دانلود کامل پایان نامه رشته هنر با موضوع چيستي تقدس در نقاشي

ارسال شده در هنر - گرافیک - صنایع دستی

تعداد صفحات پایان نامه: 130 صفحه

در این پست می توانید متن کامل پایان نامه رشته هنر با موضوع چيستي تقدس در نقاشي را  با فرمت ورد word دانلود نمائید:

 آموزشكده قائم

عنوان:

چيستي تقدس در نقاشي

 استاد راهنما:

سركار خانم سليمي

 دانشجويان :

فاطمه خلقتي

آذر حسني

 

مقدمه

تلقي ما از « واقعيت » آن چيزي است كه در اطرفمان مي گذرد بي آنكه ما بعنوان نيروئي كارساز در شكل دادن آن مشاركت كنيم مثلا گردش زمين به دور خورشيد از ديدگاه ما واقعيتي مسلم و بديعي است چرا كه بوسيله اراده طبيعت صورت مي گيرد .

« نيروي استقلال آدمي در مواجهه با « واقعيت » اغلب مقهور روابط زنجيره اي علت و معلولي مي شود و در نهايت راهي جز قبول آن به عنوان « واقعيت » اول (First Real) يا « بازتاب فيزيكي » هستي ندارد . اما اين يك روي سكه است .آدمي آميخته از دو جهان عظيم و پرانرژي است

« واقعيت » به ما مي گويد كه زمين به دور خويش وبه دور خورشيد ميگردد اما « واقعيت برتر» اين پديده را به مثابه يك سوال هستي شناسانه فلسفي مطرح مي كند .

«آدمي موجود غريبي است كه هر اينه در وجود خود مداقه كندبيشتر به اين نكته پي مي برد كه « نشاني از خداوند را بر دوش مي كشد » در طول تاريخ از ظهور بشرتاكنون همواره ميلي براي كاوش رازهاي جهان با انسان همراه بوده است و در اين راه آنچه به آدمي نيرو مي داده تاسير تكامل عقلاني خويش را بپيمايد اعتماد قلبي او به امكان وجود جهاني آرماني و مطلوب و لو در ذهنش بوده است .

تمامي سعي بشر براي ارتقاء وضعيت نابسامان خود در مقابل اضمحلال (آنتروپي)طبيعي موقعيتش در جهان توسل به قدرت پيچيده و عظيمي است كه در هر لحظه به دنبال رهيافت تازه اي براي كسب ايده آل ترين شرايط جهت تثبيت « هستي » او در جهان بوده است . اين هستي شامل همه نيازهاي بيولوژيكي و غير آن نظير وسوسه « كشف جهان ديگر » يا « پرسشهايي درباره ماهيت روح» نيز مي شود .

اين نياز كه جزء ذات آدمي است در فلسفه خلقت آدم بينهايت عميق و دقيق تشريح شده و اين آدمي كه همه چيز داشته ، اشباع شده هيچ نيازي ودردي را احساس نمي كرد و همه لذتها و همه نعمتها در دسترسش بوده ، گفتند از آن ميوه نخور اما به فريب شيطان تحريف شد و رفت و آن ميوه را خورد و اولين انعكاسي كه در او پيدا شده كاملا معلوم است كه ان درخت چيست و بيخود مفسرين اسرائيلي و اسلامي مي كوشند كه نوع آن را تعيين كنند كه انگور بوده يا گندم بوده يا چيزي ديگر . اين معلوم است كه در قرآن مي گويد بعد از آن كه ميوه را خورد خدا به سراغشان آمد ديد نيستند صدايشان زد ديد نمي ايند ، گفتند ما از عرياني خود شرم داريم . خدا فهميد از ان درخت خورده اند يعني قبلا عرياني خودشان را زشتي خودشان را ، وقاحت خودشان را ، وضع خودشان را كه چگونه هستند ، حس نمي كردند . وبراي همين خوشبخت بودند و براي همين توي بهشت بودند . اين ميوه ، راست و صريح در تواره ميوه بينايي و ميوه اگاهي اعلام شده است و به همين صراحت هم در قرآن است و كاملا از متن هم پيدا است كه اين ميوه ممنوع تا از حلقوم اين آدم فرورفت بهشت در چشمش و در احساسش جهان خاكي پراز رنج ، صغير و كم و كمتر از انسان و كمتر از نياز انسان شد . اين معني سقوط و هبوط است ، بهشت عدن در روي زمين بوده است و همين زمين است و مي بينيم الان و هميشه مي بينيم كه انسانها به ميزاني كه از آن ميوه (آگاهي ) بيشتر خورده اند خود را در زمين در تنگناي بيشتر و با احساس كمبود بيشتر و به رنج بيشتر زيستن را و زندگي را حس مي كنند و به ميزاني كه كمتر خورده اند آرامش را بيشتر دارند و از لذتها بيشتر لذت مي برند واشباع مي شوند و نيازهايشان زود با قرعه كشي بانك عمران رفع
مي شود . آن نياز بوده است كه اگر « همه » بودن وهمه « وجود » در اختيار گرسنگي و عطش اين روح قرار بگيرد باز احساس گرسنگي مي كند يكي از اقوام ما مريض شده بود مي گفت كه من نشست كردم . گفتم چرا ؟ شش ماه استخدام شده بود و حقوقش ماهي 178 تومان يكجا آمده بود و همسايه ها اقوام ، او را چشم كرده بودند وكسي كه اين احساس را دارد چقدر دنيا را پر مي بيند و تا چه حد همه نيازهايش بر آورد ه است واين است كه مي گويند در بهشت با يك صلوات هر چه را بخواهد در دست او قرار مي گيرد . و از اين ساده‌تر مي شود . و حرف ازاين راست تر هست . حالا اين ادمي كه اين ميوه را خورد و اين ميوه يكبار خورده نشد و انسان همواره در حال خوردن آن ميوه مي باشد .چرا ممنوع ؟ زيرا از آن راحتي و اشباع و آسودگي و رفاه و خوشي آدم مي افتد و بعد در دنيا كمبود احساس مي كند . و ديوارهاي هستي را برروي روحش تنگ حس مي كند ورنج مي برد . و جهان و اين ماده به مقداري ندارد كه اورا براي هميشه راضي نگهدارد . هميشه در حال رفتن در حال جستجو و تلاش و در حال و كار و انتظار است ، سير نمي شود و هر كس از آن ميوه مي خورد و به خود آگاهي بيشتر مي رسد نياز بيشتر احساس مي كند و عصيان يعني اين . چه كسي عصيان مي كند ؟ خود آگاه عصيان مي كند . عصيان در مقابل اراده خداوند . اراده خداوند چيه ؟ اراده خداوند قوانيني است كه در تاريخ وجود دارد . اراده خداوند قوانيني است كه در طبيعت وجود دارد . اراده خداوند قوانيني است كه در قبيله و جامعه و اجتماع انساني وجود دارد . قوانيني است كه در فيزيولوژي و اندان من بعنوان يك بشر بعنوان يك موجود زنده در اين جهان وجود دارد . پس اراده خداوند كه به ما مي گويد كه از آن ميوه نخور ، يعني اين چهار محيط و چهار جبر و چهار زنجيري كه مي گويد در جو بماند . به بينائي و خود آگاهي
مي رسد كه از جبر طبيعت و از جبر تاريخ و از جبر جامعه و جبر خويشتن رها شدم و همانست كه هگل مي گويد . اراده مطلق ، آزاد از بند نخستين بي نهايت ابتدا و همين حرف هگل است كه عرفان ما بوده و همان حرف هگل است كه مذهب ما مي گويد كه ما به سوي خدا باز مي گرديم . و همين حرف است كه مي گويد در مذهب ما انسان را به صورت خويش آفريديم و مي گويد من او را جانشين خويش در روي زمين ساختم يعني اين انسان ، در كوشش خودش در رها شدن از بند طبيعت و قوانيني كه طبيعت براي ساختمان او و در ساختمان او دخالت مي دهد و در آن حال انسان ديگر يك حيوان ويك گياه است و همچنين از زندان تاريخ نجات مي دهد ،آنطوري كه هيستوريسم مي گويد يعني هر كسي ساخته و پرداخته تاريخ خودش مي باشد .

تمايل انديشه آدمي براي آفرينش « واقعيت برتر » توسل به كشف و شهودي دروني است كه احساسي از « وصل »و « ارتباط » با جهان هستي را به همراه دارد »

در مواجهه با اين جهان راز آلودگي ادمي ناگزير از پذيرش مشيت خداوندي است .

و كلمات چه بسيار حقيرند

آنجا كه بايد

كرنش كرد …

« يكي از توانمندترين ابزارهاي انديشگي بشر « ذهن » اوست . اين نبرد كه مثابه سرچشمه تمام آفرينش هاي انسان به شمار مي رود از استعدادهاي خاصي برخوردار است كه « انسان » را از انواع ديگر فراورده هاي طبيعت تمايز مي بخشد .

اين استعداد ، توانايي آفريدن مفاهيمي است كه به صورت عيني (objective) در طبيعت يافت نمي شوند به بياني ديگر « ذهن » مي تواند آن جهاني را به انديشه انسان بياورد كه از « نظام» جهان بيروني و عيني تبعيت نمي كند . اين قابليت « آفرينش خلاقه » يا آفرينش هاي ثانوي
(Duaism Creative) موجب مي شود تا آدمي قادر شود جهان آرماني خويش را در دل طبيعت بر پا سازد ، معيارهاي عظيم و رياضي وار ، آثار هنر بديع و بي بديل ابزارهاي مدرن و پيشرفته و مهم تر از همه « باورهاي نوين » و خلاقانه ذهني كه معادل هاي مادي ندارند »

انسان به كمك ذهن خويش مي تواند از وقايع جهان عيني و پيرامون خود برداشت هايي داشته باشد اما برداشت را نبايد به منزله ضبط يا تقليد و كپي انگاشت بلكه برداشت از جهان به معني تجزيه و تحليل و آفرينش دوباره آن در انديشه آدمي است بدين ترتيب انسان به كمك پديده هاي عالم كارگاه ذهن خود را فعال مي كند و به باورهاي دروني خويش تجسم مي بخشد .

تولد مفاهيم عددي و محاسبات پيچيده رياضي و هندسه و نيز تصاوير انتزاعي
( آبستره ) در نقاشي همگي محصول ذهن هستند .

محاسبات رياضي و مفاهيم عددي و هندسه و نظاير آن به علت قدمت و كهنسالي كه در ميان بشر دارند به عنوان اموري عادي و قرار دادهايي هميشگي پذيرفته شده اند و عموما كاربردي بودنشان آنها را از خطر بي توجهي و عدم اعتماد انسان مصون نگه داشته است و شايد هم آنقدر تكرار شده اند كه ديگر كسي خودش را براي درك و فهم عمقي و دروني آنها به زحمت نمي اندازد اما تصاوير آبستره نقاشي ، پس از حدود 1 قرن كه از پيدايش آنها مي گذرد هنوز مورد بي اعتمادي و عدم درك و توجه مخاطب قرار گرفته و گاهي عادلانه از سوي گروهي اتفاقي گذرا و بي ريشه و بي هدف به بياني حرفه اي تر نوعي هنر صرفا تزئيني قلمداد مي شوند .

هدف من جستجوي همين « ربط » بود و تلاشي براي پاسخگويي اولين سوالي كه مخاطب با ديدن اين آثار از خود مي پرسد ، همه « اين چيست » ؟ هايي كه بي جواب مانده اند و اينكه هنرمندان در اين بازيهاي رنگي به دنبال چه چيزهايي بودند و ارمغان سالها تلاش وتفكر آنان چه بود . اعتقاد به كلمه افرينش و مفهوم هرگز ، اثر يك ذهن جستجو گر و خلاق را بيهوده نمي انگارد.

اما هنر عبارت است از : كوشش انسان براي برخوردار شدن از آنچه كه بايد باشد امانيست . بنابراين انسان كه خودش را تنهامي يابد بوسيله هنر است كه مي خواهد براين زمين و اسمان و با آن اشيايي كه با او متجانس نيستند ، با او بيگانه هستند ، رنگ آشنايي و تفاهم بزند تا آنرا درك كند1 . بنابراين يك كار هنر اين است كه بعد از آنكه انسان با آگاهي انساني بيشتر گريز از طبيعت كرد و طبيعت را با خودش بيگانه ديد و خودش را در طبيعت غريب يافت به كمكش مي ايد تا احساس غربت در او تخفيف پيدا كند

چكيده

حقيقت بواسطه هنر ( نقاشي ) يافت می شود و تقدس بخشی از بیان هنر است که در اين تحقيق چكيده اي از تقدس ، هنر و نقاشي بررسي شده است .

در هر هنري مي توان تقدس را يافت و رابطه تقدس در هنر و تقدس در نقاشي مورد بحث این پژوهش است . هنر بدون حقيقت معنا ندارد و در طول تاريخ هنرمنداني بودند كه بعد از رسيدن به حقيقت هنر را يافتند.

اين تحقيق شامل يك مقدمه و سه فصل مي باشد مقدمه اين تحقيق در مورد روح آدمي و واقعيت انسان و نيروي استقلال آن صحبت شده .

و در فصل اول تقدس ، تعريف آن و تقدس درهنر را بررسي كرده ام كه ارتباط عقل و روح تقدس رامشخص مي كند و خلاصه اي ازمتافيزيك توضيح داده شده . فصل دوم تعريفي از هنر را داريم و سپس در مورد احساسات مقدس انسان و بيان آن است . معرفت معنوي هنر مورد بررسي است .

دين و هنر معنوي نيز توضيح داده شده و اين مبحث درمورد اين مي باشد كه چه نوع هنري تقدس ناميده مي شود در واقع هر اثري كه عنوان ديني داشته باشد نمي توان گفت كه اين اثر تقدس دارد . و نمونه اي از آثار هنرمنداني چون : ال گر كو ، پير و دلافرانچسكاويك اثر هنر اسپانيايي آمده . با اين گونه نمونه هاي آثار بهتر مي توان تشخيص داد كه كدام نقاشي جزء هنر مقدس مي باشد .

فصل سوم اين تحقيق به نقاشي اختصاص داده شده كه تقدس در نقاشي مورد بررسي است و معناي تقدس در نقاشي تقدس رنگ در نقاشي و چندي از اثار تقدس دار چون پيكاسو ، پل كله ، كاندينسكي ، موندريان را مي توان ديد.

بخش اول

 تقدس

فصل 1: تعريف تقدس و روحانيت در هنر

ابتدا عقل را مورد بررسي قرار مي‎دهيم و ارتباط عقل و وحي.

پنج صفت براي حقيقت عقل ذكر مي‎شود كه در اجسام مادي به چشم نمي خورد.

  • چشم نمي تواند خود را ببيند در حالي كه عقل مي‎تواند ذات و صفات خود را مورد تعقل قرار دهد و در عين حال مي‎تواند به همين معرفت خود علم حاصل كند.
  • براي چشم، ديدن اشيا بسيار دور يا بسيار نزديك بغايت دشوار است، در حالي كه عقل مي‎تواند در يك طرفة العين (به هم زدن چشم) همه عالم را تعقل كند.
  • چشم نمي تواند اشيا كثيف و مظلم مادي را رويت كند در حالي كه براي عقل رسوخ در ذات هر چيزي ممكن است گويي همه چيز به قلمرو عقل تعلق دارد.
  • چشم فقط مي‎تواند سطح بيروني اشيا را مشاهده كند اما عقل مي‎تواند به ماهيت و ذات دروني اشيا راه يابد.
  • چشم نمي تواند اشيا نامتناهي را ببيند در حالي كه عقل مي‎تواند اشيا نامتناهي مثلاً اعداد نامتناهي را ادراك كند خلاصه آنكه از نظر غزالي اگر عقل از بند محسوسات و صور خيالي آزاد شود خطاناپذير است.

خلاصه عقل را به دو بخش كلي و جزئي تقسيم مي‌كنند و مولانا در دو بيت آن را توضيح داده:

عقل دو عقل است عقل مكسبي                                      كه در آموزي تو در مكتب حسبي

عقل ديگر بخشش يزدان بود                                         چشمه آن در ميان جان بود

تقدس نوعي متافيزيك ميباشد.

متا به معني (بعد) و يا فرا و فيزيك به معني طبيعت يا سرشت است، بنابراين «متافيزيك» به معني بعد از طبيعت و آن لفظي است يوناني و اولين بار اين كلمه براي كتاب دوم ارسطو بكار رفته است، كتاب اول ارسطو مربوط به «فيزيك» بود و از اين جهت كتاب ديگر او «متافيزيك» يعني كتاب بعد از «فيزيك» ناميده شده است و چون ارسطو در اين كتاب از مسايل مربوط به خدا، آسمان و امور دروني روح و ذات صحبت كرده بود اين شد كه اين لفظ بعداً براي اين قبيل مسايل معمول گشت. مسايل فراسرشتي مخصوصاً در قرون وسطي منحصراً مربوط به مسايل آسماني و خدايي بود و بعداً دوره باز زايش و روشني افكار به اين طرف، مسائلي كه منحصراً در فلسفه مورد بحث قرار گرفت جزء مسايل فراسرشت محسوب گرديد،به عبارت ديگر مي‎توان گفت، پاسخ غالب مسايل فلسفي به عهده فراسرشت محول شده است پس مسايل فلسفي بدين ترتيب در زمرة مسايل فراسرشت مي‎باشد با اين تفاوت كه بعضي از مسايل فراسرشت خالص هميشه در پرتو فلسفه باقي خواهد ماند و از حدود مسايل علمي خارج خواهد بود. از قبيل مسايل مربوط به ذات و الهيات و غيره … اين قبيل مسايل را كانت بكلي از حيطة فلسفي خارج كرده است و آنها را بعهده مسائل فراسرشت خالص واگذار مي نمايد، و بحث دربارة آنها را بي نتيجه مي شمارد و برخي ديگر را كه جنبه عملي مي‎تواند داشته باشد و به درد زندگي و سعادت انساني مي خورد كار فلسفه مي داند، اكنون با تمام اشكالاتي كه براي تعريف هنر وجود دارد سعي مي كنيم آنرا تعريف كنيم و بعد از قول فلاسفه و دانشمندان در تاييد نظرات خود شاهد بياوريم يعني آنچه را كه ما قبلا ادعا مي كنيم بعدا بوسيله آنها تاييد مي نماييم.

فصل 2: تقدس در هنر

هنگاميكه پيغمبر (ص) مكه را فتح كرد، نخست به ساحت مقدس آن قدم نهاد و سوار بر شتر طواف كعبه را بجا مي‎آورد. اعراب مشرك دور و بر كعبه را با كمربندي از سيصد و شصت بت كه هر يك به يك روز سال قمري اختصاص داشت، پوشانده بودند. حضرت پيغمبر در حالي كه اين بتها را با عصاي خود لمس مي كرد، يكي را پس از ديگري واژگون مي ساخت و در عين حال اين آيه قرآني را تلاوت مي فرمود: «بگو اي پيغمبر كه حق آمده و باطل نابود شده است، همانا باطل نابود شدني است» (سورة اسراء آيه 33) پس از آن كليد كعبه را به وي دادند و او وارد كعبه شد. ديوارهاي داخلي كعبه با نقاشي‌هايي كه يك هنرمند بيزانسي، به دستور متوليان مشرك كعبه، رسم كرده بود، تزيين يافته بود. آنها صحنه هائي از زندگي حضرت ابراهيم و برخي از آداب و رسوم مشركان را نشان مي داند. همچنين تصويري از حضرت مريم و فرزند او عيسي (ع) ديده مي شد. در حاليكه حضرت محمد اين شمايل حضرت مريم را با دو دست محكم نگه‌داشته بود، دستور داد تا همه پيكرهاي ديگر نابود شود. شمايل حضرت مريم بعداً در يكي از آتش سوزيهاي كعبه ويران شده و اين حكايت نمايشگر معنا و مفهوم آن چيزي است كه به غلط «شمايل شكني اسلامي» ناميده مي‎شود و بهتر است آن را عدم گرايش به شمايل نگاري بناميم. اگر كعبه قلب انسان باشد، بتهايي كه در آن هستند نمودار اميال و شهواتي است كه قلب را احاطه كرده اند و عايق و مانعي در راه خداوند هستند. منع و تحريم شمايل نگاري در اسلام به معني دقيق كلمه فقط در مورد تصوير ذات الهي صدق مي‌كند. بنابراين اسلام از اين جهت همان وجهه نظر شريعت موسي و يا بطور دقيق تر، توحيد ابراهيمي را كه اسلام خود را احيا كننده و مجدد آن مي‎داند دارد.

مقايسه وقوف اسلام نسبت به پيكره ها و تماثيل، با موقف كليساي ارتدكس يونان، آمرزنده است. چنانكه مي دانيم كليساي روم شرقي يك بحران شمايل شكني را پشت سر گذاشت و شايد در اين امر اسلام در آن بي تأثير نبود. كليسا مسلماً مجبور شد تا تعريف نقش تمثيل مقدس يا شمايل را از نو مورد مطالعه قرار دهد. هفتمين شوراي كليسا در تاييد پيروزي ستايشگران تصويرهاي مقدس، تصميم خود را با كلمات زير موجه ساخت:

«خداوند در ذات خويش وراي هر گونه توصيف و تصوير ممكن است ولي از آنجا كه كلمه الهي طبيعت انساني بخود گرفت و آنرا با آميختن با جمال الهي به صورت الهي خود باز گردانيد و با آن وحدت يافت، خداوند را مي‎توان و بايد از طريق صورت انساني عيسي مسيح ستايش كرد.»

اين گفتار چيزي بيش از بكار بردن عقيده تجسم و تجسد الهي نيست و نشان مي‎دهد كه تا چه حد اين نحوه تلقي از اشيا با وجهه نظر اسلام تفاوت دارد. با وجود اين هر دو نظرگاه از لحاظ قول به طبيعت الهي انسان وجه مشتركي دارد. براي قوم آريا مانند ايرانيان و نيز براي مغولان، صور ترسيمي، براي بيان هنر آن چنان طبيعي است كه نمي توانند آنها را ناديده بگيرند. ولي نكوهش هنرمنداني كه در صدد تقليد از آثار خالق هستند، با وجود اين به قوت خود باقي است زيرا هنر تمثيلي اسلامي هميشه از طبيعت گرايي پرهيز كرده است. علت اينكه نگارگري ايراني از
چشم اندازهايي كه در انسان توهم فضاي سه بعدي را ايجاد مي‌كند. استفاده نكرده و يا از ترسيم بدن انسان به صورت سايه روشن اجتناب ورزيده است، صرفاً ساده لوحي و يا جهان نسبت به روش ها و وسايل بصري نبوده است. به همين نحو پيكر تراشي جانوران كه گاهي در عالم اسلام با آنها روبرو مي شويم هرگز از حدود نوعي سبك قراردادي تجاوز نكرده است و نتيجه كار آنرا نمي‌توان محتملاً با موجودات زنده و ذي روح اشتباه كرد.

ماحصل اين پرسش كه آيا هنر تصويري در اسلام ممنوع است يا جايز، اين است كه هنر تصويري مي‎تواند به خوبي در جهان بيني اسلامي تلفيق شود به شرط آنكه حدود صحيح خود را فراموش نكند ولي با وجود اين باز هم نقش پيراموني خواهد داشت و مستقيماً در اقتصاد معنوي اسلام سهمي ندارد. ولي عدم گرايش به شمايل نگاري در اسلام، دو جنبه دارد: از يك سو ضامن و مويد عظمت ازلي انساني است و وجود آدمي كه در صورت خداوند آفريده شده است نمي يابد مورد تقليد قرار گيرد، و همچنين يك اثر هنري كه ضرورتاً محدود و يك جانبه است، نبايد حق او را غصب كند. از سوي ديگر هيچ چيزي كه حتي به شيوه نسبي و گذرا بتواند به شكل نوعي «بت» درآيد، نبايد ميان انسان و حضور نامرئي خداوند عايق و مانعي ايجاد كند. در اسلام آنچه هر چيز ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد، شهادت «لااله الا الله» است.

تصوير شماره (1) نمونه نقاشي داخل كعبه است برشي كه از كعبه خورده نشان مي‎دهد كه نقاشي داخل خانه خدا در كدام قسمت قرار دارد.

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

از لینک زیر می توانید دانلود کنید :

فایل ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان است.

برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید

 دانلود متن کامل پایان نامه هنر با موضوع چيستي تقدس در نقاشي

 

مطالب مشابه را هم ببینید

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید !

سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه ، تحقیق ، پروژه و مقالات دانشگاهی در رشته های مختلف است. مطالب مشابه را هم ببینید یا اینکه برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید

دانلود کامل پایان نامه مقطع کارشناسی رشته هنر با موضوع سوپر پنل
دانلود کامل پایان نامه کارشناسی رشته هنر درباره طراحي لباس
دانلود کامل پایان نامه مقطع کارشناسی رشته هنر درباره صنعت چاپ
تحقیق :منابع الهام هنرهاي آرنوو سرآغاز طراحي قرن بيستم
تحقیق :سيري در نگارگري ليرلتي از قديم تا اكنون