنان و اعضا هیئت علمی گروه مامایی به تایید رسیده شده است .

2-مقياس افسردگي بك :
در اين پژوهش از ابزار پرسشنامه افسردگي بك( 1961 ) براي سنجش سطح افسردگي آزمودني ها استفاده شد. پرسشنامه در ابتدا توسط آرون تي بك در دهة 1960 (BDI) افسردگي بك و به منظور سنجش و ارزيابي بود يا نبود افسردگي و نيز شدت آن در نوجوانان و بزرگسالان تهيه شده است و در سال( 1971) مورد تجديد نظر و در سال( 1978 ) انتشار يافت. اين پرسشنامه داراي 21 عبارت سوال است كه هر پرسش آن چهار گزينه(3-2-1-0 ) دارد. آزمودني ها با كشيدن دايره دور شماره اي كه با احساسشان در آن هفته متناسب تر است ، به سؤال ها پاسخ ميدهند. پانزده عبارت پرسشنامه مربوط به علايم روانشناختي و شش عبارت ديگر آن مربوط به علايم جسماني است . نمره كل افسردگي از طريق جمع نمرات به دست آمده از تمام عبارت ها محاسبه مي شود و دامنه آن بين 0 تا 63 متغير مي باشد . در اين پرسشنامه، نمره( 0تا 9) نشانه نبودن افسردگي، نمره( 10 تا 16 ) نشانه افسردگي ضعيف ، نمره( 17 تا 29 ) نشانه افسردگي متوسط و نمرات بالاتر از 30 گوياي افسردگي شديد مي باشد.
اعتبار و روايي اين پرسشنامه در سال هاي 1979 ، 1985 و 1986 به ترتيب توسط مارك، مندلسون و وارباف مورد بررسي قرار گرفت. اخيراً در مطالعه اي در دانشگاه علوم پزشكي تهران، بيمارستان روزبه ، براي اين آزمون روايي 70/0 و پايايي 77/0 به دست آمده است (كاوياني ، 2009).
با توجه به نمره گذاري اين پرسشنامه ، نمره بالاتر از 30 جهت شناسايي زنان افسرده و نمرات پايين از 10 براي شناسايي زنان غيرافسرده در نظر گرفته شد.

جامعه آماري، روش نمونه‏گيري و حجم نمونه

جامعه آماري در اين پژوهش کلیه زنان باردار شهر كرمانشاه بوده که در تابستان 1392زایمان کرده اند و جهت انجام مراقبت های بهداشتی به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمانشاه مراجعه نموده اند روش نمونه گیری مراکز ابتدا بصورت خوشه ای و سپس از هر خوشه چند درمانگاه بصورت تصادفی انتخاب شده است پس از آن نمونه ها بصورت دردسترس انتخاب شدند.

روش‌ها و ابزار تجزيه و تحليل داده‏ها

تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار spss19 و شاخص هاي آمار توصيفي ( فراواني ، ميانگين و انحراف معيار) و استنباطي ( ضريب همبستگي پيرسون و آزمون T گروه هاي مستقل ) انجام ميگردد.

فصل چهارم
تجزیه وتحلیل داده ها

یافته های توصیفی و استنباطی
فرضيه 1-1) بين خواسته يا ناخواسته بودن بارداري و افسردگي رابطه