افسردگی، زایمان، 05/0، آزادی، دو-، دار آماره، افسردگي، آزادی سطح، افسردگي ارزش درجه، نوزاد

پیرسون
29.412a
1
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه روابط با همسر و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-3) بين رضايت زناشويي و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 39- وضعيت رضايت زناشويي و افسردگي

دارد
ندارد
مجموع
افسردگی
دارد
38
40
78

ندارد
302
20
322
مجموع
340
60
400

جدول 40- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت رضايت زناشويي و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
100.040a
1
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه رضايت زناشويي و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-4) بين رابطه با مادر و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 41- وضعيت رابطه با مادر و افسردگي

دارد
ندارد
مجموع
افسردگی
دارد
9
69
78

ندارد
322
0
322
مجموع
331
69
400

جدول 42- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت رابطه با مادر و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
344.225a
1
.000
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه افسردگی و رابطه با مادر رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-5) بين رابطه با خانواده همسر و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 43- وضعيت رابطه با خانواده همسر و افسردگي

دارد
ندارد
مجموع
افسردگی
دارد
30
48
78

ندارد
298
24
322
مجموع
328
72
400

جدول 44- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت رابطه با خانواده همسر و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
124.440a
1
.000
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه افسردگی و رابطه با خانواده همسر رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-6 ) بين حمايت خانوادگي و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 45- وضعيت حمايت خانوادگي و افسردگي

دارد
ندارد
مجموع
افسردگی
دارد
21
57
78

ندارد
307
15
322
مجموع
328
72
400

جدول 46- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت حمايت خانوادگي و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
199.137a
1
.000
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه حمايت خانواده و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-7) بين نوع زندگي و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 47- وضعيت نوع زندگي و افسردگي

مستقل
با بستگان
مجموع
افسردگی
دارد
40
38
78

ندارد
225
97
322
مجموع
265
135
400

جدول 48- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت نوع زندگي و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
9.709a
1
.002
تعداد
400

مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه نوع زندگي و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-8 ) بين درآمد خانواده و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 49-وضعيت درآمد خانواده و افسردگي

زير يک ميليون
بين 1 – 1.5 ميليون
بين 2-3 ميليون
مجموع
افسردگی
دارد
78
0
0
78

ندارد
69
204
49
322
مجموع
147
204
49
400

جدول 50 – آزمون كاي دو –رابطه وضعيت درآمد خانواده و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
166.764a
2
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 2 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه در آمد خانواده و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-9) بين رضايت از وضع اقتصادي و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 51- وضعيت رضايت از وضع اقتصادي و افسردگي

دارد
ندارد
مجموع
افسردگی
دارد
0
78
78

ندارد
142
180
322
مجموع
142
258
400

جدول 52- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت از وضع اقتصادي و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
53.329a
1
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه رضايت از وضع اقتصادي و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-10) بين محل سكونت و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 53- وضعيت محل سكونت و افسردگي

شهر
روستا
مجموع
افسردگی
دارد
21
57
78

ندارد
304
18
322
مجموع
325
75
400

جدول 54- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت محل سكونت و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
187.717a
1
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر رابطه محل سكونت و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-11) بين تجربه رويداد تنش زا و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 55- وضعيت تجربه رويداد تنش زا و افسردگي

0-1
2-3
4-5
بيش از 5 بار
مجموع
افسردگی
دارد
0
12
15
51
78

ندارد
222
78
22
0
322
مجموع
222
90
37
51
400

جدول 56- آزمون كاي دو –رابطه وضعيت تجربه رويداد تنش زا و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
276.930a
3
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 3 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه تجربه رويداد تنش زا و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فرضيه 4-12) بين سابقه بيماري عصبي و افسردگي رابطه وجود دارد.
جدول 57- وضعيت سابقه بيماري عصبي و افسردگي

دارد
ندارد
مجموع
افسردگی
دارد
66
12
78

ندارد
18
304
322
مجموع
84
316
400

جدول 58- آزمون كاي دو –رابطه بين سابقه بيماري عصبي و افسردگي

ارزش
درجه آزادی
سطح معنی دار
آماره کای دو- پیرسون
236.361a
1
.000
تعداد
400
مشاهده میشود آماره کای دو پیرسون با درجه آزادی 1 از نظر آماری معنادار است و سطح معنادار از 05/0 کمتر می باشد بنابراین فرض صفر مبنی بر عدم رابطه سابقه بيماري عصبي و افسردگی رد می شود و فرضیه پژوهش با اطمینان 95 درصد تایید می گردد.‬

فصل پنجم
نتیجه گیری

هدف از مطالعه حاضر بررسی عوامل مستعد کننده افسردگی پس از زایمان بود که یافته های این مطالعه در قالب چهار فرضیه جامع بیان شده که در زیر به بحث و تفسیر هر یک از نتایج پرداخته ایم.
– فرضیه اول: عوامل مامایی مادر (تعدادحاملگی ها ، نوع زایمان ، ایجاد عارضه در طی بارداری و وضع حمل ، سابقه سقط ، سابقه نازایی، خواسته بودن و یا ناخواسته بودن حاملگی ، مشروع بودن بارداری و…) با افسرگی پس از زایمان رابطه دارد.
– نوع زایمان:
نتایج تجزیه وتحلیل نشان داد که ارتباط معنی دار آماری بین زایمان به شیوه سزارین ،سزارین اورژانسی و زایمان به روش طبیعی وجو دارد.بطوریکه 8 درصد و11 درصد از زنانی که سزارین الکتیو و یا اورژانسی داشته اند به افسردگی پس از زایمان مبتلا شده اند.نتایج حاصل از این پژوهش با پژوهش های دولتیان وهمکاران ، فرزاد وهمکاران ،رحمانی وهمکاران هم خوانی دارد بطوریکه بروز افسردگی در گروه سزارینی بمراتب بالاتر بوده که این امر می تواند با توجه به تنش ناشی از جراحی و یا عدم آگاهی کافی مادر برای سزارین احتمال افسردگی پس از زایمان قابل توجیه باشد علاوه بر این با توجه به شیوع استفاده از روش های بی درد در زایمان طبیعی این کاهش چشمگیر باشد!این امر درحالی است که در مطالعه پاتل وهمکاران ارتباط معنی داری بین نوع زایمان و افسردگی پس از زایمان وجود نداشت همچنین در مطالعه شریفی وهمکارانش میانگین نمره افسردگی در دو گروه زایمان طبیعی و سزارین اختلاف آماری معنی داری دیده نشد!
– خواسته یا ناخواسته بودن بارداری:
در مطالعه حاضر 3/19 درصد از 5/34 درصد افرادی که حاملگی آنها ناخواسته بوده به افسردگی پس از زایمان مبتلا شده اند . حاملگی نا خواسته واقعه ای غیر منتظره ای است که مسئولیت های خارج از توان و استرس زیادی را به زنان تحمیل می کند. در پژوهش یافته ها حاکی از آنست که نا خواسته بودن بارداری یکی از عوامل مهم وپیشگو در بروز افسردگی پس از زایمان می باشد . نتایج حاصل با یافته های ملکوتی، شهیدی ،صحتی شقایی ،حسن زهرایی ،حسینی،غفاری نژاد ،خرمی راد ،لشکری پور وهمکاران همسو می باشد.
– تفکر خود وهمسر درباره جنسیت فرزند:
در مطالعه حاضر بین تشابه تفکر و علایق همسر و افسردگی پس از زایمان ارتباط آماری معنی داری وجود دارد بطوریکه به نظر می رسد که همسرانی که از کیفیت ارتباطی و تفاهم خوبی برخوردارند رفتارهای یکدیگر را به گونه ای مثبت می پذیرند و سبب افزایش شادمانی ، وضعیت تندرستی بهتر و رضایت از زناشویی می شود دراین مطالعه ارتباط آماری میان رضایت مادر از جنس نوزاد با بروز افسردگی پس از زایمان وجود داشت بطوریکه میزان بروز افسردگی در زنانی که از جنس نوزاد خود ناراضی بودند صد درصد بود که با مطالعه صدر و همچنین مطالعه لی و همکاران هم راستا بوده ، اما در پژوهش حاضر ارتباطی میان رضایت همسر و افسردگی پس از زایمان در زنان معنادار نبود . نتایج این مطالعه با مطالعه چی به نقل از صدر متفاوت است . در مطالعه شهیدی دیده شده که زنانی که همسرانشان از حاملگی اخیر رضایت نداشتند به مراتب افسرده تر بودند که عکس پژوهش حاضر می باشد.
– سابقه سقط ، اقدام به سقط در حاملگی اخیر:
در پژوهش حسن زهرایی وهمکاران بین سابقه سقط ومرده زایی و افسردگی پس از زایمان ارتباط معنی داری دیده نشده است که عنوان کرده ممکن است به خاطر ارتباط وتک عاملی نبودن آن در بروز افسردگی باشد همچنین لشکری پور مثل حسن زهرایی این ارتباط را معنی دار ندانسته است! اما این ارتباط در مطالعه غفاری نژاد و صدر دیده شده که با مطالعه حاضر همسو می باشد. در این پژوهش مشابه پژوهش جوزفسون به نقل از صدر رابطه معناداری میان سابقه سقط و اقدام به سقط در بروز افسردگی پس از زایمان وجود دارد که به نظر می رسد مادرانی که سابقه سقط را داشته اند احساس شکست ، نا امیدی و بی کفایتی بیشتری می کنند.
– تعداد زایمان و نوبت زایمان:
در مطالعه بک و وردوکس به نقل از صحتی شقایی ارتباطی بین افسردگی با تعداد زایمان یافت نکرده است اما مطالعه آبادیان ،صحتی شقایی ، رحمانی در مورد ارتباط تعدداد زایمان ونوبت زایمان با افسردگی با مطالعه حاضر همسو است بطوریکه افزایش تعداد فرزندان منجر به افزایش مسئولیت مادران شده در نتیجه زمان کمتری برای پرداختن به استراحت دارند و آنان را مستعد ابتلا به افسردگی می کنند این درحالی است که در مطالعه شهیدی ، لشکری پور ارتباط معنی داری میان تعداد فرزندان با افسردگی پیدا نکرده اند.

– فرضیه دوم: عوامل نوزادی (جنس نوزاد ، نوع تغذیه نوزاد ، بیماری نوزاد ، مرگ کودک و…) با افسرگی پس از زایمان رابطه دارد.
– جنس نوزاد:
شقایی و همکاران ارتباطی میان جنس نوزاد در بارداری با افسردگی ندیده است شاید این امر بدلیل این باشد که اکثر مادران در مطالعه شقایی نخست زا بوده اند و در اولین زایمان بیشتر از جنسیت به سلامت نوزاد فکر می کنند و جنسیت تحت الشعاع شادی ناشی از اولین تجربه پدر ومادر شدن قرار می گیرند اما درمطالعه حاضر دیده شد که مادرانی که نوزاد دختر بدنیا می آورند افسردگی خفیفی را نشان داده اند که می تواند ناشی از عوامل فرهنگی جامعه مورد مطالعه باشد . لشکری پور نیز دلخواه نبودن جنسیت مورد انتظار را از عوامل مرتبط با بروز افسردگی دانست!
– نوع تغذیه نوزاد:
در مطالعه حاضر بین نوع تغذیه نوزاد با افسردگی پس از زایمان ارتباط آماری معنی داری وجود داشت بطوریکه میزان شیردهی از پستان در مادران غیر افسرده به مراتب بیشتر بود واین از نظر آماری معنادار بود. به نظر می رسد که شیردهی نقش مهمی در بهبود عاطفی و سازگارشدن با نقش مادری دارد بنابراین مادران احساس رضایت بیشتر و استرس کمتری را تجربه می کنند و در نتیجه کمتر افسرده می شوند که یافته های این پژوهش با یافته های خدیو زاده و همکاران ، صحتی شقایی و همکاران ، حسن زهرایی ، غفاری نژاد ،کاپلان و سادوک مرتبط و هم نظر است. در پژوهش یاسمی نیز ارتباط معنی داری میان نحوه شیردهی با افسردگی پس از زایمان دیده شده است که این ارتباط در پژوهش لشکری پور وهمکارانش معنی دار نبوده است.
– بستری شدن ، بیماری و مرگ نوزاد:
در مطالعه رحمانی و همکاران بستری شدن نوزاد می تواند در بروز افسردگی پس از زایمان دخیل باشد در مطالعه حاضر نیز یافته ها حاکی از آن است که مادرانی که نوزادشان بستری شده و یا در حال حاضر به بیماری هایی از قبیل زردی ، تب ، مشکلات شنوایی و یا جسمی بوده اند بخاطر داشتن حس گناه و یا تاخیر در برقراری عاطفی بین مادر وکودک در معرض ابتلای بالا به افسردگی می باشند.همچنین مطالعه حاضر نشان داد مادرانی که پس از طی دوران بارداری نوزادان مرده بدنیا آورند و یا درکمترازیک ماه بنا به دلایلی فوت نمودند میزان ابتلا به افسردگی پس از زایمان را در سطح بالاتری و با شدت بیشتری از خود نشان